پیام اخلاقی فیلم خیلی خوب در داستانش تنیده شده؛ ایرج شخصیت اصلی کار به خاطر غرور و تکبر و بزرگ بینی کارش را از دست میدهد و بی پول میشود و به پیسی میخورد. مشکل او این است که همه چیز را برای نمایش میخواهد و تا مدتها بعد از این که دچار بی پولی میشود، حاضر نیست حتی پیش همسرش از نمایش ابلهانه مهم بودن و پول دار بودن دست بردارد، اما سکانسی هست که او در اتوبوس نشسته و دارد برای یک پیرزن ناشناس درددل میکند. خیلی از کارهایی را هم که برای کسب درآمد کرده و ما خبر نداریم، با روایت او در همین سکانس و نریشنهایی که روی فلاشبکهای او میآید، باخبر میشویم، اما من که فیلم را در سینما آزادی و میان مخاطبان عام دیدم و نه در سینمای رسانهها که همه ناخودآگاه واکنشهایشان را سانسور میکنند، دیدم اتفاقا ملت جاهایی میخندند که فیلم قصد خنداندن نداشته، گرچه این خندهها کشدار و طولانی نیست و گمان نمیکنم کارگردان همچنین نیتی داشته باشد.
انگار باید دیگر این را از ویژگیهای نعمتالله بدانیم که او از بازیگران حرفهای جوری استفاده میکند که خودش دوست دارد. بازی گلزار در «بوتیک» هنوز هم بین مخالفان این بازیگر، یک استثنا به حساب میآید یا بازی رضا رویگری که بعد از مدتها غیبت، در آن کار خیلی خوش نشست. این جا هم بازیگران خیلی خوب سر جای خودشان نشستهاند، مخصوصا حبیب رضایی که نشان میدهد اگر در نقشهای کمدی آب ببیند، شناگر ماهری است، اما لیلا حاتمی چیز زیادی به کارنامهاش اضافه نکرده. مخلص کلام این که در آشفته بازار فیلمهای تجربی امسال، «بیپولی» مثل یک زنگ تفریح، لازم و ضروری است که گذشته از این که قصهاش را شیرین و جذاب روایت میکند، چیزی به اسم خستگی و ملال را هم به مخاطبش منتقل نمیکند و این متاعی است که در سینمای این روزها خیلی کم پیدا میشود. به خاطر همه اینهاست که باید منتظر باشیم این فیلم، موقع اکران در جدول فروش جای درست و حسابی برای خودش دست و پا کند.
جابر تواضعی