کریستال یا شیشه یکی از این مواد لعنتی است که یک داروی محرک بسیار قوی است و گاهی دیده شده است که حتی با عناوین عوامفریبانهای همچون: «عامل افزایش توان جسمی»، «داروی محرک»، «عامل زیبایی و تناسب اندام» و یا: «افزایش شعاع دید تا حد چشم برزخی»، «اصلاح تمایلات جناحی مخالف»، «پایین آورنده سطح توقعات»، «از بین برنده تجملات و تشریفات» و... غیر ذلک در میان جوانان تبلیغ و توزیع شده است.
شیشه لامصب خیلی خطرناک است. کل دنیا جلوی چشم آدم کن فیکون میشود و تیره و تار. برای همین هم هست که مولانا با اطلاع کافی از عوارض شیشه، فرموده است:
بیت شیشه ای: پیش چشمت داشتی شیشه کبود/ زین سبب عالم کبودت مینمود!
پرسش پزشکی فلسفی: آیا بدون استفاده از شیشه و اکس و امثال آن نیز امکانش هست که فردی دچار توهم شود یا همین هم خودش یک نوع توهم است؟ مثلا ما یک آشنایی میشناسیم که در عنفوان جوانی با این که به لحاظ مالی هنوز آه در بساط ندارد، به سرش زده که ازدواج کند. پدرش میگوید توهم برش داشته است. یک نفر دیگر را نیز میشناسیم که با 300 تومان حقوق در ماه، میخواهد هم مشکل مسکنش را حل کند، هم ماشین بخرد، هم سر راه یک موبایل بلوتوثدار با دوربین 5 مگاپیکسل و دارای رم 8 گیگ ابتیاع کند. چون گاهی به خاطر این که سرش درد میکند، از آسپرین استفاده مینماید. امیدواریم که کارشناسان مربوطه، در این زمینه هم نظر بدهند.شاید هم خود بنده دچار توهم شدهام. تکبری ندارم، شاید هم شدم، ولی هنوز گرمم و خبر ندارم!