بررسی مشکلا‌ت اصلا‌ح طلبان برای رسیدن‌‌ به قدرت

8‌ چالش ‌خاتمی

اگرچه از ماه‌ها پیش از اعلام رسمی داوطلبی سیدمحمد خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم، حرف و حدیث‌های بسیاری نقل قول محافل بویژه رسانه‌ها شده بود، اما با اعلام رسمی در روز 20 بهمن ماه و این گفته خاتمی که ما همه نسبت به کشور و سرنوشت آن احساس تعهد می‌کنیم و حق و وظیفه خود می‌دانیم که در عرصه انتخابات حضور داشته باشیم، این مسائل جدی‌تر شد.
کد خبر: ۲۳۷۲۶۵
طرفداران نزدیک وی بویژه در مجمع روحانیون مبارز، مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب سعی کردند از همان آغاز اعلام رسمی خاتمی برای حضور در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، جنگ روانی را علیه رقبا آغاز کنند تا شاید از همین ابتدا، روحیه رقبا را ضعیف و توجه افکار عمومی را به خود جلب کنند و با ایجاد تحرک در جامعه، بر دامنه تبلیغات خود بیفزایند.

اما واقعیت آن است که خاتمی در راهی که انتخاب کرده با مشکلات و چالش‌های بسیاری مواجه است؛ چنان که خود او در اظهاراتی به این سختی راه اذعان کرده است. او گفته: «بنده در موقعیتی قرار گرفتم که به‌رغم میل باطنی و احتمال مشکلات بزرگی که پیش خواهد آمد، تسلیم نظر جمع شدم و اعلام رسمی داوطلبی کردم و البته پناه به خدا می‌برم و خدا خود می‌داند ذره‌ای انگیزه قدرت، عنوان و شهرت نداشته‌ام.»

این سخن خاتمی درواقع پاسخ به ابهامات و پرسش‌هایی است که در ذهن بسیاری وجود دارد. این که چه عاملی باعث شد تا او وارد این میدان سخت شود؟ آیا حب قدرت و شهرت و جاه‌طلبی، خاتمی را اسیر این راه کرده است؟ آیا شرایط را به او و به نفع او ارزیابی کرده و او را تحت فشار قرار داده‌اند؟ چرا با وجود چهره‌های جدید در میان دوم خردادی‌ها، او دوباره به میدان آمده است؟ و ده‌ها ابهام و سوال دیگر.

بالاخره او اکنون وارد این عرصه شده است. شاید هم آن گونه که برخی تحلیل می‌کنند خاتمی حلقه اول سناریوی اصلاح طلبان است و در ادامه جایش را به بازیگر دیگری می‌دهد که اگر این فرض درست باشد، بازهم بازنده اوست، زیرا هزینه این کار برای او که چهره و شخصیتی مهم و بین‌المللی به حساب می‌آید، بسیار سنگین است و تبعات بدی برای او به دنبال دارد. حتی براساس قانون هزینه و فایده هم نمی‌ارزد که خاتمی چنین خطر بزرگی کند.

سناریوسازی‌ها، تخریب‌های احتمالی و ده‌ها مساله دیگر باعث بالا رفتن هزینه‌ها می‌شود و دامنه آن دامن دوم خردادی‌ها را خواهد گرفت. با این حال او اکنون داوطلب رسمی انتخابات ریاست جمهوری دهم است. بااین فرض، آن گونه که خود او نیز عنوان کرده باید گفت با چالش‌های بسیاری مواجه است.

اعتماد طرفداران سابق؟

اولین چالش پیش‌روی خاتمی مشکل در کسب اعتماد طرفداران سابق است.او نه‌تنها با اعتراضات بسیاری در میان طرفداران سابقش مواجه است، بلکه یاران دیروز، رقیب امروز او شده‌اند.

