کاندولیزا رایس، وزیر سابق امور خارجه آمریکا پیش از کنارهگیری از این پست گفته بود که آرزو دارد پس از کنارهگیری از سیاست بتواند بار دیگر آزادانه به فروشگاهها رفته و خرید کند: «من عاشق پرسه زدن در فروشگاهها و خرید کردن هستم، افسوس که اکنون وقت این کار را ندارم.»
رایس با اشاره به دوران کودکیاش که روزهای یکشنبه پس از کلیسا با مادرش برای خرید به مغازهها میرفت، گفت: خرید کردن، یک وقت گذرانی عالی است. حتی اگر خرید هم نکنم عاشق پرسه زدن در فروشگاهها هستم تا ویترینها و اجناس مختلف را تماشا کنم! هیچکس را از خرید کردن گریزی نیست. برای زنده ماندن هم که شده باید خرید کرد.
به گزارش لایف 78 درصد 778 زنی که مورد مطالعه یک تحقیق در آمریکا قرار گرفتند، اعتراف کردهاند که تقریبا روزی دهها بار به خرید کردن فکر میکنند.
براساس این مطالعه که زنانی با میانگین سنی 19 تا 45 سال را مورد پرسش قرار داده است، بیش از 50 درصد پاسخگویان گفتهاند که خرید کردن را بر معاشرت با دوستان خود ترجیح میدهند. 40 درصد نیز اظهار کردهاند که به پوشیدن کفش و گرفتن کیف در دست هنگام خرید عادت کردهاند.
دکتر جین پرینس، استاد دانشگاه گلامورگان آمریکا معتقد است: «این مشغولیت ذهنی در غالب زنان به شکل عادت رفتاری وجود دارد.»
مثل هر کار دیگری خرید هم آدابی دارد که بهتر است که رعایت شود. مثل مسواک زدن است. اگر آدابش را رعایت کنید دندانهای سالمیخواهید داشت و در جهت حفظ سلامتشان قدم برداشته اید، اما اگر بدون توجه به رسم و رسومات مسواک کردن، این کار را انجام بدهید، چه بسا نتیجه عکس بگیرید. هیچ بعید نیست بعد از یک دوره مسواک زدن با روشهای غیر استاندارد سلامت دندانهایتان را به خطر بیندازید. خرید کردن همین طور است. باید آدابش را بدانید، تا نه پولتان را هدر داده باشید، نه ذوقتان را کور کرده باشید و نه از انجامش دچار پشیمانی شوید.
مهمترین مساله درباره خرید کردن این است که بدانید دنبال چه چیزی هستید. اینکه یک روز از خواب بیدار شوید و به هوس خرید کردن راه بیفتید توی خیابان، معمولا یکی از نتایجی را که چند خط بالاتر اشاره کردیم به دنبال دارد. باید بدانید نیازتان چیست، اگر مثلا قصد خریدن لباس دارید باید بدانید این لباس را به چه منظور میخواهید ابتیاع کنید. برای دانشگاه؟ مدرسه؟ مهمانی؟ کوه رفتن؟ یا...؟ اگر بتوانید پاسخ این پرسش را صادقانه به خودتان بدهید نصف راه را درست رفتهاید.
برای خرید کردن راه معمول این است که همراهی داشته باشید تا بتوانید دائم از توی اتاق پرو صدایش بزنید و از او بخواهید که نظرش را بگوید. درست است که در نهایت آنچه را که خودتان دوست دارید انتخاب میکنید اما بالاخره باید یکی باشد که برای خریدن آنچه دوست ندارید مانعتان شود؟ حتما یک آدم باحوصله را با خودتان همراه کنید. از آنهایی که با دقت نگاهتان میکنند و بعد از آنکه همه عیبهای اندامتان را به رختان کشیدند مثلا میگویند که این به شما میآید یا نمیآید. یا فلان ساعت به رنگ فلان لباست میآید یا نه! خلاصه دوستی را انتخاب کنید که شما را خوب بشناسد و بداند معمولا پشیمانیهای بعد از خریدتان از چه چیزهایی ایجاد میشود.
مهمترین مساله این است که لقمه بزرگتر از دهانتان بر ندارید. خریدی نکنید که بعدا از آن همه پولی که بابتش دادهاید احساس پشیمانی کنید. دوستش نداشته باشید و خلاصه از همه طرف ضرر کرده باشید. ببینید، سعی کنید جوگیر نشوید. همه چیز به شما، جیبتان و سلیقهتان بستگی دارد. جوگیر آدمهای اطرافتان نشوید و رودربایستی را کنار بگذارید. شما مجبور نیستید بعد از پرو کردن 15 شلوار مختلف در یک مغازه حتما یکی را بخرید، اگر دوستش ندارید.
آمارها نشان میدهند70 درصد از خریدکنهای حرفهای، دنبال یک مارک خاص و معروف هستند و برای خریدن لباسهایی با مارکهای معروف جهانی، رقمهای قابل توجهی پول خرج میکنند.
این عده میخرند و میپوشند که بگویند ما فلان مارک را به تن کردهایم. اگر میگوییم ارقام قابل توجه، منظورمان دقیقا همین عبارت «قابل توجه» است. یعنی ارقامیکه به هیچ وجه یک پول توجیبی خشک و خالی محسوب نمیشوند و باید برای به دست آورد نشان بیبرو برگرد عرق ریخت. اما نکته مهم اینجاست که این ارقام قابل توجه، هیچگاه صرف خرید نمونه اصلی آن مارکهای معروف نمیشود. هر چه هست، بدلی بیش نیست. بدلهایی که اغلب توسط پخشکنندگان وارد کشور میشوند.
