در تاریخ معاصر جهان، انقلاب اسلامی پدیده بیهمتایی است، زیرا نه یک گروه اجتماعی بلکه روحانیون سنتی مجهز به منبر و مدعی حق الهی را، به قدرت رساند. این، ناشی از محبوبیت گسترده آیتالله خمینی و شخصیت ایشان بهویژه زندگی ساده آیتالله خمینی و خودداری از سازش با آن «ظالم شیطانصفت» است. در کشوری که بیشتر سیاستمدارانش در آسایش و رفاه به سر میبرند، ایتالله خمینی زندگی ریاضتمنشانهای همچون صوفیان داشت و مانند توده مردم رفاه مادی چندان نداشت. در جامعهای که رهبران سیاسی آن هزار چهره، اهل زد و بند و خویشاوندپرستهای اصلاحناپذیری بودند، آیتالله خمینی سرسختانه هرگونه سازش را حتی هنگامی که لازم بود، رد میکرد و معتقد بود که حتی فرزندان خود را هم اعدام خواهد کرد، اگر مستحق چنان مجازاتی باشند و همچون مردان خدا که نه در جستجوی قدرت ظاهری، بلکه در پی اقتداری معنوی هستند، عمل میکرد.
یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گلمحمدی، صص 653-655