بخصوص به این دلیل که در دهه 1360، ماهنامه سینمایی فیلم و همچنین سیاستهای سینمایی سالهای 1360، به پایگاه مناسبی برای رشد یک جور جدینویسی برای سینما تبدیل شد. این روزها میتوانید بسیاری از مردان و زنان فعال در عرصه ورزش، علم، رسانه، اندیشه و حتی سیاست را ببینید که در آن سالها یا مشتری این نقدها بودهاند و در مواردی خودشان هم دست به قلم بردهاند. بعد نوبت نشریههای دیگر بخصوص دنیای تصویر رسید و حالا که هر مجله و روزنامه مملکت بخشی برای نقد فیلم دارد. این روزها هم که به راه و روش این سالهای جهان، کارزار اصلی به حوزه اینترنت و سایتهای سینمایی منتقل شده است و نسل جدید منتقدان ایرانی که بر پایه این سنت قوی رشد کردهاند، از این حوزه برخواهند خواست. دقیقا به همین دلیل است که این روزها بخش مهمی از فعالیتهایم را در سایت «سینمای ما» متمرکز کردهام. استقبال علاقهمندان طوری است که هیچ گاه از تاسیس این سایت پشیمان نشدهایم. پس این مدیوم سینمایی ادبی همچنان محبوبیتاش را حفظ کرده است.
با چنین بنیهای نقد فیلم در غیاب حوزههای دیگر، بدل به عرصه مناسبی برای تضارب آرا و همآوردی اندیشهها شد. شاید در هیچ کشور دیگری در دنیا، نقد فیلم به اندازه سالهای پس از انقلاب ایران، وظیفه دشوار و حساسی نداشته است. چنین جشنی، جشن سیامین سال پیروزی انقلاب اسلامی، جای گفتن کمبودها و گلهها و کوتاهیها نیست. فرصت برای گفتن این حرفها ی- البته لازم - زیاد است. مشکلات و عوارض نقد فیلم در ایران، بیشتر همان مکافاتهای - معمول روشنفکری در این سرزمین است که جایی دیگر و در فرصتی دیگر باید دربارهاش بحث شود. به جز این اما میشود نقد فیلم را از شیرینترین و رسیدهترین میوههای 30 سال اخیر فرهنگ ایران در نظر گرفت.
امیر قادری