افرادی مانند کرباسچی، محمد هاشمی و حتی کروبی که در سال 76 محور اصلی در ستاد خاتمی بودند اکنون مقابل خاتمی قرار گرفته‌اند. بتازگی کروبی در سخنانی در جمع اعضای حزبش یعنی اعتماد ملی، چنین گفته: «اما نکته‌ای که باید به آن توجه شود فضای جدیدی است که در حال شکل‌گیری است. اتفاقاتی که جز تندی و تخریب ثمره دیگری ندارد در حال رخ دادن است. اخبار گسترده و حیرت‌آوری هم به گوش می‌رسد و اگر این روند مشکوک ادامه پیدا کند، نمی‌دانم به کجا منتهی می‌شود، ولی به نظر می‌رسد نگران‌کننده است و تاثیرات منفی‌‌ای در ادامه کار وارد خواهد کرد. اگر از همان ابتدا می‌گذاشتند کار خود را دنبال کنیم، اکنون شاهد این مسائل نبودیم. ما به هیچ وجه قصد ورود به مباحث تنش‌زا را نداریم، اما به نظر می‌رسد قضایایی که اکنون در حال رخ دادن است، در ادامه همان تحولات 4 سال پیش است و اگر لازم باشد بموقع مسائلی را که در حال رخ دادن است، کامل باز خواهم کرد.»

علاوه بر این، یاران سابقی که به شیوه‌های مختلف درصدد ساختن چهره‌ای فوق‌العاده از خاتمی بودند اکنون در محافل و مطبوعات اذعان می‌کنند کاش خاتمی نمی‌آمد و حتی برخی مدیران سابق خاتمی هم سخن از تقدم عبدالله نوری به میان می‌آورند و می‌گویند در صورت حضور او، از وی حمایت می‌کنند بنابراین برای خاتمی اولین چالش و شاید هم اساسی‌ترین آنها، جلب نظر یاران خود است، مشکلی که نشان از نبود انسجام درونی برای حضور بیرونی و فعالیت محکم در صحنه رقابت است.

قطعا چنین روندی، مصداق این شعر معروف است: «من از بیگانگان هرگز ننالم / که هرچه کرد با ما آشنا کرد»

تفاوت جدی فضای جامعه با سال 76

بتازگی محققان دانشگاه مینه‌سوتای آمریکا تحقیقی انجام داده‌اند و در بررسی انتخابات آمریکا بویژه شرایط اوباما و خانم هیلاری کلینتون به این نتیجه رسیده‌اند که پیروزی سیاستمداران در انتخابات علاوه بر محتوای سخنان آنها به زمان هم بستگی دارد.

براساس این گزارش، آکشای رائو و همکارانش درخصوص موفقیت باراک اوباما، نامزد ریاست جمهوری آمریکا بر هیلاری کلینتون، رقیب دموکراتش گفته‌اند: اوباما در سخنان خود بیشتر روی مفاهیم انتزاعی از قبیل امید، اصلاحات و عدالت تاکید داشت، در حالی که هیلاری کلینتون برعکس، بیشترین توجه را به مشکلات مشخصی از جمله جنگ عراق، وضعیت اقتصادی و اصلاح سیستم بهداشتی معطوف کرده بود. جالب آن که سیاستمداران به خاطر توجه نکردن به جزییات، اوباما را مورد انتقاد قرار می‌دادند، حال آن که رای‌دهندگان از وی حمایت کردند.

این نکته بخوبی روشن می‌کند که جامعه امروز با گفتمان‌های دیروز و دیروزها به حرکت درنخواهد آمد و لذا با آنها هم قابل اداره نیست. از سوی دیگر، شکل دادن گفتمان جدید هم مستلزم داشتن زمان، ایده و حرف نو و شناخت دقیق ابعاد مختلف جامعه است، بنابراین شرایط فعلی کاملا متفاوت با گذشته است. نکته‌ای که از نظر خاتمی هم دور نمانده است.

