محبعلی این رمان را یک رمان شهری میداند که در ژانر ادبیات جاده ای قرار میگیرد، او معتقد است در این رمان به روزمرگی زندگی جوانان پرداخته. موضوع رمان، زلزله در تهران است، اما نه زلزلهای که شهر را خراب کند.
شخصیت اصلی این رمان دختری است که مدام در سفر درون شهری با مترو و اتوبوس است و اتفاقات متعددی در جریان این سفرها برایش رخ میدهد.
در این رمان بیشتر روابط نسل سومیها و دهه شصتیها مطرح میشود.
رمان نگران نباش رمانی است که سبکی رئال دارد، این داستان نویس درباره سبک این اثر و تفاوتش با آثار قبلیاش میگوید: رمان «نگران نباش» سبکی رئال دارد اما «نفرین خاکستری» ژانر فانتزی داشت. حتی مجموعه داستان «عاشقیت در پاورقی» نیز آن فضاهای فانتزی را داشت؛ ولی رمان آخرم، اصلا فانتزی نیست و قدری هم اجتماعی است و فضاهای خارجی دارد و داستان در محیطهای عمومی میگذرد.
محبعلی درباره این که کار تازهای را شروع کرده است میگوید: همیشه کار میکنم، چیزهایی را نوشتهام؛ اما هنوز نمیدانم به کجا میرسند.
چند وقت اخیر داستانهای کوتاهی را نوشتهام که شاید آنها را در یک مجموعه منتشر کنم. مجموعه داستان «عاشقیت در پاورقی» او که سال 83 منتشر شد نیز قرار است از سوی نشر چشمه برای نوبت چهارم چاپ شود. این مجموعه علاوه بر جایزه بهترین مجموعه داستان سال 84 در بنیاد گلشیری، کاندیدای جایزه انجمن منتقدان و نویسندگان مطبوعات نیز شده بود. داستان «هفت پاره دانای کل» از این مجموعه هم در پکا مورد تقدیر قرار گرفته بود.
این داستان نویس درباره کارهایی که اخیرا خوانده و پسندیده به چند اثر اشاره دارد و میگوید: این روزها کارهای زیادی را خواندهام، اما از چند اثر خوشم آمد؛ یکی مجموعه داستان «آنجا که پنچرگیریها تمام میشوند» حامد حبیبی بود که به نظرم این مجموعه، داستانهای خوبی دارد و موقعیتهای این داستانها جالب و متفاوت از فضای داستان نویسی ما بود.
دیگر کتابی که خواندم «پری فراموشی» فرشته احمدی بود که از این کتاب هم خیلی خوشم آمد به نظرم این کتاب که در نوع روانشناختی است، در نوع خودش موفق بود.
«برف و سمفونی ابری» پیمان اسماعیلی و« مرگ بازی» پدرام رضاییزاده هم 2 کتاب دیگری است که از آنها خوشم آمد.
مهسا محب علی متولد 1351 است و اولین مجموعه داستانش با نام «صدا» در سال 1377 منتشر شد .
زینب کاظم خواه