حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سید اسد الله در اوایل جوانی به سلک طالبان علم و کمال راه یافت و دروس ابتدایی را در حوزه علمیه یزد فراگرفت. هر چند در روزهای نخستین تحصیل، پدر خود را از دست داد اما با مشکلات ساخت و راه حوزه علمیه قم را پیش گرفت. وی مدتی را که در این شهر بود در پای درس آیتالله حجت کوهکمری و آیت الله سید محمد تقی خوانساری و 4 سال در محضر امام خمینی حضور یافت و از دروس فلسفه، عرفان و اخلاق ایشان بهره فراوان برد.
در 40 سالگی به نجف اشرف رفت و از محضر اساتید بزرگی چون آیت الله سید محسن حکیم، آیت الله ابوالحسن اصفهانی و آیت الله سید عبدالهادی شیرازی بهره برد و مدارج علمی را به سرعت پشت سر گذاشت و به درجه اجتهاد رسید. این درحالیاست که همزمان در حوزه عرفان و معنویت نیز به کسب معرفت میپرداخت و در عمل و نظر نیز به این حوزه اهتمام داشت.
در سال 1342 ه.ش امام خمینی (ره) دستگیر شدند و مدتها دور از شهر قم تحت نظر قرار گرفتند. دراین روزها که آیتالله مدنی از استادان نامی حوزه علمیه نجف اشرف به شمار میرفت با اطلاع از دستگیری امام، کلاسهای درس و بحث خود را تعطیل کرد و به سوگ شهدای نهضت ایران نشست و با ترتیب دادن مجالس متعدد چهره واقعی حکومت وقت ایران را در حد توان به مردم معرفی کرد.
البته آیتالله مدنی پیش از این نیز سابقه مبارزه داشت. مبارزه پیگیر او با ترویج بهائیت و حضور در کنار نواب صفوی و مقابله با افکار پوچ کسرویها نیز بخشی از این سوابق ارزنده وی است. حتی وقتی شهید نواب مصمم به مبارزه شد در تهیه اسلحه وی را یاری کرد. در حوزه نجف در بین دوستان آیتالله مدنی معروف بود که اسلحهای که نواب صفوی تهیه کرد با پول کتابهای آیتالله مدنی بود.
او چه در نجف و چه در روزهایی که برای امر تبلیغ به ایران سفر میکرد از امام نیز سخن میگفت و رسالت و وظایف مؤمنین را در مقابل رژیم پهلوی برایشان گوشزد میکرد. این بود که در سالهای 51 50 از سوی سازمان امنیت وقت کشور (ساواک) تحت مراقبت قرار گرفت و به جرم اختلال در امنیت منطقه تبعید شد. مدتی در نور آباد ممسنی (22 ماه)، زمانی در گنبد کاووس (11 ماه) و سرانجام در بنادر گرم جنوب و کردستان.همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، آیتالله مدنی نیز در کنار صدها مبارز دیگر در صف مقدم مبارزه با استکبار و عناصر سرسپرده آنان قرار گرفت. وی در اولین انتخابات مجلس خبرگان از طرف مردم همدان به نمایندگی در این مجلس انتخاب شد و سپس در کوران مشکلات و آشفتگی اوضاع همدان به دستور امام خمینی به این شهر رفت. آیتالله مدنی به طور رسمی پس از شهادت آیتالله قاضی طباطبایی از جانب امام به امامت جمعه شهر تبریز منصوب شد و از طرف ایشان برای رسیدگی به سایر امور شهرها مأموریت یافت.در آن زمان جریانسازیهای ضد انقلاب در آذربایجان به غائله حزب خلق مسلمان منتهی شده بود آنها تبریز و شهرهای اطراف آن را ناامن کرده بودند و در دانشگاه با نادیده گرفتن 2/98 درصد را‡ی مردم به حکومت اسلامی علیه اساس حکومت (ولایت فقیه) فعالیت میکردند.آیتالله مدنی در چنین روزهای سخت، پیشاپیش فرزندان انقلاب تلاش خود را برای درهم کوبیدن نقشههای شیطانی به کار میبرد. او در این راه دردها و رنجهای بیشماری را به جان میخرد. عناصر خلق مسلمان روزی به خانهاش میریختند و روزی محراب عبادتش را به آتش میکشیدند و روز دیگر... پاسخ او اما این است: من تا زندهام نماینده امام هستم و نماز جمعه را میخوانم.
نهایتا روز جمعه 20 شهریور 1360 آیتالله مدنینماز جمعه را به پایان برده بود و در محراب به عبادت مشغول می شود. یکی از اعضای گروهک منافقین به سویش هجوم میبرد و پس از لحظهای کوتاه، اول صدای انفجاری مهیب به گوش نمازگزاران میرسد و بعد محراب عبادت غرق خون میشود.
محمد زرین قلم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....