تفاوت زنان و مردان در خرید کردن
خانمها اسمشان اصلا هم بد در نرفته است. براساس نظریه عمومی، مردان براساس یک نوع تاریخ کهن شکارچی هستند و زنان خانهدار، یعنی مردان در هر فعالیتی دوست دارند سریع به نتیجه برسند و برعکس زنان دوست دارند فعالیتهای خود را آهسته و کند انجام دهند و این گونه است که مردان در خرید بسیار سریع عمل میکنند اما زنان کند و با دقت خرید میکنند اما مساله به این سادگیها هم نیست، مطالعات نشان داده که مردان طی گردش در یک سوپرمارکت بزرگ برای خرید یک جنس مشخص تمام جایگزینهای آن را در نظر میگیرند اما زنان چنین ویژگی ندارند ولی در عوض همین نظرسنجیها و مطالعات نشان داده که زنان در خرید کردن آیندهنگرتر هستند و میتوانند اجناس را برای آینده و با قیمت ارزانتر بخرند، مثال این مورد در باب خرید لباسهای خارج فصل است که زنان در خرید آنها در فصلهای دیگر در فرم حراجی متخصص تر هستند اما یک امتیاز مثبت و مهم برای مردان این است که کیفیت اجناس خریداری شده توسط آنها بهتر از اجناسی است که زنان خریداری میکنند. در مطالعهای که گروه تحقیق دانشگاه آبردین اسکاتلند انجام داد، مشخص شد که در میان چند گروه اصلی خرید خانواده (غذا، البسه، موارد مرتبط با کودک، لوازم خانه، وسایل تفریح و ...) زنان تنها در البسه و موادغذایی است که اجناس با کیفیتتر و مرغوبتر و با طول عمر بهتری را انتخاب میکنند و در سایر موارد این مردان هستند که اجناس خریداری شده توسط آنها مرغوبتر، با کیفیتتر و بادوامتر هستند.
در نهایت متخصصان برای مردان و زنان که به خرید میروند یک توصیه دارند: دقت و برنامهریزی در خرید کردن و تدارک دیدن و برنامه داشتن برای خرید کردن قبل از انجام آن یک اقدام مناسب برای همه است، با این شیوه میتوان در زمان و پول صرفهجویی کرد و حتی با گریز از اتلاف انرژی بیدلیل و عدم مصرف سوخت یا هر عملکرد بیدلیل دیگری به سیاره زمین هم کمک کرد.
به همه اینها اضافه کنید که حوصله و تمایلی که خانمها به خرید کردن دارند در آقایان وجود ندارد. وسواسی را که در انتخاب دارند کمتر مردی دارد. در انتخاب رنگ، اندازه، مدل و ... باید هزار بار از هزار جهت جنس را بررسی کنند. هیچ فرقی هم ندارد، مبل باشد، خانه، ماشین، عروسک یا جوراب. این وسواس به هر حال همراهشان است. اگر قرار است به عنوان یک مرد با یک خانم به خرید بروید باید بدانید که احتمالا کدورت اندکی بینتان بوجود خواهد آمد. احتمالا از نیم ساعت دوم خرید دیگر نمیتوانید از این مغازه به آن یکی رفتن خانم را تاب بیاورید و از اینکه مجبور باشید دائم از فروشنده بخواهید که مدل و یا سایز دیگری را دستتان بدهد که به خانم داخل اتاق پرو برسانید خسته خواهید شد، احتمالا اعتراض خواهید کرد و از آنجا که به احتمال زیاد به خانم برخواهد خورد دعوای مختصری میکنید؛ اما بهدلیل اینکه خانم باید خریدش را بکند به هر حال مجبورید با او تا آخر راه همراه شوید.
امروزه خرید به فعالیتی فراغتی مبدل شده است.بر طبق تحقیقات جانسن (1989) در بریتانیا از دهه 80 به بعد خرید کردن بخشی از فعالیتهای فراغتی به حساب میآید. شاید قبل از آن خرید بیشتر با مقوله کار درک میشد و بیشتر به عملی برای رفع نیاز و حفظ بقای آدمیان شناخته میشد. در حال حاضر خرید بیشتر، با وقت آزاد معنا میشود و بیش از آنکه عملی منفعتطلبانه باشد، عملی تفریحی است. همانگونه که مک دانیل وجاربو(1987) گفتهاند، خرید کردن مفهومی پیچیده است که از ترکیب فعالیتهای سودمندانه و تفریحی فراغتی پدید آمده است.
در بسیاری از مراکز خرید در شهر تهران از جمله مرکز خرید نصر، گلستان شهرک غرب، مرکز خرید گلدیس، مرکز خرید پاسداران، مرکز خرید قائم، فضای اندکی برای گذران وقت غیر از خرید در اختیار مردم قرار گرفتهاست. معماری این مراکز به گونهای است که افراد باید تمام زمان خود را در اختیار ویترینها و فروشگاههای موجود در آنها قرار دهند. این ایده همان ایدهای است که به وجود مرزی متصلب میان خرید و فراغت قائل است و خرید را به کار تقلیل میدهد و فراغت و تفریح را عملی غیر سودآور در نظر میگیرد.
مطالعات از مراکز خرید در شهر تهران نشان داده است که علیرغم عدم توجه به طراحی فضاهای فراغتی در ساخت مراکز خرید و حتی گاهی اعمال سیاستگذاریهای مداخلهجویانه برای جلوگیری ازفراغتی شدن آن مراکز، مردم از آنها مکانهای فراغتی خود را ساختهاند و از حداقل فضاها، حداکثر استفاده را میکنند. این روزها خرید کردن، مساله نه، وسوسهای بیش نیست.
مریم فروتن