حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بیتعارف بگویم، همه آنچه از سال 1362 در عرصههای داخلی و خارجی به حساب سینمای ایران واریز شده پس از کمتر از ربع قرن بر اعتبارش خدشه وارد آمده و زنگ خطر جدی برای سینمای ما به صدا درآمده است. این وضعیت مشابهت زیادی با شرایط سینمای ایران در سال 1356 دارد. سالی که در پایان آن، نویسندگان سینمایی از واژهها و تیترهایی مانند سینمای ایران مرد، سینمای ایران میمیرد و... استفاده میکردند. البته نه سینمای ایران و نه سینمای هیچ کجای دیگر دنیا مردنی نیست، اما مشخص نیست در صورت به مخاطره افتادن و جدی شدن تهدیدهای پیش روی این سینما، دوران شکوفایی مجدد آن کی و چه زمانی فرابرسد. تا آن زمان فقط میتوان به جرقههای گاه و بیگاه دلخوش بود که با بعضی آثار زده میشود... .
سینمای ایران در بخش اقتصادی نخستین بار در سال 85 توانست فروش یک فیلم (آتشبس ساخته تهمینه میلانی) را از مرز یک میلیارد تومان بگذراند. پیش از این در سال 83 دو فیلم مارمولک و دوئل توانسته بودند به میزان 700 میلیون تومان نزدیک شوند که به احتمال زیاد و به دلیل تورم، ارزش واقعی آن باید بیش از یک میلیارد تومان سال 85 باشد.
سال 1386 سال «توفیق اجباری» و «اخراجی»هاست. چند بازیگر مشهور به اضافه گنجاندن مقداری لطیفهها و متلکهای برگرفته از پیامکهای همین سالها و بردن همین پیامکها به فضای سالهای جنگ (یعنی دستکم 20 سال پیش) و غافلگیر کردن مدام و پیدرپی تماشاگر از به کاربردن آن اصطلاحات نهچندان مودبانه که به بعضی از آنها حتی اشارهای هم نمیتوان کرد، باعث فروش فوقالعاده اخراجیهای مسعود دهنمکی میشود. این استقبال در یک سوءتفاهم از سوی متولیان دولتی به موفقیت فیلم تعبیر میشود و بعد از آن شاهد عرصه فیلمهایی از این دست هستیم. آنچنان که در پایان سال، حتی یک فیلم ارزشمند در بین 6 فیلم بالای جدول فروش دیده نمیشود.
تقریبا همین ترکیب گیرم با حضور چند فیلم آبرومندانهتر در جدول فروش سال بعد 1387 که هنوز در آن به سر میبریم نیز حفظ میشود.
علی شیرازی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....