خنده جام

درخواست رجوع

کد خبر: ۲۳۴۷۴۱

درخواست رجوع!
برگرد بیا که باز مشتاقم من
الکن ز بیان این فرا... راقم من
گویی سر لج فتاده با من گردون
ای مادر دهر، از چه رو عاقم من؟
جز روکش استخوان نماند از این تن
کور است هرآن که گفته‌ات چاقم من
تصویر درشت هیکلت را دارم
آن لحظه که حس کنند قبراقم من
پروانه ببین، که گرچه هستم دلسرد
دلگرم به شعله‌های شلاقم من
چون خاک جدا شده ز کفش میهن
یکبار دگر مصر به الحاقم من
عکست شده‌ام ز هر جهت بی‌روتوش
با این همه، قابل به الصاقم من
گرچه شده‌ام بزرگ اما قلبا
چون بچه روبه رشد قنداقم من
حق نیست که بی‌تو سر نمایم بی‌خود
الحق که بجا سزا به احقاقم من
چون کوی وصال توست چون ییلاقم
شرمنده روی هرچه قشلاقم من
من قافیه را ز ریخت خواهم انداخت
از هجر قیافه تو چون داغم من
«لیس الحرج»ی اگر به قانون جز است
آن را ــ به اشد وجه ــ مصداقم من
من عادتم عین آینه شفاف است
یک حس رها ز بند اغراقم من
چون قطره به سطح ساحلت می‌آیم
گیریم که رفته تا به اعماقم من
امثال حقیر در جهان کمیاب‌اند
جایی نکند درز که قاچاقم من
برگرد...! چقدر منتت را بکشم؟
گفتم که حقیر باز مشتاقم من!

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها