قطعه هنرمندان

تجلیل چیز خوبی است؛ امری است خداپسندانه و انسان دوستانه. در همه جوامع دنیای امروز نیز، هم دولتها و هم ملتها به آن توجه می‌کنند. تجلیل از بزرگان، اندیشمندان، هنرمندان و نویسندگان، چه در قید حیات باشند، چه از مرگ آنها سالها و بلکه قرنها گذشته باشد، در واقع تجلیل از فرهنگ، تمدن و افتخارات یک جامعه است.
کد خبر: ۲۳۶۴۰۸

تجلیل البته اشکال مختلف دارد. گاهی در یک سالن کوچک یا بزرگ، عده‌ای جمع می‌شوند و به تجلیل و تکریم از بزرگی می‌نشینند، درباره او سخنی می‌گویند و در پایان هم چند سکه و یا تقدیرنامه و یاد بودی به دستش می‌دهند، گاهی هم فراتر از سالن و کف زدن و اهدای سکه، نام دانشگاهی، خیابانی، کتابخانه‌ای و یا حتی پارکی را به نام آن بزرگ می‌خوانند که صد البته این نوع تجلیل از نوع اول آن بهتر و ماندگارتر است. گاهی هم در تجلیل و پاسداشت بزرگی، به او درجه و نشان پرافتخاری می‌دهند، در برخی از کشورها هم متولیان فرهنگی دولت، در گرامیداشت بزرگی قطعه زمینی را به عنوان مزار و آرامگاه او در نظر می‌گیرند.

در کشور ما نیز انواع این تجلیل‌ها پررونق است، هر چند پر سر و صدا و ماندگار و حتی پرنان و آب نیست، اما هست!

گفتم: یکی از تجلیل‌‌ها از اهالی فرهنگ و هنر در جامعه ما و برخی از جوامع، در نظر گرفتن محلی برای دفن آنهاست، محلی زیبا، دیدنی و تماشایی که بعدها به مرکزی توریستی و تفریحی تبدیل می‌شود.

گورستان‌ها، در فرهنگ ملل، جایی خوب، دیدنی و دوست داشتنی نیستند و جز خاطراتی تلخ را در اذهان باقی نمی‌گذارند. گورستان جایی است که انسان دلش در آنجا می‌گیرد. اما گورستان‌هایی که در آن هنرمندان، نویسندگان و دانشمندان دفن بزرگ شده باشند، اگر با طرح و برنامه ساخته شده باشند، به محلی برای تفریح و تجلیل تبدیل می‌شود.

و نیز، گورستان‌هایی که در آنجا رزمندگان و سربازان شهید یک ملت، مدفون باشند، هرگز محل دل گرفتگی نیست، بلکه جایی است که در آنجا افتخار و غرورملی یک ملت شکوفا می‌شود.

یکی از این گورستان‌های مشهور جهان، گورستان «نوودویچی» در شهر مسکو است. این گورستان محل دفن بسیاری از مشاهیر علمی، هنری، فرهنگی و سیاسی روسیه از جمله گوگول، چخوف، شوستاکویچ، خروشچف، مایاکوفسکی، سیرف و ... است و در واقع می‌توان این گورستان را پلی به گذشته روسیه نامید. این گورستان که تاریخ بنای آن سال 1524 میلادی نوشته شده است باغ بسیار بزرگ و با صفایی است که هر ساله هزاران نفر را از روسیه و سراسر جهان به سوی خود جلب می‌کند. در حال حاضر حدود 7 هزار قبر در این محوطه مشخص است. بعضی از این افراد به ملیت‌های دیگری تعلق دارند، از آن جمله می‌توان به ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی شاعر ایرانی و ناظم حکمت، نویسنده ترک اشاره کرد. حدود 230 نفر از صاحبان این قبور لقب قهرمان اتحاد شوروی را دارند که بزرگترین لقب در رژیم کمونیستی به شمار می‌رفت.

این گورستان را می‌توانیم یک موزه استثنایی و بی‌نظیر غیرسرپوشیده بنامیم که در آن آثار برجسته، تجسمی وجود دارد. بر گور هر یک از این مشاهیر برحسب شخصیت اجتماعی‌اش مجسمه و یا نمادی نصب شده است که کار هنرمندان برجسته شوروی سابق می‌باشد.

نظیر چنین گورستانی البته در مقیاس‌های بسیار کوچکتر را می‌توان در نقاط دیگر جهان هم دید و عظمت و زیبایی چنین مکان‌هایی را به حساب دولتهایی گذاشت که مزد پاسداشت و تجلیل از بزرگان ملت خود را به دولتها و نسلهای بعد از خود تقدیم می‌کنند.

در کشور ما نیز، چند سالی است قدم اول برداشت شده است. بخش بسیار کوچکی از ضلع شمال‌شرقی بهشت‌زهرا تهران، مدفن هنرمندان و فرهیختگان این کشور است، جایی که به آن قطعه هنرمندان می‌گویند. البته قطعه هنرمندان عرصه‌های 8 سال دفاع مقدس کمی بالاتر از آن، از 27 سال پیش پا گرفته است. هر دو قطعه، چه قطعه شهدا و چه هنرمندان، هیچ جلوه و شکوهی از هنر آن هنرمندان ندارد. در واقع این قطعه‌های ویژه، هیچ ویژگی و یا برتری نسبت به سایر قبرها نداشته و هیچ نمادی از هنر و بزرگی آنها در فضای تنگ و بد قواره این قطعه‌ها به چشم نمی‌خورد. در قطعه هنرمندان وضع اسفناک‌تر است. انگار اهداءکنندگان زمین تمایل به در اختیار قرار دادن قبرهای رایگان را نداشته‌اند. قبرها چنان چسبیده به هم و سیاه و دل‌گیر است که هیچ هنری از هنر هنرمندان مدفون در آن را به تماشا نمی‌گذارد. تو برای زیارت اهل قبور، مجبوری روی قبر بزرگمردی از قبله هنر بایستی و بردیگری فاتحه بخوانی، دریغ از کاشت یک شاخه گل و یا درختی و سروی و آب نمایی و پیکره‌ای و یادمان‌هایی و حتی دریغ از محلی برای نشستن و ایستادن و نگریستن و حتی گریستن!!

البته باید بر این تصمیم گریست. بر تصمیم کسانی که قصد تجلیل و تکریم از هنرمندان را داشتند و گوری و سنگ قبری را به رایگان در اختیار هنرمندان بزرگ جامعه خود قرار داده‌اند، اما به اندازه «واسیلی سوم» شاهزاده روس که قبرستان نوودویچی را در 500 سال پیش بنا نهاد، طرح و برنامه و فکر و اندیشه و آینده‌نگری نداشته‌اند.

چیدمان غیرفنی و معماری قبرها در کنار هم، نادیده گرفتن فضای مناسب برای هزاران بازدیدکننده علاقه‌مند به هنر و فرهنگ، از قطعه هنرمندان کشور ما، قبرستان تاریک و نموری ساخته است که در آن هیچ چشم‌اندازی برای آینده‌ای بهتر و ماندگارتر وجود ندارد و بعدها هم اگر عاقله مردی بیاید و بخواهد قطعه هنرمندان را با هنر معماری و فضاسازی بیاراید، کاری از پیش نخواهد برد. زیرا خانه این قطعه چنان از پای بست ویران است که بر این ویرانه هیچ بنایی نتوان ساخت و کاری نتوان از پیش برد.

با این وجود هنوز عمر چندانی از گورستان نگذشته است، و می‌توان از متولیان فرهنگی کشور انتظار داشت که این بنای کج را یا از نوآباد کنند و یا در ادامه راه، این راه کج را طی نکنند و قطعه هنرمندان را از این همه تاریکی و سیاهی و انباشتگی نجات دهند.

اگر دولت، چنین سرمایه اندکی برای چنین کار بزرگی ندارد، یقین بدانیم که هنوز هستند موسسات فرهنگی و افراد خیری که حاضرند در تجلیل از مقام فرهنگ و هنرمندان کشورشان، سرمایه‌گذاری کنند.


مرتضی اشتری‌ایوانکی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها