در همین حین خبر رسید که ساخت بازی Tiberium Wars بهخاطر نرسیدن این بازی به کیفیت مطلوب الکترونیکآرتز، متوقف شده است. این خبرها در مورد الکترونیکآرتزی که کارش دست گذاشتن روی عنوانهای معروف و ادامههای امتحان پس داده بود، پیشرفت چشمگیری است.
بازی Mirrors Edge دقیقا همان چیزی است که در پیش نمایشها دیده بودیم. یک اکشن پلتفرمر اولشخص که به شما نشان میدهد اگر قرار بود بازی شاهزاده فارس یا تومریدر را بهصورت اولشخص بازی میکردید چه اتفاقی میافتاد.
داستان در مورد دختری بهنام Faithاست که در یک دنیای تخیلی، نقش دوندهای را بازی میکند که مربوط به یک گروه ضددولتی است. دولت یک نوع حکومت نظامی در شهر برقرار کرده و دوندهها تنها راه ممکن برای رسانیدن پیامهای سری به گروههای زیرزمینی هستند. اول داستان فیث متوجه میشود که یک گروه ناشناس برای خواهرش کیت پاپوش درست کردهاند و او قرار است به اتهام قتل یکی از افراد بلند پایه دولتی محاکمه شود. در طول داستان فیث در جستجوی اشخاصی است که پشت پرده این جریانها هستند و میخواهد خواهرش را نجات دهد.
میانپردهها بهصورت انیمیشنهای زیبایی روایت میشوند که مانند بازی 7 Killer سلشید هستند. بهجز این میانپردهها میتوانید خط سیر داستان را از طریق دیالوگهایی که بهسرعت در گوش فیث خوانده میشوند، دنبال کنید. شخصیتهای داستان زیاد نیستند و از همان اول میشود آدم بدهای احتمالی را از آدم خوبها تشخیص داد.
اما نکته اصلی Mirrors Edge، گیمپلی منحصربهفرد آن است. منحصربهفرد فقط از لحاظ ژانر در مورد این بازی صدق میکند. چون معماها و حرکاتی که فیث انجام میدهد را قبلا در بازیهایی مانند شاهزاده فارس مشاهده کردهاید. مراحل بازی به دو بخش داخل ساختمان و روی پشتبام تقسیم میشوند. وقتی روی پشت بام آپارتمانها مشغول دویدن هستید باید حواستان به راههای احتمالی رسیدن به پشتبام بعدی باشد. راهها بهکمک قدرت بینایی مخصوص فیث، بهصورت قرمز رنگ مشخص میشوند. به این ترتیب در طول بازی فقط باید بهدنبال چیزهایی قرمز رنگ باشید. بیشتر معماها و اکشنها هم در داخل ساختمانها رخ میدهند.
بازی Mirrors Edge از یک سیستم کنترلی بسیار کارآمد و ساده استفاده میکند که از نقاط قوت بازی است. دکمههای پشت دسته کارهایی نظیر پریدن، چرخیدن، اکشن و نشستن را انجام میدهد. یک کلید مانند B(دسته ایکسباکس) یا دایره (دسته پلیاستیشن3) نقش راهنما را دارد. هر وقت خواستید ببینید هدف بعدی کجاست، این دکمه را نگه دارید تا فیث به آن طرف نگاه کند. البته این دکمه راه را به شما نشان نمیدهد. خیلی وقتها راه رسیدن به هدف با خود هدف دو مکان جداگانه هستند.
اکشنها بسیار ساده هستند. بهترین راه نجات یافتن از پلیس این است که یکی از آنها را خلع سلاح کنید و سلاحش را بردارید. این کار با زدن یک دکمه زمانی که سلاح آنها قرمز میشود، امکانپذیر است. اما بازی پیوسته شما را از درگیریهای کشنده منع میکند بهطوریکه با داشتن اسلحه تقریبا هیچکدام از حرکات آکروباتیک خود را نمیتوانید انجام بدهید و برای پیشرفت باید حتما اسلحه را بیاندازید. بازی بسیار کوتاه است و میشود 9 مرحله آن را در کمتر از 5ساعت تمام کرد. این مدت کم برای یک بازی محدود مانند Mirrors Edge کاملا ایدهال است. اگر مراحل طولانیتر میشدند، مطمئنا از مشکل تکراری شدن موانع رنج میبردند. پس از یکبار تمام کردن، میتوانید برگردید و مراحل را چند بار برای پیدا کردن کیفهای مخفی یا گرفتن رکورد کمترین زمان دوباره انجام بدهید.
Mirrors Edgeاز آن دسته بازیهایی است که دوباره بازی کردنش لذتبخشتر است. زیرا راه را از قبل میدانید و با سرعت بیشتری میتوانید مراحل را تمام کنید. ادعای سازندهها مبنی بر غیرخطی بودن مراحل، طبق معمول دیگر بازیهای این سبک که این ادعا را کرده بودند، کاملا بیپایه و اساس است. همه مراحل از پیش تعریفشده و خطی هستند.
از نظر گرافیکی Mirrors Edgeزیباست. رنگ سفید تم، رنگی اصلی بازی است و در بیشتر مراحل بیش از همه چیز بهچشم میآید. یکی از دلایل استفاده بیش از حد از رنگ سفید، دیده شدن رنگ قرمز مربوط به دید ویژه فیث است که راه را به شما نشان میدهد.
اگر دنبال یک بازی متفاوت میگردید، حتما Mirrors Edge را امتحان کنید. روند بازی روان و سرعتی آن (البته بهجز وقتهایی که در آسانسور هستید و بهطور اعصاب خردکنی آسانسورها دیر به مقصد میرسند!) نظر هر بازیکنندهای را جلب خواهد کرد.
سید طه رسولیَ