علی درویش

دوباره باید شد

کد خبر: ۲۳۴۱۳۹

«قلب...» زندگی را «فریاد» می‌زند.

طمع «مساله» نیست... «وسوسه» است!

در «محبت» کردن... «تخفیف» نده.

آبرو... «آب حیاست...»

«هر گلی بویی دارد... » هر کس را «همان‌طوری که هست» بپذیر.

راستی چه شد ... که نشد!؟

از «پنجره دیگران» نگاه کن... تا «دگردیسی در زندگی» خلق شود.

«مسابقه... » لزوما یک «مقایسه» است!

شخصیت «منطقی و منعطف...» ما را «نوسازی» می‌کند.

راهت را «عاقلانه» اراده کن... «علاقه‌مندانه» ادامه بده.

«انزوا« ...»خودتبعیدی» است!

با کوله‌بار «اهمال...» نمی‌توان در مسیر «اهتمام» گام نهاد.

برای «زنگ زندگی« ... »از مشکلات مرخصی» گرفتم!

لازمه زیست اجتماعی... باید یا «اهل فهم» باشی یا «اهل فن.»

چرا ظاهری «دوست داشتنی» و باطنی «دورانداختنی» دارم...!

نسل جدید ...‌«گشودن صفحه جدید»، در «مانیتور زمان.»

اگر شرایط را «اداره نکنیم...» شرایط ما را «مدیریت خواهد کرد!»

از «ترس»‌ فرار کرد... در آغوش «یاس» قرار گرفت.

انگار وقت زیاد داریم... که «زمین بخوریم» و «بلند نشویم!»

اگر می‌توان «سود و استفاده» برد... چرا «سوء استفاده!»؟

از نظر بعضی گوش فرزندان را... باید «کشید» یا «کشیده» زد!

بادکنک توتهی ... با همه «خودبزرگ‌بینی»، وسیله‌ بازی کودکان است!‌

عمر به کوتاهی رعد و برق بود... «خبری از آنها شد...» رفتند و «دیگر خبری از آنها نبود.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها