حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
متشکرم با هدف قرار دادن داستان غمانگیز و دردناک زندگی یک دختر کوچک هشت ساله که تنها به دلیل اشتباه یک پزشک به ویروس حامل بیماری ایدز مبتلا شده است در جلب توجه مخاطبان خود به این معضل اجتماعی بسیار موفق است. متاسفانه ایدز همچنان یک بیماری است که ابتلا به آن بیش از این که سبب دلسوزی و ترحم نسبت به فرد مبتلا شود، منجر به طرد او از اجتماع و در نتیجه محرومیت از حقوق اجتماعی خواهد شد. این مجموعه با به تصویر کشیدن داستان زندگی یک کودک مبتلا به این بیماری، به عنوان یکی از پربینندهترین مجموعههای تلویزیونی خانوادگی در کشور کره شناخته شده است و توانسته است یکی از موضوعاتی را که شاید تا به حال در هیچ یک از مجموعههای تلویزیونی این کشور مورد توجه قرار نگرفته باشد را به معرض نمایش گذارد.
متشکرم یک مجموعه تلویزیونی خانوادگی و محصول کشور کرهجنوبی است که در 16 قسمت 45 دقیقهای تهیه شده است. داستان درباره زندگی پزشکی است که در یک بیمارستان بزرگ در شهر سئول مشغول کار است. او که در کار خود از مهارت بسیار زیادی برخوردار است، تصمیم میگیرد همسرش را که مبتلا به سرطان است، تحت عمل جراحی قرار دهد. اما پس از عمل متوجه میشود که کارش بینتیجه بوده و همسرش مدت زمان زیادی زنده نخواهد ماند و ....
این مجموعه با دو بار تکرار در هفته، هفتهای سه بار در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه از شبکه تهران پخش میشود.
نگاهی متفاوت
به تصویر کشیدن ترس و وحشت عمومی نسبت به بیماری ایدز در یک مجموعه تلویزیونی حاکی از آن است که در دنیای امروز این بیماری به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح شده است که روز به روز بر شمار مبتلایان به آن افزوده میشود. در کشور کرهجنوبی علیرغم پایین بودن آمار مبتلایان به این بیماری، همچنان آگاهی عمومی نسبت به بیماری ایدز در سطح نسبتا پایینی قرار دارد. اگرچه تلاشهای بسیار زیادی در جهت افزایش اطلاعات مردم نسبت به این بیماری انجام شده است اما همچنان افراد ناقل ویروسHIV ، بیماران مبتلا به ایدز از سوی جامعه طرد شده و مجاز به برخورداری از حقوق اجتماعی خود نیستند.
اما از سوی دیگر این موضوع، مشکلی نیست که بتوان یک شبه به راهکاری برای مقابله با آن دست یافت بلکه لازم است ابتدا زمینه مناسب برای انجام چنین اقداماتی به منظور تغییر دیدگاه اجتماعی افراد فراهم شود. براساس گفتههای تهیهکنندگان و عوامل ساخت این مجموعه، متشکرم قصد دارد عواقب ناخوشایند ناشی از غرور و تعصبهای کورکورانه مردم جوامع مختلف نسبت به زندگی افرادی را که ناخواسته به این بیماری مبتلا شدهاند را به تصویر کشیده و اعتراض این افراد نسبت به محروم شدن از حقوق اجتماعی را به گوش همگان برساند. از آنجایی که اغلب افراد در صورت مطلع شدن از این که فردی به بیماری ایدز مبتلا شده است، از او دوری کرده و از ایجاد هرگونه ارتباط اجتماعی با او خودداری میکنند میتوان گفت که متشکرم میتواند این بار زندگی را نه از دیدگاه شما، بلکه از دیدگاه این گروه از انسانها در برابر دیدگان شما به نمایش درآورد تا بتوانید از نزدیک سختیها و مشکلات عاطفی و روحی آنها را لمس کنید. متشکرم، داستانی است بازگوکننده اعتراض نسبت به ناآگاهی مردمی که زندگی همنوعان خود را به دلیل عدم آگاهی نسبت به حقایق نهفته درباره بسیاری از معضلات اجتماعی با محدودیت مواجه میسازند. بسیاری از منتقدان بر این باورند که ساخت این نوع مجموعههای تلویزیونی میتواند نقش مهمی درباره افزایش آگاهی مخاطبان داشته باشد و درک مردم نسبت به بیماریهای مختلفی را که دست به گریبان جوامع انسانی است، افزایش دهد. پیش از این نیز بسیاری از مراکز پیشگیری و کنترل بیماریها ساخت مجموعههای تلویزیونی درباره مبتلایان به ایدز را با هدف قرار دادن درک اشتباه و ترس عمومی جامعه نسبت به این بیماری مورد توجه قرار داده بودند که متاسفانه با توجه به حساسیت این موضوع، مجوز پخش چنین مجموعههایی از شبکههای تلویزیونی داده نشد.