او در اظهاراتی گفته: «در سال 76 تجربه‌ای داشتیم و اکنون که می‌خواهیم در سال 88 عمل کنیم، نباید از یاد ببریم، این دو مرحله با یکدیگر تفاوت دارند و اگر آن الگوها و ذهنیت‌ها و روش‌ها را تکرار بکنیم، معلوم نیست به نتیجه مطلوب برسیم. ذهن جامعه ما متفاوت با ذهن دیروز، مسائل امروز متفاوت با مسائل دیروز و منطقه و جهان امروز با منطقه و جهان آن روز فرق کرده است.»

مهمتر از این، درک درست داشتن از تفاوت‌هاست. چیزی که در جامعه پیچیده ایران کار ساده‌ای نیست. اتفاقا در ادامه تحقیق صورت گرفته از سوی دانشگاه مینه‌سوتای آمریکا مثال جالبی مطرح شده است.

در این تحقیق آمده: «مبارزه انتخاباتی مانند برنامه‌ریزی برای مرخصی است، یعنی همان‌طور که انسان در زمان مرخصی ابتدا باید به نحوه گذران تعطیلات، زیبایی محیط و دیگر مفاهیم انتزاعی توجه کند و سپس به مسائل جدی یعنی وسیله نقلیه و محل اسکان بپردازد، یک نامزد انتخاباتی هم باید ابتدا روی مسائل انتزاعی تمرکز کند و با نزدیک شدن به موعد انتخابات به مسائل عملی و جدی بپردازد.»

نکته‌ای که به نظر می‌رسد آقای خاتمی وقت کافی برای آن نداشته است و در ادامه نیز به دلیل بروز مسائل بسیاری، نخواهد توانست به آن بیندیشد و برنامه‌ریزی کند.

خاتمی هم خاتمی سال 76 نیست

صرف‌نظر از این که خاتمی پا به سن گذاشته و از برخی مشکلات جسمی رنج می‌برد، او اکنون بسیار محافظه‌کارتر از گذشته است و کاملا برای مردم شناخته شده و تجربه 8 ساله مدیریتی کلان کشور را دارد و به تعبیری امتحان پس داده است؛ بنابراین برخی از طرفداران او می‌گویند آزموده را آزمودن خطاست.

اگرچه برخی تلاش کردند با مطرح کردن این نکته که خاتمی باتجربه، بهتر از بی‌‌تجربه است و به تعبیری آزموده را آزمودن بجاست، اما تجربه نشان داده است هر کسی در اولین بخت می‌تواند موفق شود مگر این که از حالتی فوق‌العاده برخوردار باشد.

تجربه 8 ساله خاتمی و بی‌رغبتی به وجود آمده در میان بخش خاموش جامعه‌که بیشتر متاثر از عملکرد اصلاح‌طلبان  است، ورود دوباره این بخش را به میدان بسیار ضعیف کرده است

علاوه بر این، تاریخ نیز در طرف احمدی‌نژاد قرار دارد، زیرا پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون هیچ رئیس‌جمهوری در ایران نبوده است که تنها یک دوره در این سمت باقی بماند.

به طور قطع هزینه موفقیت یا عدم موفقیت برای خاتمی 88 در مقایسه با گذشته بسیار بالاست، زیرا در صورت عدم موفقیت علاوه بر خاتمی، طیف اصلاحات دچار بحران‌های بیشتری خواهد شد که شاید جبران‌ناپذیر باشد.

چالش در ارتباط با مردم

در همان تحقیق دانشگاه مینه سوتای آمریکا با اشاره به این که نامزدها تا زمان انتخابات وقت زیادی را صرف ملاقات با رای‌دهندگان می‌کنند، تاکید شده زمان این دیدارها تاثیر زیادی بر تصمیم‌گیری رای‌دهندگان و بویژه کسانی دارد که در تصمیم خود دودل هستند. خاتمی هم دیر شروع کرده، بنابراین در برقراری ارتباط با مردم با مشکل مواجه است.

تجربه ناموفق آقای هاشمی

صرف‌نظر از نیت و جایگاه هاشمی رفسنجانی، تجربه سال 84 تجربه بسیار مهم و آموزنده‌ای است. این موضوع علاوه بر این که بر روحیه خاتمی و طرفدارانش تاثیر منفی زیادی دارد، در تجزیه و تحلیل مردم هم تاثیر خواهد داشت.

