حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش خبرنگار ما، چندی قبل به ماموران پلیس استان فارس خبر دادند، جسد مردی حدودا 40 ساله در منطقهای خلوت در این استان رها شده است. دقایقی بعد ماموران در محل حضور یافته و جسد را کشف کردند. آنها دریافتند این جسد متعلق به مردی به نام محسن است که چند روز قبل خانوادهاش گم شدن او را به پلیس گزارش داده بودند. با شناسایی جسد در پزشکی قانونی از سوی اولیای دم تحقیقات پلیسی برای شناسایی عاملان این قتل آغاز شد. پدر و مادر محسن مدعی شدند پسرشان دشمنی نداشته است و اگر هم اختلافی با کسی داشته آنها در جریان نبودند. این در حالی بود که کارآگاهان اطمینان داشتند محسن قربانی یک انتقامجویی و کینهورزی شده است چرا که پزشکی قانونی گزارش داده بود، ضربات متعددی با مشت و لگد بر بدن وی وارد شده و علت مرگ خونریزی ناشی از این ضربات پی در پی بوده است.
در ادامه تحقیقات ، کارآگاهان به سراغ همسر محسن رفتند. با توجه به تناقضگوییهای این زن مشخص شد وی از عاملان قتل شوهرش خبر دارد. به همین خاطر هم تحقیقات از وی ادامه یافت. زن به پلیس گفت: شوهر من مردی بسیار بداخلاق و عصبی بود به همین خاطر هم مرا خیلی کتک میزد، کوچکترین مسالهای که باعث ناراحتیاش میشد، بهانه قرار میداد تا مرا کتک بزند.
وی ادامه داد: این وضعیت برایم خیلی خستهکننده بود و به همین خاطر هم تصمیم گرفتم جدا شوم اما محسن قبول نمیکرد و رفتارش را هم تغییر نمیداد. بارها به حالت قهر خانه را ترک کردم و به خانه پدریام رفتم و چند روز بعد برای آشتی میآمد و قول میداد که دیگر مرا کتک نزند، من هم به خاطر زندگیام برمیگشتم. متاسفانه شوهرم چند روز بعد دوباره رفتارهای عصبیاش را آغاز میکرد.
زن جوان گفت: چند روز قبل از حادثه دوباره شوهرم عصبانی شد و با هم درگیری پیدا کردیم، او تا سر حد مرگ مرا کتک زد. به خانه مادرم رفتم برادر بزرگم هم آنجا بود، شرایط مرا که دید، به شدت عصبانی شد و گفت که کاری میکند تا محسن دیگر چنین رفتاری را تکرار نکند. برادرم قصد داشت به اتفاق دو برادر کوچکترم به سراغ محسن برود و او را کتک بزند، اما نمیدانم که چه شد، او را به قتل رساندند.
ماموران با توجه به گفتههای این زن سراغ برادر بزرگ وی رفته او را بازداشت کردند، وی به قتل شوهر خواهرش اعتراف کرد و گفت: محسن هر روز خواهرم را کتک میزد، شرایط آزاردهندهای را برایش درست کرده بود از طرفی حاضر هم نمیشد او را طلاق دهد. وقتی چند روز قبل از حادثه خواهرم به خانه ما آمد صورت و بدنش کبود و متورم بود. با تمام وجودم از محسن متنفر شدم و تصمیم گرفتم او را تنبیه کنم، به همین خاطر با محسن قراری گذاشته و با سه برادرم سرقرار حاضر شدیم. اول به بهانه صحبت کردن از او خواستم از ماشین پیاده شود و بعد از آن سه نفری به جانش افتادیم و آنقدر او را زیر مشت و لگد گرفتیم که جان باخت.وی ادامه داد: قصد ما کشتن او نبود فقط میخواستیم به او بفهمانیم چقدر کتک زدن آزار دهنده است و نباید چنین رفتاری با خواهرم بکند. البته ضربات اصلی را من زدم و برادرانم نقش چندانی نداشتند.
با توجه به اینکه دو برادر متهم که همدستان وی نیز هستند متواریاند، پلیس در جستجوی آنهاست.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....