حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از آن زمان به بعد گسترش آموزش عالی ایران سیر صعودی داشته به طوری که هماکنون بیش از 300 دانشگاه و موسسه آموزش عالی به جذب دانشجو مشغولاند. دانشگاههای ایران امروز ظرفیتهایشان را حتی بیش از تقاضای تحصیل افزایش دادهاند تا بدین وسیله به سیل مشتاقان تحصیل در دانشگاه پاسخ مثبت دهند.
آموزش عالی در ایران شامل دو بخش دولتی و غیردولتی است. در حال حاضر در بخش دولتی که دربردارنده دانشگاهها و مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت علوم و سایر سازمانهای دولتی است، تعداد 105 دانشگاه،16 دانشکده، 9 مرکز آموزش عالی و 135 آموزشکده فعالیت میکنند و البته علاوه بر دانشگاه آزاد، 29 موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی هم در بخش غیردولتی فعال است.
آموزش عالی ایران 57 تا 87
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پاسخگویی مناسب به افزایش تقاضا برای ورود به دانشگاه با اتکا به ظرفیتهای داخلی مطمح نظر وزارت آموزش عالی وقت قرار گرفت. علاوه بر این، برنامهریزی برای گسترش و جهتدهی، رشتههای دانشگاهی براساس ظرفیتهای منطقهای و جغرافیایی از جمله برنامههای این وزارتخانه شد. طبیعیترین عامل افزایش تقاضا برای آموزش عالی، رشد جمعیت است.
هنگامی که جریان گسترش امکانات آموزشی آغاز شد، دیگر در نیمه راه امکان توقف وجود نداشت.
زمانی که آموزش ابتدایی عمومیت مییابد، توسعه آموزش متوسطه اجتنابناپذیر میشود و به همین ترتیب در پی توسعه آموزش متوسطه، بسط و گسترش آموزش عالی قطعی است. در ایران، پذیرش در آموزش عالی الزاما براساس نیاز بخشهای اقتصادی به نیروهای کار متخصص و ماهر گسترش نیافته، بلکه تقاضای اجتماعی بالا برای استفاده از امکانات آموزشی، سبب افزایش سرمایهگذاری در بخش آموزش عالی شده است.
در واقع پیش از پیروزی انقلاب، پایین بودن رشد نرخ جمعیت کشور و ناچیز بودن شمار متقاضیان برای ورود به دانشگاه، نبود بنیانها و بسترهای آموزشی موفق و استاندارد، استقرار نیمی از جمعیت کشور در روستاها، نبود رابطه منسجم میان آموزش و پرورش و سطوح آموزش عالی، پایین بودن سطح تخصص در مشاغل، نبود ضرورت ادامه تحصیل برای دسترسی به فضای کسب و کار کشور و بالاخره نبود برنامهریزی دولت برای توسعه آموزش عالی و پایین بودن سطح فرهنگ خانوادهها، همراه با عدم گرایش جوانان به خصوص زنان برای ادامه تحصیل از جمله دلایل کاهش شمار دانشجویان بود. از سوی دیگر نبود بنیادهای دانشمحور یا ناچیز بودن تعداد آنها و بیاعتنایی به فناوریهای ساخت داخل و رشد اقتصاد تکمحصولی و وابستگی به اقتصاد محصولی همگی از جمله دلایل تعداد اندک دانشجو و دانشگاه در رژیم گذشته است.
اما در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی رشد بالای جمعیت کشور در دهه 1360 (که بنابر آمارهای موجود تا نزدیک به 4 درصد نیز رشد داشت) با حدود دو میلیون تولد در سال باعث افزایش جوانان گروه سنی 1518 سال، در دهه 70 شد و علاوه بر اینکه باعث افزایش تقاضا برای ورود به دانشگاه شده، با رسیدن به سن ازدواج منجر به موج جدید افزایش جمعیت خواهد شد. به طوری که پیشبینی میشود در سال 1400، جمعیت ایران به 97 میلیون نفر برسد.
پذیرش تعداد دانشجو در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی طی 30 سال گذشته حدود 22 برابر رشد، در تعداد دانشجوی شاغل به تحصیل 21 برابر رشد، در تعداد دانشآموختگان 17 برابر رشد و در تعداد اعضای هیات علمی نیز 11 برابر رشد دیده میشود، ضمن اینکه تعداد دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور نیز 10 برابر شده است. براساس ارقام موجود در <آمار آموزش عالی ایران> تقریبا هر 7 سال یک بار، تعداد پذیرفتهشدگان در مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت علوم، دو برابر میشود.
از آنجا که زنان نیمی از جمعیت هر جامعهای را تشکیل میدهند، آموزش و استفاده از توانمندی آنان در تمامی سطوح علمی و اجرایی یک ضرورت اجتماعی است دانشگاهها و مراکز علمی تحقیقاتی به منزله عالیترین مکان علمی، محل اصلی تربیت و به کارگیری زنان کارآزموده و ماهر است. بررسی روند مشارکت زنان در دانشگاهها ازبدو تاسیس آنها تاکنون نشان میدهد که گرچه به دلایل فرهنگی اجتماعی، زنان دیرتر از مردان در عرصههای دانشگاهی ظاهر شدند، اما پس از افزایش آگاهی و خواست اجتماعی برای حضور بیشتر، همیشه روند مشارکت آنان همراه با رشد قابل توجهی بوده است. بررسی ترکیب جنسی پذیرفتهشدگان دانشگاهها نشان میدهد که 7/29 درصد از پذیرفتهشدگان در سال 7172 را زنان تشکیل میدادند که این نسبت در سال تحصیلی 81-80 به 9/51 درصد و بیشتر از 60درصد در میانه دهه 80 افزایش یافته که رشدی قابل ملاحظه محسوب میشود.
طی برنامههای توسعه در بخش آموزش عالی، در ابتدای دوره 72 -71 از لحاظ گروه آموزشی، 2/37 درصد پذیرفتهشدگان در گروه علوم انسانی، 9/13 درصد در علوم پایه، 8/6 درصد در گروه کشاورزی و دامپزشکی، 3/20 درصد در گروه فنی مهندسی، 6/20 درصد گروه پزشکی و 3/1 درصد در گروه هنر، پذیرفته شدهاند. در سال تحصیلی 81-80 تعداد پذیرفتهشدگان نسبت به سال قبل از آن 4/15 درصد افزایش یافت که در دورههای روزانه، شبانه و فراگیر ثبتنام کردند.
همچنین، توزیع تعداد پذیرفتهشدگان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، در سال تحصیلی 8081 به تفکیک مقاطع مختلف نشان میدهد که 04/31 درصد آنان در مقطع کاردانی، 7/60 درصد در مقطع کارشناسی، 3/5 درصد در مقطع کارشناسی ارشد،71/1 درصد در مقطع دکترای حرفهای و 21/1 درصد در مقطع دکترای تخصصی به دانشگاهها و موسسههای آموزش عالی کشور راه یافتهاند.
تعداد دانشجویان قبل و بعد از انقلاب
روند کلی تعداد دانشجویان طی سالهای 48 تا 74 شمسی نشاندهنده این واقعیت است که طی این 27 سال، تعداد دانشجویان از 27 هزار و 268 نفر در سال 48 به 526 هزار و 621 نفر در سال 74، افزایش یافته است به عبارتی در این دوره زمانی تعداد دانشجویان سالانه از رشدی بیش از 24/8 درصد برخوردار بوده است.
البته این ارقام تنها مربوط به بخش دولتی است. دانشگاهآزاد نیز توانسته است بخش زیادی از تقاضای روزافزون آموزش عالی را پاسخ دهد، به طوری که در سال 1380 حدود 750 هزار دانشجو نیز در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودهاند. در این سال، مجموع دانشجویان شاغل به تحصیل حدود 55/1 میلیون نفر برآورد شد که به این ترتیب نسبت دانشجویان کل کشور در هر 100 هزار نفر جمعیت، معادل 2318 نفر خواهد بود.
تعداد دانشآموختگان قبل و بعد از انقلاب
بررسی کلی آمار دانشآموختگان آموزش عالی ایران نشان میدهد که طی سالهای 49 -48تا 80-79 در مجموع یک میلیون و 439 هزار و 280 نفر از دانشگاهها و موسسات آموزش عالی مدرک دریافت کردهاند.
در مجموع میتوان گفت جهتگیری آموزش عالی در 30 سال گذشته متحول شده و از توجه به مقاطع پایین تحصیلی و حوزه کاردانی و کارشناسی به مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری معطوف شده است، ضمن این که علت این تغییر جهتگیری را میتوان در افزایش تقاضای جمعیت دانشآموخته دانشگاهی برای حرکت از مقاطع پایینتر و صعود به تحصیلات تکمیلی عنوان کرد.
البته در آمار سال تحصیلی 5758 حدود 16 درصد از پذیرفتهشدگان دانشگاهها مربوط به دانشگاههای علوم پزشکی بوده که در آمار سال 8788 لحاظ نشده است. وزارت علوم و تحقیقات اعلام کرده است که پذیرش دانشجو در مقطع کاردانی 23 برابر، در مقطع کارشناسی25 برابر، در مقطع کارشناسی ارشد و دکترای حرفهای 12 برابر و در مقطع دکترای تخصصی 15 برابر شده است که همگی نشاندهنده توجه به رشد مقاطع مختلف در دانشگاهها و افزایش تقاضا برای ادامه تحصیل به خصوص در میان جوانان است. همچنین تعداد دانشجویان کشور در سال تحصیلی 5758 حدود 176 هزار نفر بوده که با رشد تعداد مراکز آموزش عالی و استفاده از ظرفیت داخلی کشور، تعداد دانشجویان امروز به 3 میلیون و 572 هزار نفر رسیده است.
افزایش شاخص استاد به دانشجو قبل و بعد از انقلاب
طی 30 سال گذشته، تعداد اعضای هیات علمی دانشگاهها در مرتبه علمی استادی 2 برابر رشد داشته است. همچنین دانشگاهها در مرتبه علمی دانشیار هم با رشد2 برابری، در مرتبه استادیاری با رشد 7/5 برابری و در مرتبه مربی با رشد 9 برابری روبهرو بوده است. علاوه بر اعضای هیات علمی تمام وقت شاغل در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی دولتی و غیردولتی، در حال حاضر تعداد 4078 نفر بورسیه در دانشگاههای داخل و خارج کشور مشغول به تحصیل هستند که در صورت فراغت و جذب آنها در دانشگاهها، تعداد اعضای هیات علمی درآینده نزدیک به 36 هزار و 346 نفر خواهد رسید.همچنین طی این مدت بهرغم افزایش تعداد دانشجویان، شاخص دانشجو به هیات علمی هم بهبود یافته و در حال حاضر شاخص دانشجوی حضوری به استاد در بخش دانشگاههای دولتی 20 به یک و در بخش غیردولتی حدودا 3 به یک است. در مجموع شاخص دانشجو به استاد در دانشگاهها در حال حاضر حدود 27 به یک عنوان میشود که فاصله چندانی با استانداردهای بینالمللی ندارد.موسسات آموزش عالی وابسته به آموزش و پرورش طی این مدت از 100 به 280 واحد افزایش یافته و در جمع موسسات لحاظ شده است. همچنین در 30 سال گذشته موسسات آموزش عالی غیردولتی شامل236 موسسه غیردولتی و غیرانتفاعی است که 359 واحد هم به دانشگاه آزاد اختصاص دارد.
آموزش عالی، نیاز به نسل جوان
هرچند گفته میشود آموزش عالی و توسعه آن یک نهضت جهانی است که به تناسب نیاز بشریت برای توسعه علوم و فنون رشد یافته، اما در ایران آموزش عالی و تحصیلات دانشگاهی از جمله بخشهایی است که توانسته به نیاز روز مخاطبان این آموزشها پاسخ مثبت بدهد. به طوری که دیدیم شاخصهای رشد آموزش عالی از موفقیت نسبی برخوردار بوده و حتی رشد تعداد پذیرفتهشدگان، دانشجویان و دانشآموختگان بخش آموزش عالی از نرخ رشد جمعیت بیشتر است. همین امر منجر شده که ورود به دانشگاه یکی از راههای ادامه حیات سالم جوانان پس از فارغالتحصیلی از دوره آموزش عمومی باشد. این بخش هنوز راه درازی در پیش دارد و آن توجه به کیفیت دورههای تحصیلی همپای توجه به کمیت و رشد دورههاست.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....