خاتمی توجه دارد که خطای نظرسنجی‌ها در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، هاشمی را به میدان کشاند ولی بعد معلوم شد که این نظرسنجی‌‌‌ها قابل اعتماد نبود و تنها زاییده یک توهم حزبی است.

چالش در ایجاد انگیزه‌های جدید در جامعه

از آنجا که خاتمی دیر شروع کرد و در اولین اظهارنظرها هم چیز جدیدی نداشت، بعید است حرف تازه‌ای داشته باشد، از این‌رو به نظر می‌رسد رویکرد انتقاد از دولت را در پیش بگیرند. تجربه نشان داده است این رویکرد در جامعه و میان مردم طالب نداشته و در بسیاری از موارد نتیجه عکس دارد.

طیف خاموش جامعه

امید اصلی خاتمی و طرفدارانش باز کردن حساب ویژه روی بخش خاموش جامعه است؛ اما واقعیت آن است که تجربه 8 ساله خاتمی و بی‌رغبتی به وجود آمده در میان این طیف که بیشتر متاثر از عملکرد اصلاح‌طلبان در دوره صدارتشان است، ورود دوباره این بخش را به میدان بسیار ضعیف کرده است.

در کنار آن تاکید جدی کروبی بر ماندن و انتشار اخبار مبنی بر آمدن موسوی و  چند تن  دیگر از جرگه دوم خردادی‌ها، نوعی درهم ریختگی و تشتت آرا را در میان آنها نشان می‌دهد که این خود، مردم را سردرگم و دلسرد می‌کند. فعالیت موسوی کم‌سابقه است.

اگر او قصد آمدن نداشت تلاش نمی‌کرد در سخنرانی‌های خود از اقتصاد دولتی فاصله بگیرد و با هدف جلب‌نظر مردم سعی در ارائه دیدگاه‌های جدید با استفاده از رویکرد انتقادی داشته باشد. موسوی تلاش می‌کند با تحلیلی منطقی و مستدل از اوضاع روز جامعه، به این گفته‌ها که موسوی سال‌‌ها از صحنه دور بوده بنابراین به روز نیست، پاسخی غیرمستقیم دهد. او حتی به دنبال جلب‌نظر طیفی از اصولگراهاست، بنابراین آمدن او به صحنه منتفی نبوده و نخواهد بود.

هوشیاری رقیب

گروه رقیب به طور اعم اصولگرایان و به طور اخص دولت با توجه به تجربیات گذشته، اوضاع را بخوبی و به مراتب عقلانی‌تر از گذشته مدیریت خواهند کرد، ضمن این که با آمدن خاتمی،‌ همگرایی میان اصولگرایان بیشتر و آنها که احتمال آمدنشان زیاد بود، در نهایت وارد نخواهند شد. نکته آخر این که فضای رسانه‌ای کشور هم، چه مثبت و چه منفی به مدد خاتمی نخواهد آمد.

رسانه ملی با درایت هر چه بیشتر و بهره‌گیری از تجربیات گذشته به دنبال رعایت اصل بی‌طرفی است و دچار احساسات نخواهد شد تا کسی نتواند از فضای احساسی بهره گیرد. در میان مطبوعات و دیگر رسانه‌ها هم بویژه در رسانه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان هم وضع خیلی به نفع خاتمی نیست، بنابراین او باید هوشیار باشد تا خدای ناکرده تحت تاثیر جوهای کاذب قرار نگیرد و به ابزاری در دست گروه‌هایی خاص بدل نشود.

در هر حال خاتمی با هر نیتی وارد رقابت شده، جای تقدیر و تشکر دارد، زیرا ایشان به‌رغم وجود مشکلات بسیار که تنها به نمونه‌‌هایی از آنها اشاره شد، وارد میدان شده و با هزینه کردن از موقعیت و شخصیت خود، فضای انتخابات را رقابتی‌تر و جدی‌تر کرده است.

رضا واعظی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها