«قصههای جزیره» را میبایست نخست با خود قصهاش نقد و بررسی کرد، چراکه آنچه متاثر در یک چنین نمایشهایی است، قبل از دکوپاژ فنی و هنری، خود اصل یک ماجراست. داستان این مجموعه حول اهالی روستایی میگذرد که بسیار آرام و عادی و بهمانند بسیاری از زندگیهای قدیمی آن دوران است.
نوسانی که مخاطب در این قصه با آن درگیر میباشد، نوسانی روان و ساده است. پرهیز از پیچیدگیهای گوناگون و خروج از تصنعگرایی حاصل از پردازش نهایی و روایی داستان، از دیگر ویژگیهای خاص این مجموعه دیدنی است. گرچه همه چیز حول چند خانواده و چند همسایه میچرخد و به نوعی راس هرم و محور اصلی هر برنامه را اینان تشکیل میدهند، اما داستان در طراحی طوری قرار گرفته که همه اهالی را دخیل میکند و از این روی در تلاش بوده تا یکنواختی و سادگی را از آن دور نماید؛ با ذکر این نکته که هیچگاه در این باب تداخلی صورت نگرفته و همه چیز و همه کس در جای بجا و درست خود قرار گرفتهاند. اگر بخواهیم این قالب را در حوزههای شخصیتی قصههای جزیره تعمیم دهیم، اتفاقا سنتها تضادی حاکم نخواهد شد، بلکه وجه تاییدیه نیز در آن پدیدار خواهد گشت، چراکه شخصیتها نیز هریک به سهم خود هم در پیشبرد داستان و هم در خروج از یکنواختی نقش تعیینکنندهای را برعهده دارند.
از منظر دیگر «قصههای جزیره» به لحاظ ساختار نگارشی، طوری طراحی شده که در عین درگیری همه شخصیتها از بیهویتی و نقض آشکار و یا حتی پنهان در بخشهای گوناگون داستان رنج نمیبرد و تازه میتواند اتفاقا در شکوفایی و هرچه بهتر پدیدار شدن هر بحث، شرکت موثر داشته باشد.
«قصههای جزیره» در هر بخشاش یکسری مولفههای ثابت چه از لحاظ ساختاری و چه از نظر نوشتاری دارد. این مولفهها جدای از هم میتوانند در سبکشناسی و بروز یک واقعه و یا یک حادثه نقش تعیینکنندهای داشته باشند. با این حال در این سریال تلاش شده در هر قسمت المانهای جدید و شخصیتهای متنوع حتی صرفا برای یک قسمت معرفی و طراحی گردند. به بیان دیگر در این سریال جهت خروج از همپایگی داستانی آدمها و افراد گوناگون ورود و خروج پیدا میکنند و جالب است در حضور و حتی نفی وجودی آنها همین شخصیتهای ثابت تاثیرگذار هستند. از دیگر نقاط خاص در این سریال، پرهیز از حرکت خشک و بسته است. به عبارت دیگر داستان در عین جذابیت، خیلی به سراغ پیچیدگیهای دراماتیک نرفته و برعکس همواره در تلاش بوده تا سادگی و روانی را در آن حاکم نماید و قطعا یکی از نقاط مثبت و قوت این سریال در همین نوع برخورد است. اگر در جایی سارا را به عنوان محور معرفی میکند و دغدغههای شخصی و فکری او را با موضوع خاصی طرح میکند، هیچگاه قالببندی او را سنگین و سخت طرح نمیکند و برعکس سعی میکند با تلاشی که در روند ماجرا ایفا میکند، آن را خارج کرده و به ورطهای آرام هدایت کند. این اصل سببساز بروز واقعیات داستانی و پرهیز از یکسانی است و در عین حال اهداف نهایی نیز بسادگی بیان گشته و بیننده بدون هیچ فشاری با شخصیت همذاتپنداری میکند.
مهیار نشاط