فراتر از مرزهای کشور کره
مجموعه تلویزیونی متشکرم که از شبکه تلویزیونیMBC کشور کره به روی آنتن رفت به انتظار علاقهمندان به جانگ هیوک هنرپیشه معروف کرهای برای حضور در عرصه هنر پس از پایان خدمت سربازی پاسخ میگوید. داستان نوشته لی کیونگ هی فیلمنامهنویس کرهای است که پیش از این با نوشتن فیلمنامه دو مجموعه کرهای دیگر به نامهای متاسفم و دوستت دارم به شهرت رسیده و نام خود را در فهرست فیلمنامهنویسان معروف کرهای به ثبت رسانده بود. این داستان در حقیقت مجموعهای است که فراز و نشیبهای زندگی را در قالب اشک و لبخندهایی که حوادث روزمره زندگی برای انسانها به ارمغان میآورند، به تصویر کشیده است. به عبارت دیگر میتوان گفت این مجموعه آمده است تا زندگی مردم کره را این بار به سبکی متفاوت و خارج از کالبدهای حماسی، رزمی و یا تاریخی به معرض دید علاقهمندان بگذارد، تا بدین وسیله بتوانیم شرایط زندگی مردمان عادی این کشور را نیز به نوعی تجربه کنیم. البته باید پذیرفت که بازی خوب دو هنرپیشه معروف کرهای یعنی جانگ هیوک بازیگر نقش دکتر مینکیسو و گانگ هاجین که در نقش لییانگ شین بازی کرده است نیز در محبوبیت این مجموعه که ساخت آن در سال 2007 به پایان رسید، تاثیرگذار بوده است و نقش بسیار مهمی در استقبال عمومی از این مجموعه تلویزیونی در خارج از مرزهای کره، در کشورهای ژاپن، اسپانیا، انگلیس و ایران داشته است.
پایانی خوش برای آغازی غمانگیز
اگرچه مجموعه تلویزیونی متشکرم داستان غمانگیزی را به تصویر کشیده است اما به نظر میرسد که در جلب توجه و رضایت مخاطبان مجموعههای تلویزیونی خانوادگی بسیار موفق بوده است.
داستان درباره دختر کوچولوی شاد و مهربانی است که به دلیل ارتکاب اشتباه از سوی یک پزشک جوان، به علت تزریق خونآلوده به ویروس اچ. آی. وی به بیماری ایدز مبتلا شده است. هاچی بین که با مرتکب شدن این اشتباه، زندگی این کودک و مادرش را به خطر انداخته است از نامزدش دکتر مین کی سو میخواهد به خانواده لیبوم کمک کند. به این ترتیب مین کی سو برای برآورده کردن آرزوی نامزدش راهی جزیره آبی میشود. این پزشک جوان که نقش اصلی داستان است پس از، از دست دادن شغل خود به زندگی در یک جزیره کوچک که پیش از این در آنجا سکونت داشته پایان داده و زندگی جدیدی در محل سکونت این خانواده آغاز میکند. او علیرغم مغرور بودنش تصمیم میگیرد برای برآورده کردن خواسته نامزدش پیش از مرگ در لحظه پایانی زندگی برای جبران اشتباه او در تزریق خون آلوده به این کودک در هنگام معالجه در بیمارستان آنها را پیدا کرده و تا جایی که امکان دارد اشتباه او را جبران کند. لی یانگ شین، مادر بوم به دلیل نگهداری از پدر بزرگش که به بیماری آلزایمر مبتلا شده است و همچنین مراقبت از دخترش که با بیماری ایدز دست و پنجه نرم میکند، روزگار سختی را میگذراند و این در حالی است که علیرغم همه سختیها در تلاش است تا با آموزش فرزندش و آگاهی او نسبت به این بیماری، او را برای زندگی آیندهاش آماده سازد. او پس از این که از مبتلا بودن فرزندش به بیماری ایدز مطلع میشود تصمیم میگیرد با تلاش بیشتری در برابر سختیها و مشقات زندگی مقاومت و ایستادگی نماید. برقراری ارتباط با این خانواده رفتار مینکیسو را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. این مادر و فرزند علیرغم این که به علت تنهایی روزگار سختی را تجربه میکنند همچنان به زندگی امیدوارند. اما وقتی ساکنان منطقه محل زندگی آنها از بیماری بوم مطلع میشوند او و خانوادهاش را تحت فشارهای روحی و عاطفی قرار میدهند و آنها را مجبور به ترک این جزیره کوچک میکنند. آنها به علت عدم آگاهی از چگونگی انتقال این بیماری، از اینکه به علت تماس با لیبوم به بیماری ایدز مبتلا شوند دچار ترس و اضطراب شدهاند و با طرد کردن آنها از جمع خود، رفتار نادرستی را با آنها در پیش گرفتهاند. در این میان مادربزرگ همین دختر کوچولو از این رابطه بیخبر است، بیش از سایرین آنها را مورد سرزنش قرار داده و مانع ارتباط او با دیگر نوههایش میشود. اما در پایان مادر این دخترکوچولو با مردی آشنا میشود که علاقهمند است مراقبت از آنها را برعهده گرفته و با سهیم ساختن آنها در زندگیاش آنها را تحت حمایت خود قرار دهد.
نگرشی جدید برای ادامه زندگی
مینکیسو و لییانگ شین در حالی تصمیم میگیرند زندگی مشترک خود را آغازکنند که در ابتدا به شدت با یکدیگر در تناقض بودند و حتی چشم دیدن همدیگر را نداشتند. اما بعدها در جریان ناسازگاریها و اختلافات روزمره بتدریج به همدیگر علاقهمند شدند. مینکی سو پزشک مغروری است که گرچه در کارش از مهارت بسیار زیادی برخوردار است اما غرور بیش از اندازه او مانع برقراری ارتباط او با دیگران میشود تا اینکه با لییانگ شین و دختر کوچکش که به بیماری ایدز مبتلا شده است آشنا میشود. لی یانگ شین علیرغم اینکه در زندگی شخصی خود با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم میکند، دارای شخصیتی مهربان است و نگاه خوشبینانهای به زندگی و جریانات و اتفاقات روزمره زندگی دارد. مین کی سو نیز پس از آشنان شدن با او به تدریج تحت تاثیر قرار گرفته و به دلیل علاقهمند شدن به او نگرش جدیدی را در زندگی آغاز میکند. این پزشک جوان مغرور پس از این که میبیند او به آسانی تقدیر و سرنوشت را پذیرفته و همچنان در تلاش است تا خود را با شرایط جدیدی که در زندگیاش ایجاد شده وفق دهد به خود آمده کمی از غرورش میکاهد.
قربانی کوچک
بوم دختر کوچولویی است که قربانی یک اشتباه میشود، او از مادرش میآموزد که هرگاه جایی از بدنش خونریزی کرد از هیچکس تقاضای کمک نکند، بلکه خودش به تنهایی محل خونریزی را با دستمالی تمیز کرده و بلافاصله آن دستمال را در یک کیسه پلاستیکی قرار داده و پس از اطمینان از بسته بودن در آن کیسه آن را به داخل سطل زباله بیندازد. وقتی دوستانش پس از آگاهی از بیماری او از حاضر شدن در کلاس درس خودداری میکنند، لی بوم بسیار متعجب میشود و از این که همه دوستان و آشنایان پس از دیدن او با ترس و وحشت از او میگریزند، احساس ناراحتی میکند. او در تلاش است برای هزاران سوال بیپاسخی که در واکنش به رفتار اطرافیان در ذهنش ایجاد شده پاسخی بیابد. از نظر او همه چیز عجیب است، تا این که یک شب متوجه میشود که ناقل ویروسی مسری است. او خودش را در پتویی میپیچید و تا حد امکان از مادرش که در کنار او خوابیده است فاصله میگیرد. صبح روز بعد با نوشتن یادداشتی برای مادرش از او میخواهد که از این پس هرگز دنبال او نیاید و برای او آرزو میکند که زندگی خوبی را در آینده داشته باشد و سپس او را ترک میکند و...
نگاه مخاطبان
نظرسنجیهای انجام شده از مخاطبان شبکه تلویزیونیMBC کشور کره حاکی از آن است که این مجموعه توانسته است به دل همه مخاطبان راه یابد تا جایی که همه آنها بازی بسیار هنرمندانه بازیگران این مجموعه تلویزیونی و توانایی آنها در نمایش صمیمیت خانوادگی را تحسین کرده و بر این باورند که این چنین توانستهاند با تماشای این مجموعه احساسات و عواطف مادر جوانی را که سعی میکند با پنهان کردن یک راز بزرگ در نهایت آرامش و امنیت را در زندگی برای فرزندش تامین کند، درک کنند. علیرغم بسیاری از مجموعههای تلویزیونی که داستانهای دور از ذهن و غیرقابل تصوری را در خط سیر اصلی داستان تعقیب میکنند، متشکرم یک داستان واقعی و ملموس را سرلوحه خود قرار داده است و توازن بین غم و شادی در زندگی را میتوان وجه تمایز این داستان با بسیاری از داستانهای مشابه دیگر به شمار آورد.
فرانک فراهانیجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....