حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ما نیز در میان آن گل و برف به محل حادثه رفتیم. دیدیم که واقعا حادثه تکاندهندهای بود. راننده به علت خاکی بودن جاده و سرعت زیاد، سر پیچ کنترل ماشین را از دست داده و در دره سقوط کرده بود. ناله و فریاد زخمیها به گوش میرسید که کمک میخواستند. هر چه تلاش کردیم در جلوی اتوبوس را باز کنیم میسر نشد. چند نفر خود را به کنار جاده رسانده و از ماشینهای عبوری کمک خواستیم. یک عده بیخیال رفتند اما عدهای به طرف دره آمدند و وقتی صحنه تصادف را دیدند چند نفر را مامور کردند با سرعت تمام خودشان را به شهرستان میانه که 35 کیلومتر با ما فاصله داشت رسانده و تقاضای کمک کنند. بقیه با هر وسیله ممکن در جلو را شکستند و کشتهها و زخمیها را از میان آهنپارهها بیرون کشیدند. تمام وسایل مسافرین که روی باربند بود پخش و پلا شده بود. آنهایی که در ردیفهای جلو بودند و خود راننده فوت شده بودند. بالاخره بعد از یک ساعت ماشینهای ژاندارمری و آمبولانسها رسیدند اما امدادرسانی بسیار سخت بود، چون همه جا برف بود. به هر صورت تمامی مسافران را که حدود 3035 نفر زن و مرد بودند از ماشین بیرون کشیده و به شهر انتقال دادند. آخرین نفرها که بیرون کشیده شدند صدای ناله کودکی توجه همه را به خود جلب کرد. 2 نفر از ژاندارمها به هر زحمتی بود خود را به انتهای ماشین که با سر به دره افتاده بود رسانده و بچه 9 8 ماهه را که حتی خراش هم برنداشته بود از زیر صندلی عقب بیرون آوردند، ولی هر چه دنبال پدر و مادر او گشتند خبری نشد، بعد از بررسی زیاد معلوم شد والدین کودک زیر صندلیها جان خود را از دست دادهاند، اما خداوند آن بچه را زنده نگهداشته بود. بالاخره زمانی که تاریکی همه جا را فراگرفته بود با دل پر از غم به طرف ده حرکت کردیم. آن همه کشته و زخمی در اثر یک لحظه غفلت در اول سال نو به وجود آمد. ایکاش بیشتر در رانندگی احتیاط کنیم.
فرهاد بهبودی کرج
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....