درباره فیلم «یاریک»

گمشده در شهر

سینمای روسیه پس از فروپاشی حکومت شوروی، به سمت انتقادی شدن پیش رفته است و فیلمسازان آن در کنار ساخت فیلم‌هایی بر علیه حکومت چپ‌گرای پیشین، فیلم‌هایی انتقادی درباره وضعیت نابسامان اجتماعی کشور روسیه در سال‌های اخیر نیز ساخته و می‌سازند. «یاریک»‌ هم یکی از این فیلم‌هاست که در ژانر سینمای کودک و نوجوان تولید شده و بیشتر فیلمی درباره کودک است تا برای آن. با آن که شروع کارتونی فیلم و آواز مادرانه‌ای که پخش می‌شود، فیلم کاری فانتزی نیست و می‌خواهد به زبانی واقعگرا یکی از مشکلات امروزی جامعه روسیه را مطرح کند.
کد خبر: ۲۳۵۱۰۲

 به گفته سسیل هنری و آلکساندر لازلو، کارگردانان فیلم (که در دقایق پایانی فیلم به صورت یک زیرنویس روی تصویر می‌آید)‌ هر ساله هزاران کودک به خارج از روسیه قاچاق می‌شوند که سرنوشت بسیاری از آنها نامعلوم است. قصه فیلم هم می‌‌خواهد همین موضوع را مطرح کند. در قصه فیلم یاریک کودکی است که توسط مادرش در ایستگاه قطار تنها گذاشته می‌شود (و البته در یک سوم نهایی فیلم معلوم می‌شود دلیل عدم بازگشت او این بوده که هنگام خرید شیرینی برای پسرش، زیر چرخ‌های قطار افتاده و مرده است، و او بیست و چهار ساعت از اولین روز سال جدید میلادی را تنها در داخل شهر سر می‌کند. با چند نفر دوست می‌شود و بالاخره در آخرین لحظات فیلم، توسط یک پلیس بدطینت به یکی از قاچاقچیان انسان فروخته می‌شود و این قاچاقچی (با وجود تلاش کاراکتر مرد مثبت فیلم برای نجات دادن یاریک)‌ او را به خارج از کشور می‌برد. صحنه پایانی، یاریک در یک بیمارستان نشان داده می‌شود که دارند او را به اتاق عمل می‌برند (این پایان احتمالا می‌تواند به معنی آن باشد که قرار است اعضای مختلف بدن او در این جراحی برای فروش جدا شده و به افراد مختلف فروخته شود.)

با آن که سازندگان فیلم اظهار امیدواری کرده‌اند تماشاگران از کنار مشکلی که در فیلم مطرح شده بی‌اعتنا نگذرند، اما مشکل اساسی این است که «یاریک» را نمی‌توان فیلمی درباره قاچاق و فروش بچه‌های بی‌پناه روسیه دانست.

بخش اعظم قصه فیلم، یاریک کاراکتر کوچولوی خود را در شرایطی نشان می‌دهد که در سطح شهر گم شده و دارد به دنبال پدر و مادر گمشده‌اش می‌گردد. تنها در 5 دقیقه پایانی فیلم است که موضوع قاچاق انسان مطرح می‌شود و به صورت طبیعی یک چنین مدت زمان کوتاهی نمی‌تواند وقت خوبی را برای فکر کردن درباره موضوع قاچاق بچه‌ها در اختیار بینندگان خود بگذارد. در حقیقت،‌ فیلم پیش از آن که درباره چنین مضمونی باشد،‌ اثری شاد درباره بچه‌ای است که راهش را گم کرده و پشت سر هم با آدم‌های خوب و مهربانی روبه‌رو می‌شود که بی‌هیچ دلیل و منطقی توجیه‌پذیر می‌‌خواهند به او کمک کنند. (البته در بین این همه آدم مهربان، بالاخره یک شهروند هم پیدا می‌شود که در ازای دریافت پول، قبول می‌کند او را به شهر برساند!) برای تماشاچی فیلم که انتظار دیدن فیلمی درباره قاچاق بچه‌ها را دارد،‌ ورود هر کاراکتر تازه به معنی آن است که این آدم همان کسی است که قرار است وی را بدزدد! اما هر بار تیر بیننده به سنگ می‌خورد. نه آن زن عابر، نه آن مرد قمارباز، نه آن شخصیت منفی بازی قمار که همه پول‌های قمارباز را می‌برد و نه حتی محافظین او، هیچ یک نظر بدی نسبت به یاریک ندارند. فیلم دارد تمام می‌شود و از خود می‌پرسیم، نکند قصه فیلم را اشتباهی خوانده‌ایم؟ پس این قاچاقچی‌های بچه‌ها کجا هستند؟

دو کارگردان فیلم در شرایطی اظهار امیدواری می‌کنند فیلمشان بتواند نقشی رسانه‌ای در مطرح شدن موضوع قاچاق کودکان بی‌پناه روسیه‌ای داشته باشد که خود فیلم آنها هم در طرح این موضوع دچار لکنت است و مشکل دارد. این نکته حکایت از آن می‌کند که با وجود علاقه سازندگان فیلم برای طرح یک موضوع تلخ و تند اجتماعی، آنها شناخت خوبی درباره این مساله نداشته‌اند و به همین دلیل، نتوانسته‌اند آن طور که باید و شاید آن را در فیلم خود مطرح کنند. برای همین است که قصه فیلم تا 5 دقیقه پایانی خود، اصلا فیلم دیگری به نظر می‌رسد. فیلمنامه «یاریک» خیلی شبیه گزارش‌های تلویزیونی یا بهتر بگوییم حرف‌های درگوشی است که مردم در کوچه و خیابان به یکدیگر می‌زنند. دیدگاه عمومی در روسیه این است که یک مافیای قوی در کار ربودن بچه‌ها و انتقال آنها به خارج از کشور فعال است، اما این مافیا چگونه عمل می‌کند و کارهایش را چگونه بیش می‌برد؟ فیلم هیچ پاسخی برای این سوالات ندارد، زیرا سازندگان فیلم نتوانسته‌اند تحقیقی مستندگونه درباره فیلمنامه‌شان بکنند. این نوع طرح سرسری یک معضل بزرگ اجتماعی، زیبنده سینمایی که آثار درخشانی از خود به جای گذاشته است، نیست. سوالی که پس از دیدن فیلم مطرح می‌شود این است که آیا به راستی قصه فیلم توانسته یک معضل حاد اجتماعی را پوشش سینمایی دهد؟ به راحتی می‌توان به این پرسش، پاسخ منفی داد. هنری و لازلو با «یاریک» اولین فیلم بلند سینمایی خود را ارائه کرده‌اند. حساسیت آنها نسبت به یک معضل حاد اجتماعی جامعه روسیه قابل تقدیر است، اما آنها هنوز باید کار و تلاش کنند تا این حساسیت‌های قابل تقدیر را به زبان سینمایی و قابل قبول درآورند. تنها با طرح درست یک مشکل و نگاه دقیق و مستندوار می‌توان به چنین چیزی دست یافت و این چیزی است که «یاریک» فاقد آن است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها