بیش از 60 درصد بهترین زمینهای کشاورزی غزه و چارپایان آن به طور سازمان یافته نابود شده است. کریستین فان نیوونهویس، از مدیران برنامه جهانی غذا، میگوید این سرزمین به عمد نابود شده و ممکن است دیگر هرگز قابل کشت و استفاده نباشد .حتما درختان لیمو و مرغ و خروسهای پر سروصدا راکتهای حماس را پنهان کرده بودند! اسرائیل قسمتهایی از بقیه زمینهای کشاورزی غزه را نیز به عنوان بخش حائل از دسترس فلسطینیان دور کرده است. تقریبا تمام تاسیسات زیربنایی غزه نیز با خاک یکسان شده است. تحقیر و وابستگی ناشی از این اقدامات، بخشی از طرح استراتژیک اسرائیل است.
باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا، جورج میچل، مذاکره کننده ماهر و محترم را برای شروع گفتگوهایی فرستاده که ممکن است سرانجام به سازش بادوام منجر شود. باید امیدوار باشیم او بتواند به این غیرممکن دست یابد. اما حتی اگر او چنین کند، این به تنهایی نمیتواند آن نوع صلح را تضمین کند که همه مردم این منطقه بشدت به آن نیاز دارند و مطمئنا سزاوار آن هستند. هنوز کارهای ناتمام و حسابرسیهای فراوان باقی است. صلح بدون برابری و حسابرسی معتبر، عین نقض حقوق بشر، و تایید این نکته است که بعضی از ملتها فراتر از دسترسی قانون هستند. میچل نمیتوانست در ایرلندشمالی به صلح دست یابد اگر انگلیس، با مصونیت، نواحی کاتولیک نشین را بمباران و غیرنظامیان را قصابی کرده بود.
اسرائیل امروز مجموعهای بیپروا و هستهای، با انواع و اقسام سلاحها، موشکها و جنگافزارهای شیمیایی و میکروبی است و به هیچ قانون و پیمان بینالمللی (که در اصل برای جلوگیری از کشتار و آزار یهودیان پس از جنگ جهانی دوم وضع شد) احترام نمیگذارد و هر چه بخواهد میکند اما چرا فقط از مجازات اسرائیل حرف میزنیم؟ ملتهای غربی، از جمله انگلیس، بعضی از ماشینهای کشتار را که در غزه از آنها علیه کودکان استفاده شد، به آن دادهاند. آمریکا و انگلیس هرگز به هیچ دادگاه مستقلی احضار نشدهاند تا درباره دروغهای خود برای توجیه جنگ در عراق، یا فرو ریختن بمبهای خوشهای روی سر غیرنظامیان، قتل عامها در فلوجه، میلیونها کشته و عده بیشتری که ناقص به دنیا میآیند، توضیح بدهند.
ما ممکن است سرانجام از آنچه در جلسات دولت بلر در هفتههای قبل از جنگ مطرح شد با خبر شویم. بسیاری از وزیران که تبانی کردند یعنی هون و استراو، یا با جنگ مخالفت نکردند، به مقامات بالاتری دست یافتند. تونی بلر سریع تر از هر نخستوزیر اخیر انگلیس به پول و ثروت رسید این یکی از نشانههای پایین بودن معیارهای اخلاقی او و کسانی است که برای خدماتش به او پول میدهند. به نظر میرسد در غرب همه آنان بخشیده و فراموش شدند. او حتی مورد اطمینان ترین فرد ما در خاورمیانه شده است؛ فردی که میبایست از نقشههای اسرائیل در غزه از قبل خبر میداشت و سقوط کرد.
