حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پروفسور مایکل باستیانی، استاد زیستشناسی دانشگاه یوتا و از محققان برجسته انستیتو مغز این دانشگاه که در صدر تیم تحقیقاتی محققان این پروژه قرار دارد، در گفتگوی اختصاصی با سیب اظهار امیدواری کرده است که این ژن کرمی تازه کشفشده میتواند سرعت بازتولید عصبهای آسیبدیده را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. وی در این گفتگو جنبههای دیگری از این یافته ارزشمند را مطرح کرده است.
آیا استفاده از این یافته برای هر نوع ضایعات عصبی کاربرد دارد؟ توجه داشته باشید که در سراسر جهان انواع مختلفی از آسیبهای مغزی و عصبی وجود دارد.
این پرسش مهمی است. به طور کلی پیدا کردن اهداف دارویی جدید برای شناسایی بهتر و موثرتر علل شکلگیری و در ادامه درمان امیدوارکننده آسیبهای عصبی، مهمترین تلاش دانشمندان و محققان علوم مغزی است. تصور کنید با استفاده از نتایج تحقیقاتی از این دست، دیگر به بیماریهایی نظیر پارکینسون و آلزایمر به عنوان <بیماریهایی که درمانپذیر نیستند> نگاه نخواهد شد. ما هماکنون روی داروهای گوناگونی کار میکنیم، اما از آن مهمتر پیدا کردن اهدافی موثر برای این داروهاست و اکنون به جرا‡ت میتوانم بگویم این ژن هدفی مطمئن به حساب میآید که ناگفتههای زیادی را ارائه خواهد کرد.
فکر میکنید تا چند سال دیگر استفاده از این هدف دارویی و داروهایی که برای آن تولید میشود، محقق خواهد شد؟
صحبت کردن درباره چیزی که فعلا تنها گامهای ابتدایی درخصوص آن برداشته شده، بسیار سخت است، اما ما هم حرفهایی برای بیان داریم. توجه کنید که فناوری تولید داروهای جدید در یک دهه گذشته و به لطف ارائه طیف گسترده از فناوریهای نوین، جدیتر از گذشته مطرح میشوند و از اینرو بخش مهمی از کارهایی که پیش رو داریم با راحتی بیشتری انجام خواهد شد. اما بخش دیگر که اهمیت بیشتری دارد، چگونگی پیدا کردن این اهداف دارویی است. پیدا کردن این اهداف که عمدتا ژنها و پروتئینهای خاصی هستند، فرآیندی پیچیده است و زمانی که صحبت از ضایعات مغزی و نخاعی میشود، بیش از پیش بر پیچیدگیهای موجود افزوده میشود. با این حال، شاید در 2 تا 15 سال آینده بتوانیم حرفهای عملیاتی برای ارائه کردن داشته باشیم.
شما در صحبتهای ابتدایی خود از آلزایمر و پارکینسون صحبت کردید و اینکه میتوان با استفاده از این یافته جدید به درمان آنها امیدوار شد. آیا بیماریهای مهم دیگری را نیز مد نظر دارید؟
آلزایمر و پارکینسون بیماریهای شایعی هستند که هماکنون درمان قطعی برای آنها نمیتوان متصور شد. با این حال تاکنون قدمهای ابتدایی در قالب تولید داروهای متوقفکننده این بیماریها برداشته شده است. از این بیماریها که بگذریم، نوبت به اماس میرسد که در بسیاری از کشورها قربانیان مختلفی در سطوح گوناگون دارد. این بیماری حالت تخریبی دارد و بتدریج فرد را از پای درمیآورد. ما امیدوار هستیم در آیندهای که شاید خیلی هم دور نباشد، از این هدف و داروهایی که برای آن تولید و آزمایش میشود برای درمان ابتدایی و پیشرفته اماس استفاده کنیم.
به نظر میآید این ژن و اهداف مشابه دیگری همچون آن، به نوعی در خواب هستند و شما در تلاش هستید آنها را از خواب بیدار کنید.
البته اگر بخواهیم به زبان بسیار ساده این مفهوم را تجزیه و تحلیل کنیم بله، تقریبا این گونه است؛ اما توجه کنید که فرآیند فعالسازی این ژنها و اهداف دیگر پیچیدگیهای خاص خود را دارد. استفاده از دوزهای مشخص دارویی و بازه زمانی که مورد بررسی و تاثیرگذاری قرار میگیرند، از جمله فاکتورهای موثر و غیرقابل چشمپوشی در این میان است. به طور کلی میتوانم این گونه بگویم که ما این ژن کرمی و زنجیره مولکولی آن را تحریک میکنیم تا با فعالیت بیشتر خود، زمینه بازتولید مجدد سلولها و یاختههای عصبی را فراهم کند.
آیا شناسایی چنین ژنها و تحقیقاتی از این دست مورد توجه شرکتهای داروسازی و تحقیقاتی قرار میگیرد؟
قطعا. ما در حقیقت با انجام تحقیقاتی از این دست برنامههای عملیاتی آنها را به سوی تکمیل شدن هدایت میکنیم. ما به این نتیجه رسیدهایم که با شناسایی هدفهای دارویی بیشتر میتوانیم رغبت بیشتری در شرکتهای بزرگ و کوچک داروسازی و مراکز تحقیقاتی مرتبط با آنها برای تولید طیف جدیدی از داروها ایجاد کنیم، هرچند همگان میدانند که چنین فرآیندهایی بسیار پرهزینه تمام میشوند، اما نتیجه آن برای نسلهای آینده بسیار حیاتی خواهد بود.
برای پیدا کردن این ژن و ژنهای مشابه از چه تکنیکهایی استفاده میکنید؟
خوشبختانه این تکنیکها در سالهای اخیر توسعه قابل توجهی یافتهاند. استفاده از شبیهسازیهای رایانهای و طراحی و تولید صفحه ژنتیکی ویژه برای شناسایی این ژنها، از جمله تلاشهای اخیر دانشمندان برای پیدا کردن این ژنها بوده است.
نام این ژن چیست و چه مزیتی در مقایسه با یافتههای مشابه قبلی دارد؟
این ژن1dlk- نام دارد که همراه با چند ژن مهم دیگر مورد بررسی قرار گرفته است. نکته مهم این است که تا پیش از این و بخصوص در یک دهه گذشته تلاشهای زیادی برای پیدا کردن اهداف دارویی ژنی برای کمک به توسعه احیای عصبهای مغزی آسیبدیده صورت گرفته، اما تقریبا تمام آنها شکست خورده است، ولی کاری که ما آغاز کردهایم تاکنون موفقیتآمیز و از همه مهمتر امیدوارکننده بوده است.
برنامه بعدی شما برای توسعه این یافته جدید چیست؟
عملیاتی کردن قطعی هر یافته جدید، مهمترین دستاورد آن به حساب میآید و اکنون ما هم به دنبال آن هستیم؛ اما هنوز فناوری و تجهیزات لازم تشخیصی و درمانی کافی در اختیار نیست، هرچند همه روزه خبرهای تازهای درخصوص طراحی و ساخت این سامانهها به گوش میرسد. یکی از مهمترین برنامههای ما عملیاتی کردن استفاده از این یافته جدید برای طیف گستردهای از بیماریهای مغزی و عصبی است، با این حال همه چیز به آینده بستگی دارد.
مهدی پیرگزی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....