اشعار و حتی روایاتی از زندگانی وی که بیشتر به اسطوره میماند تا واقعیت در بین تمامی مردم ترکمن رایج است. هر چند نسخههای متعددی از شعرهای او اکنون نیز در پستوهای بسیاری از خانههای قدیمی روستاهای ترکمن یافت میشود ؛ اما نوازندگان محلی (بخشیهای) ترکمن با خواندن شعرهای وی که با نواختن دوتار همراه است، باعث شدهاند تا شعرها از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. اکنون شعرهای پر از رمز و راز و مزین به مفاهیم قرآنی این سخنور در مدارس حوزوی منطقه ترکمن نشین استان گلستان نیز تدریس میشود.
سرودههای مختومقلی در ادبیات کلاسیک ترکمن به لحاظ ادبی از بالاترین درجه اعتبار برخوردار است. دستاوردهای گرانبهای او در عرصه عرفان و سرودن شعرهای غنایی، تأثیری شگرف بر نویسندگان و شاعران بعد از خود همچون ذلیلی، محمدولی کمینه و مأتأجی، ملانفس و دیگران گذاشته است. تاکنون کسی نتوانسته در غنای ادبیات ترکمن،آنچنان که او نمود، ظاهر شود. بی شک قبل از وی، شاعران دیگری نیز در تاریخ ادبیات ترکمن بوده اند که هر کدام ویژگی خاص خودشان را داشتهاند، اما شعرهای مختومقلی در بین مردم، ماندگارتر از بقیه بوده و هیچ یک از آنها نتوانسته اند به رتبه علمی وادبی او برسند. شعرهای شاعران پیش از وی به نوعی از اشعار تعلیمی و آموزشی شبیه است که صنایع شعری و خیال انگیزی کمتری در آنها به چشم میخورد اما شعرهای مختومقلی شعرهایی است که روح خودش را از عالم عرفان به عاریه گرفته و صنایع ادبی و زیباییهای لفظی و کلامی در آنها به وفور به کار گرفته شده و خیال برانگیز و دلنشین است. به همین خاطر آن اشعار به قلبها آشناتر و به زبان مردم عادی نزدیک تر بوده و به همین خاطر است که به حق، مختومقلی را بنیانگذار و پدر ادبیات شعری ترکمن میدانند.
به این ترتیب، هر کس با اندکی کنکاش در فرهنگ و ادبیات ترکمن پی خواهد برد که مختومقلی فراغی با آثار جاودانی که از خود به یادگار گذاشته، دقیقاً همان نقشی را در احیای فرهنگ و ادبیات ترکمن داشته است که ابوالقاسم فردوسی در فرهنگ و ادبیات فارسی ایفا نموده است و شاید به همین دلیل است که سیدمحمد علی جمالزاده که پدر داستاننویسی ایران است، مختومقلی را فردوسی ترکمنها معرفی کرده است.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....