هنری کیسینجر نیز در موقعیت شادمان مشابه او قرار دارد. او به جای این که به علت حمایت فعالانه از پینوشه، بمباران کامبوج و جنایات دیگر محاکمه شود، سیاستمداری شد که همه دنبال نظراتش بودند و به ثروت و شهرت رسید. چند سال پیش که «جرمی پاکسمن» درباره سیاستهای خارجی غیراخلاقی کیسینجر در برنامهای تلویزیونی از وی استنطاق کرد او (این زیباترین لحظه زندگی پاکسمن به نظر من بود)، چنان متعجب و ناراحت شد که از استودیو بیرون رفت. چنین افرادی انتظار ندارند به چنین سوالهایی پاسخ بدهند. آنان خود را فراتر از این حرف ها میدانند. جورج بوش نیز در پول غوطهور خواهد شد. این چیزی است که قدرت به آدم میدهد. مصونیت و خوشی و ثروت بیحساب.
مارتین لوتر کینگ هشدار داده بود: بیعدالتی در هر جا، تهدیدی برای عدالت در همه جای جهان است. «رهبران جهان غرب اغلب از این آرمانهای واقعا شرافتمندانه غفلت میکنند.» برسر کسانی که زندانهایی مانند گوانتانامو را ایجاد و روشهای شکنجه در آن را ابداع کردند، چه آمد. شکنجهگران و نگهبانان زندان چه شدند؟
گفته میشود بنیام محمد، سکنه انگلیس، در آنجا با مرگ دست و پنجه نرم میکنند و ممکن است با تابوت از آن خارج شود اما ظاهرا کسی مسوول نیست. فقط جنایتکاران جهان سوم و کشورهای سابقا کمونیست با محکومیت و محاکمه بینالمللی مواجه میشوند. اگر دولت سریلانکا غیرنظامیان تامیل را بمباران کند سازمان ملل و نهادهای دیگر آن را (به درستی) محکوم میکنند و مسوول می شناسند. اما با به اصطلاح «کشورهای بزرگ»،که پیمانهای الزامآور را نادیده میگیرند ، کاری ندارند. قطعا چند نظامی و پلیس بدبخت را سپر بلا میکنند تا نشان دهند حکومت قانون محترم است. اما قدرتمندان و افراد بانفوذ در غرب یا اسرائیل یا روسیه، و حالا چین و هند، میدانند که هرگز کارشان به دیوان بینالمللی دادگستری در لاهه نخواهد افتاد. افراد فاسد با آن نوع پولهایی که آب دهان سیاستمداران غربی را به راه میاندازد همیشه امن و پاک هستند و هیچگاه مسوول و پاسخگو نخواهند بود. فراماسونهایی که تجهیزات شکنجه و اسلحه میسازند شکوفا میشوند و برای همیشه با رازداری رسمی تحت محافظت قرار میگیرند و هرگز محاکمه نمیشوند. صلح بدون عدالت و ایجاد شرایط لازمه ارزش ندارد حتی در آفریقای جنوبی که ماندلا از روی درستکاری آشتی را برعدالت مقدم دانست.
سیاهپوستان خشمگین شهری هنوز احساس میکنند سازش بر آن اساس بشدت غیرعادلانه بود زیرا سفیدپوستانی که بیرحمانه سیاستهای آپارتایدرا اجرا میکردند، از عدالت گریختند. میلیونها نفر از مردم جهان، بویژه جوانان، نخواهند پذیرفت که معیارهای دوگانه بینالمللی همچون قوانین طبیعت تغییرناپذیر هستند. این مردم با هم ارتباط دارند و در خشم و ناامیدی یکدیگر شریک هستند. کسانی که از این بیعدالتیها و معیارهای دوگانه سود میبرند بن لادنها، تروریستهای انتحاری و ضدیهودیان واقعی هستند و به این دلیل صلحی در کار نخواهد بود. ویلیام مانسفیلد قاضی بزرگ ضدبردهداری در سال 1768 گفت بگذاریم عدالت اعمال شود حتی اگر آسمانها فرو پاشند. اگر قدرتمندان این را درک نکنند مستحق حقارتی هستند که به حدی روزافزون نصیبشان میشود.
نویسنده: یاسمین الیبهای براون
منبع: ایندپندنت
مترجم: علی کسمایی