گفتگو با رهبر گروه موسیقی محلی خزر

ریشه‌های شرقی

قطعاً موسیقی و بخصوص موسیقی فولکلور محلی نقش بسزایی در فرهنگ عامه و مردم یوگسلاوی داشته است. گرچه موسیقی‌های جدید غرب طرفداران بیشتری را در بین نسل جوان جامعه یوگسلاوی دارد، اما کماکان افراد میان‌سال و مسن جامعه یوگسلاوی علاقه و عرق خاصّی نسبت به موسیقی قدیم خود دارند. یکی از مکان‌هایی که موسیقی را آکادمیک و کلاسیک عرضه و معرفی می‌کند،مدرسه موسیقی استانکوویچ می‌باشد. 90 سال از تاریخ تأسیس این مدرسه می‌گذرد و تحت پوشش آکادمی علوم و هنر صربستان می‌باشد.اخیرا این مدرسه با برگزاری پنج کنسرت موسیقی، نودمین سال موجودیت خود را جشن گرفت. نکته جالب این کنسرت ها، بخشی از برنامه‌ها بود که توسط جوان‌ترین نوازنده (شش ساله) این مدرسه در تالار اجرا شد. مدرسه استانکوویچ بزرگترین مدرسه موسیقی در یوگسلاوی سابق است که کلیه سازها و موسیقی‌ها در آن مطالعه، تدریس و نواخته می‌شود.
کد خبر: ۲۳۷۹۹۵

به عقیده آقای دراگومیر میلنکوویچ(رهبر و آهنگساز گروه خزر) موسیقی شرقی نشانه‌ای از هماهنگی و تقارن الهی است و پاسخی در برابر تاثیرات منفی موسیقی غربی می‌باشد. چند سال پیش در زمانی که نابسامانی در عرصه موسیقی در یوگسلاوی حاکم بود، در شهر نیش، گروه خزر(گروهی که موسیقی قومی می‌نوازند ونام آن ریشه‌ای شرقی دارد) فعالیت خود را شروع کرد. با آقای میلنکوویچ رهبر و آهنگساز گروه خزر در مورد موسیقی محلی(قومی) در بالکان و تأثیر شرق بر آن، و ارزشهای موسیقی در جهان گفتگویی انجام داده‌ایم که شرح آن را می‌خوانید:

خزرها کیستند، چطور بوجود آمده‌اند و چه موسیقی‌ای را دنبال می‌کنند؟

دوازده سال پیش در زمان نابسامانی و فقر فرهنگی، هنگامی که تعداد زیادی از نوازندگان موسیقی بی‌کار بودند، ما گردهم آمدیم تا با استفاده از قوه تخیل خود تجربه‌ای را به انجام برسانیم. من مدت‌هاست که تجزیه و تحلیل عمیق‌تر سیر موسیقی در یوگسلاوی و دنیا را دنبال می‌کنم و دریافته‌ام که اکثر محصولات موسیقی‌ای که در صربستان وجود دارد تقلیدی از فرهنگ غرب و به عبارت بهتر صنعت عظیم و قدرتمند دیسکو است. این نوع موسیقی در نزد عموم به قدری روال داشت که ما هویت ملی خود را فراموش کرده و از لحاظ فرهنگی کاملاً تغییر شکل داده بودیم. در شهرها به اندازه بسیار زیادی موسیقی غربی وجود داشت. این واقعیت نامتجانس در نظرم غیرطبیعی جلوه کرد و میدانستم که این منطقه دارای ویژه‌گی‌های فرهنگی خاص خود است و در صورت فراموشی باعث بحران و سقوط فرهنگی خواهد شد. برایم باور نکردنی بود مردم ما که دارای ریشه‌ای شرقی هستند تا غربی، چطور تا این حد موسیقی‌ای را که از غرب(امریکا) سرچشمه می‌گیرد، پذیرفته‌اند. موسیقی غربی(امریکایی) بیشتر فولکلور سیاه پوستان و مهاجران انگلیسی می‌باشد. این بود که من مصمم شدم در این مورد عمیق‌تر و جدی‌تر به فکر بپردازم و راه حلی برای آن بیابم تا به این ترتیب بتوانیم در پهنه موسیقی، ماهیت بالکانی خود را باز بیابیم.

