شما در بین همنسلهای خود از دیگران پرکارتر هستید. درحالی که عده زیادی از بازیگرانی که همدوره شما بودند یا در عرصه بازیگری حضور ندارند یا بسیار کم کار هستند. کمی دراینباره توضیح دهید؟
به عقیده من هنر سقف ندارد چرا که هنر میتواند اثبات تاریخ باشد، اثبات حضور فرهنگ و هنر یک ملت باشد و حتی اثبات مکتب و هویت یک ملت. وقتی که مردم به دیدن کارهای من میآیند به این معنی است که من حضور دارم و این حضور مطالعه میخواهد، آشنایی با فرهنگ و تاریخ میخواهد، به همین خاطر سعی کردهام در این سالها که در سینما و تلویزیون فعالیت کنم در کارهایم تیپسازی نکنم. کارهایی مانند معما را بازی کنم که قصههای ایرانی داشته باشند. به همین دلیل چند سالی است که در سینما فعالیت نمیکنم چون اکثر کارها شبیه به هم شدهاند و در اصل سینما در حال حاضر حرفی برای گفتن ندارد. سینمای دهه 60 و اوایل دهه 70 با سینمایی که ما در حال حاضر با آن مواجه هستیم تفاوتهای زیادی دارد.
به نظر شما نقش بازیگران در ارتقای سینما و تلویزیون چقدر است؟
به نظر من نسل ما و گذشته ما هنوز توانایی دارند که فیلمهای بامحتوا و بامفهوم دهه 60 ساخته شود و همواره پر قدرت ظاهر شوند.
شما در جوانی در کنار بسیاری از سوپراستارهای زمان خود بازی کردید. آنها چه مقدار شما را به عنوان یک جوان حمایت میکردند؟
در قدیم آقای انتظامی بارها در فیلمهای متفاوت از لحاظ روحی و بازی من را کمک میکردند و آقای نصیریان در جایگاه خودشان بسیار برای من موثر بودند و ما هم از کمک و راهنمایی آنها استفاده میکردیم، ولی امروزه با این که جوانترها را راهنمایی میکنیم باز هم تکرو هستند و عدم توجه آنها به حرفهای پیشکسوتان بیش از اجرای حرفهای آنها است.
دوست ندارید تئاتر کار کنید؟
چرا اتفاقا خیلی دوست دارم. تنها به علت کمبود وقت نمیتوانم تمرین تئاتر داشته باشم. به همین دلیل دیر به دیر روی صحنه میروم.
فیلم قلبهای ناآرام را کارگردانی کردید. این فیلم تا چه حد به ذهنیت شما نزدیک بود؟
اصلا مورد قبولم نبود. 2 سالونیم بعد از ساختش اکران شد و 8 دقیقه از فیلم را حذف کرده بودند. این فیلم در دوران کوران موسیقی پاپ ساخته شد اما تغییرات ناخواستهای که در زمان اکران و ساختار فیلم انجام شد، باعث شد نتوانم خواسته خودم را اجرا کنم.
فضای کار را در تلویزیون مناسب میبینید یا سینما؟
از لحاظ مخاطب و بازگشت سرمایه در حال حاضر تلویزیون بهترین گزینه برای فعالیت است.
برای انتخاب یک نقش، چه ملاکهایی دارید؟
اول از همه متن برایم اهمیت دارد. این که در متن آن شخصیت حرفی برای گفتن داشته باشد و دیالوگهایی که دارد، دیالوگهای خوب و موثری باشد. سپس به کارگردان فکر و کارهایش را بررسی میکنم، چرا که در نهایت این کارگردان است که قصه را روایت میکند. به هر حال همیشه سعی میکنم نقشی را انتخاب کنم که برای مخاطب تازگی داشته باشد و دید مخاطب نسبت به آن نقش، خنثی نباشد و فرهنگ آن نقشی مربوط به همین کشور باشد.
وقتی قرار است نقشی را ایفا کنید، چقدر مجید مظفری واقعی را وارد آن نقش میکنید؟
زمانی که پیشنهاد نقشی را قبول میکنم تمام انرژیام را برای درآوردن آن نقش میگذارم و اگر قرار باشد حسی را درآورم برایم تفاوتی ندارد که در چه ژانری است. به هر حال تلاش خودم را میکنم و اگر لازم باشد از خود واقعیام هم خرج میکنم.
برویم سراغ سریال شب میگذرد. چه شد که در این سریال بازی کردید؟
حاضر نیستم در مورد این سریال صحبت کنم.
چرا؟
چون این کار در نهایت آن چیزی نشد که فکر میکردم.
آقای راما قویدل (کارگردان) را از قبل میشناختید؟
خیلی کم. منتها دو کار از ایشان دیده بودم.
حتی در مورد نقشتان هم نمیخواهید توضیح دهید؟
خیر. حتی حاضر نیستم یک کلمه بگویم.
چرا؟
خاطره خوشی از این کار ندارم. حتی یادآوری آن هم آزارم میدهد. بدرفتاری تهیهکننده و عوامل غیرحرفهای و مسائل دیگر باعث شدند که نتوانم احساس خوبی نسبت به این کار داشته باشم.
به نظر شما سریالهای مناسبتی توانستهاند خوراک خوبی برای تلویزیون باشند؟
بله. چون عدهای از تماشاگران علاقهمند به این گونه سریالها هستند و در زمانهای دیگر مدت کمتری را برای تماشای تلویزیون وقت میگذارند. در صورتی که به خاطر علاقه به این نوع سبک کار، برای آن زمانهای طولانی میگذارند و هزینه زیادی میکنند.
دوست دارید با چه کارگردانهایی کار کنید؟
دوست ندارم با هیچ کدام از کارگردانهای بزرگ کار کنم، بلکه دوست دارم به عنوان هنرپیشه جایگاهی داشته باشم که آنها دوست داشته باشند با من کار کنند.
نقطه عطف کارنامه شما؟
نمایشنامه آسیدکاظم.
مجید مظفری سینما را ترجیح میدهد یا تلویزیون را؟
اگر واقعا دست مظفری باشد او تئاتر را ترجیح میدهد، اما الان عمر یک بازیگر کفاف نمیدهد که یک سال از عمرش را خرج یک تئاتر کند.
در زمان انقلاب چند سال داشتید؟
27 سال داشتم.
از آن روزها خاطرهای دارید که بخواهید تعریف کنید؟
آن دوران، دوران بسیار خاص و پرهیاهویی بود. یادم هست من به همراه یکی از دوستانم 40 فیلم کوتاه از فیلمهای انقلاب را تهیه کرده بودیم که به صورت قاچاقی به ایتالیا ببریم تا آن را به واسطه شخصی به فرانسه برسانیم که متاسفانه شش، هفت ساعت دیر رسیدیم و همین مساله باعث شد که خبرنگاری مشابه فیلم ما را به تلویزیون فرانسه بدهد. به هر حال روزهای خاطرهانگیزی بودند.
کارهای بعدی شما.
مظهر کبریا، عنوان کاری است که قصد دارم آن را کارگردانی کنم و تلهفیلم «این راه ادامه دارد» را هم تهیه خواهم کرد.
محبوبه ریاستی