آیا نام گروه خزر تصادفی و سمبولیک انتخاب شد یا معنی خاصی دارد؟

ابتدا تصادفی بود، امّا مطالعه تعدادی از کتابهای پاویچویچ (لغت نامه خزری، که در مورد بافت فرهنگی این منطقه است) و اطلاع از وجود کشور خزر که در قرون وسطی ملل و فرهنگ‌های مختلفی در آن می‌زیسته‌اند، در انتخاب این نام بی‌تاثیر نبوده‌ است. در حقیقت منطقه امروز بالکان محلی بوده است که فرهنگ‌های بزرگ آن زمان در آن با هم برخورد کرده‌اند، اسلام‌ مسیحیت یعنی بیزانسی و غیره. درانتخاب نام به این منظور که احتمالاً کلمه خزر معانی دیگری را در بر خواهد داشت، آگاه نبودم. همکارانم با علاقه، برنامه‌های من را مورد بررسی قرار می‌دادند و به زودی دریافتند که دارای سبکی شرقی می‌باشد. در ابتدای کار فکر می‌کردیم این طرح مدت کوتاهی ادامه خواهد داشت، امّا ایده اصلی این کار ما را با خود به عمق مطلب برد و دل کندن از آن دیگر غیرممکن بود. سپس آهنگ‌هایی را ساختم که مشخصات فولکلور بالکان را داشت و شروع به نواختن گیتار با روش جدیدی کردم بخصوص با سعی براین‌که روشهای غربی را در آن دخالت ندهم(جاز و....) با کار بیشتر دریافتم فولکلور زمینه‌ای است که ایده خود را در آن خواهم یافت. بعدها دریافتم چیزی که در موسیقی به آن نزدیک شده‌ام در شرق موسیقی صوفیانه خوانده می‌شود. این نوع موسیقی گویی مانند چشمه‌ای از اعماق وجود من می‌جوشید و در ذات وجود من ریشه می‌دواند. بنده اینها را نشانی از فرهنگ گذشته‌مان می‌دانم که امروز نمای غربی به خود گرفته است.

نظر خود را در مورد گروه خزر به عنوان مبتکر یک حرکت فرهنگی بیان کنید؟

هدف ما از تشکیل گروه خزر آشکار ساختن ارتباط ریشه موسیقی‌ای که از شرق به اینجا رسیده با فرهنگ اصیلمان و زنده کردن مجدد آن سبک به عنوان بنایی برای موسیقی جدید می‌باشد. درحقیقت این حرکت یک کاوش فرهنگی محسوب می‌شود. حرفی که همیشه بر آن اصرار می‌ورزم و مرتب نزد خود تکرار می‌کنم، تقارن و هماهنگی الهی است که در موسیقی وجود دارد، موسیقی ارمغان خداوندی است و هر موسیقی خوب حاوی این نکته می‌باشد. از طرف دیگر در موسیقی شرقی چیزهای دیگری موجود است که از آنها اطلاعی نداشتم برای مثال موسیقی صوفیانه طوری است که بعد از گوش دادن به آن انسان احساس به اوج رسیدن می‌یابد، و به همین دلیل می‌توان از آن در روان درمانی(خصوصاً در غرب) استفاده کرد، چون اثری آرام بخش دارد. با شنیدن این نوع موسیقی انسان به درجه بالاتر روحی ارتقاء پیدا می‌کند و پی می‌برد که متعلق به انسانیت و همه جهان است و از افکار ناموزون روزانه خود دور می‌شود. برخلاف آنچه در نیمه دوم قرن بیستم و شروع قرن جدید در موسیقی ما به چشم می‌خورد که حتی نوازندگان نیز دید مثبتی نسبت به آن ندارند، روشی بود که ما پیشه کردیم و آن پیگیری موسیقی الهی و آسمانی است.

چه کسانی شنوندگان موسیقی شما هستند؟

سوال جالبی است چون هر هنری از جمله موسیقی اگر شنونده خود را نداشته باشد تنها خواهد ماند. هدف ما ایجاد یک حرکت فرهنگی بود و می‌خواستیم به این وسیله همکاران به خواب رفته را وادار کنیم تا به اینگونه مسائل فکر کنند، و مقلّد موسیقی غربی نباشند. اگرچه این تقلید حتی برای غرب هم دلپذیر نیست امّا برای مردم ما قابل پذیرش بوده است که خود نشان دهنده افت فرهنگی در نزد ما است. باید متذکر شوم اشتراک فرهنگی ما بیشتر با شرق است نه با غرب، پس باید مردم همیشه به ریشه اصلی خود باز ‌گردند.

از فولکلور تا چه اندازه در موسیقی شما بهره‌گرفته می‌شود؟

ابتدا در گروه خزر قطعات فولکلوری را به صورت جاز می‌نواختیم. بعد از مطالعه وکسب تجربه پی بردم چیزی که در امریکا به عنوان جاز وجود دارد در حقیقت ریشه‌ای شرقی دارد(هندوستانی.) برای مثال راگای هندی به اندازه زیادی از جاز برخوردار است، امّا کسی آن را هیچ وقت جاز نخوانده است. پس از شنیدن موسیقی هنرمندان عربی و شرقی دانستم که اساس آنها یکی است و نزد مردمان قدیمی(شرق) نیز وجود داشته است امّا روش تنظیم آن به شکل دیگری بوده است.

به نظر می‌رسد می‌توان موسیقی گروه خزر را کاری معنوی نامید. نقش معنویت را درموسیقی چگونه می‌بینید؟

تلاش ما همواره بر این است که موسیقی و معنویت را درهم آمیزیم، گروه خزر سعی می‌کند موسیقی سالم و خوش آهنگی را خلق کند که دارای روح و احساسات باشد برخلاف بسیاری از نمونه‌های نامأنوسی که امروزه در همه‌جا به چشم می‌خورد و از معنویت تهی است.

در یوگسلاوی موسیقی‌هایی که دارای ریتم تند()Turbo هستند معروف به موسیقی شرقی‌اند، نظر شما در این مورد چیست؟

آنها که از موسیقی شرقی چنین تصوری دارند یا از موسیقی شرقی اطلاعی ندارند و یا درپی اهداف دیگری هستند. من سی سال است که با موسیقی سروکار دارم و با همکاران و کسانی که دست‌اندرکار موسیقی هستند بحث‌های فراوانی داشته‌ام، واقعاً هیچ کس بخاطر وجود فقر فرهنگ موسیقی در کشور ما مقصر نیست و عقلانی نیست که این نقطه ضعف را به شرق ارتباط دهیم. بسیاری از مواقع موسیقی مورد بحث را به نام موسیقی اسلامی می‌نامند در صورتی که در مناطق اسلامی موسیقی بسیار معنوی و عرفانی است.

امروزه به عقیده من نام جدیدتری برای موسیقی تند(توربو) مطرح شده است و آن فولکلور جنسیت است، چون نود درصد آن مربوط به این مسائل است.

آیا با آداب موسیقی ایرانی آشنا هستید؟

مساله جالب توجه برای من ریشه‌های فرهنگی است. من همیشه‌ می‌دانستم که فرهنگ پارس‌ها (ایران قدیم) یکی از گهواره‌های جهانی فرهنگ بوده است. سال گذشته فرصتی پیش آمد که موسیقی ایرانی را در بلگراد به‌صورت زنده گوش کنم. برایم بسیار جالب بود و نظر مرا در مورد ریشه موسیقی در بالکان تأیید کرد. بنده و بسیاری از همکارانم بر این عقیده هستیم که ریشه موسیقی در اینجا، از ایران زمین سرچشمه می‌گیرد.

نی در موسیقی ایرانی فقط یک اهمیت سمبولیک ندارد در اشعار یک شاعر بزرگ ایرانی نی به معنی اندوه و عمق جدائی مردم از آفریدگار است، نظرشما چیست؟

بعد از آشنائی با نی و آوای دردآلود آن بنده هم همین برداشت را دارم، موسیقی با نی مرا به یاد نیایش می‌اندازد. در هر صورت فکر می‌کنم جایی که گفتار و الفاظ قاصرند موسیقی نی قادر به بیان احوال دل می‌گردد.

نواختن ساز را چطور آموختید؟

مدت زیادی گیتار می‌نواختم و به همین دلیل برای آموزش نواختن ساز احتیاج به زمان زیادی نداشتم هر چند که کوک سازها فرق می‌کرد. رسیدن به درجه استادی مدتی زمان لازم دارد. در آلبوم پنجم که درحال آماده شدن است ساز هم نواخته‌ام.

گروه خزر در صحنه موسیقی داخلی چطور می‌تواند یک راهنمای معنوی و مؤثر باشد؟

به نظر من موسیقی توانایی آرام کردن جهان و انسانیت را دارد. در حقیقت موسیقی‌دانان با هماهنگی بین نت‌های موسیقی که هر یک آوای خاص خود را داراست، کلام موسیقی را غنی می‌سازند. این راهی است بسیار پسندیده تا بشر تقارن و هماهنگی آسمانی را بیابد و از ستیزه جویی دوری کند و حقوق دیگران را محترم بشمارد. موسیقی می‌تواند نقش مهمی را ایفا کند. موسیقی‌دانان با هم تفاهم دارند و هیچ‌وقت در جنگ با هم نمی‌باشند. موسیقی عنصری است برای ساختن روابط مثبت و پلی بین نسل‌های مختلف، البته اگر آگاهانه رفتار کنیم و موسیقی را از چارچوب هماهنگی و هنر خارج نکنیم.

برنامه شما برای آینده چیست؟

ابتدا تلاش داریم ناشر مناسبی پیدا کنیم. متأسفانه در صربستان به دلیل نداشتن آگاهی کافی، مردم علاقه زیادی به موسیقی اصیل ندارند. تا به حال چهار آلبوم تولید کرده‌ایم و هم‌اکنون آلبوم پنجم که در آن از آلات موسیقی شرقی استفاده شده را در دست تهیه داریم و قصد داریم با کشورهایی که ریشه فرهنگی ما از آنجا برخاسته، ارتباط گسترده‌تری را برقرار سازیم.

ترجمه: دکتر محسن مهدیون
رایزنی فرهنگی ایران در سارایوو
الکساندر دراگوویچ

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها