حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در سالهای اولیه تاسیس این انجمن تقریبا همه چیز خوب پیش میرفت و این انجمن تلاش میکرد با جذب فیلمسازان و حمایت از آنها فیلمهایی در زمینه جنگ تهیه کند که با واقعیتهای دفاع مقدس ما همخوانی داشته باشد. این انجمن چند سالی توانست این روند را ادمه دهد و فیلمهای ارزشمندی را تولید کند اما در اواخر دهه 70 سیر نزولی خود را آغاز کرد، سیری که تقریبا تا امروز ادامه پیدا کرده است. میتوان گفت که انجمن سینمایی دفاع مقدس و انقلاب اسلامی تقریبا هیچوقت به موضوع انقلاب وارد نشد و در این زمینه فیلمی تولید نکرد. در صورتیکه میتوانست با تمرکز روی موضوع انقلاب آرشیو سینمای ایران را از اینگونه فیلمها غنی کند. اما واقعیت این است که سینمای انقلاب در همه دورهها بدون متولی مانده است، به همین دلیل سینمای ایران به شدت با فقر فیلمهایی روبهروست که میتوانستند تاریخ انقلاب اسلامی ایران را برای نسلهای آینده بازگو کنند.
انجمن سینمای دفاع مقدس دو سال پیش از ساخت چند فیلم جنگی حمایت کرد و باعث شد سینمای جنگ با سربلندی در جشنواره حضور داشته باشد اما واقعیت این است که امسال فیلم جنگی به معنای خاص آن را در جشنواره نخواهیم دید در صورتیکه سیامین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مناسبت خوبی بود تا سینمای جنگ نیز که گونهای ویژه در سینمای ما به شمار میآید بار دیگر تواناییهای خود را به نمایش بگذارد. اما این موضوع هم مورد غفلت واقع شد و جشنواره امسال هیچ فیلم شاخصی در زمینه دفاع مقدس ندارد.
البته در یک قیاس میتوان انجمن سینمای دفاع مقدس و انقلاب را شبیه گروه جنگ تلویزیون دانست و در یک قیاس چگونگی عملکرد آنها را مورد ارزیابی قرار داد. گروه جنگ تلویزیون با آغاز جنگ شکل گرفت. کار این گروه تولید آثار داستانی و مستند درباره جنگ در قالب فیلم و سریال بود. در زمان جنگ این گروه فعالیتهای خوبی داشت و بعد از جنگ هم با ساخت سریالی مانند خاک سرخ به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا نشان داد که میتواند کارگردانان مطرح سینما را دعوت به همکاری کند. بعد از جنگ، این گروه خود را متعهد کرد که در زمینه انقلاب هم آثاری را تولید و پخش نماید که از متاخرترین این آثار میتوان به سریال در چشم باد اشاره کرد. مسعود جعفریجوزانی آن را کارگردانی کرده است و داستان آن درباره تاریخ معاصر از زمان رضا شاه تا زمان انقلاب را در بر میگیرد.
تلویزیون با تولید سریالهایی مانند کلاه پهلوی به کارگردانی سید ضیاءالدین دری و کاسههای سفالین به کارگردانی کمال تبریزی نشان داده است که روایت داستان انقلاب برای رسانه ملی اهمیت ویژهای دارد. همچنانکه با ساخت و پخش سریالهایی مانند عمارت فرنگی و شب میگذرد امسال با دستپر به بهمن 87 وارد شد. البته در این میان نمیتوان تولید و پخش آثار مستند در زمینه انقلاب را نادیده گرفت. آثاری که مانند سندی معتبر برای امروزیان و آیندگان باقی خواهد ماند.
با این تفاسیر برگردیم به موضوع سینما در سیامین سالگرد پیروزی انقلاب. بدون تردید همه متولیان فرهنگی و سینمایی کشور میدانستند که بهمن سال 87 باید سیامین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند بنابراین میتوانستند از سال گذشته در تدارک این جشن مهم باشند اما سینمای ایران از این مهم غافل ماند و امسال حداقل حتی یک فیلم در جشنواره فیلم فجر ندارد که انقلاب را در آن تصویر کرده باشد. البته فرزاد موتمن چندی پیش فیلم <بیداری> با موضوع مرور انقلاب کلید زد فیلمی که از همان ابتدا مشخص بود به جشنواره امسال نخواهد رسید. نکته جالب این جاست که وقتی در نشست خبری دبیر جشنواره فیلم فجر خبرنگاری از او میپرسد که چرا ساخت فیلم بیداری دیر آغازشده است، گفت: نباید توقع داشت فیلمی که موضوع آن انقلاب است در تابستان فیلمبرداری شود! اگر حتی این گفته را قبول کنیم باید این نکته را یادآور شویم که فیلم بیداری میتوانست زمستان سال گذشته آغاز شودتا به جشنواره امسال برسد دراین صورت هم مدیران سینمایی میتوانند بگویند که چون زمستان سال گذشته واقعا زمستان بود و برف و یخ زیاد بود نمیتوانستیم این فیلم را کلید بزنیم چون در سال 57 زمستان مثل امسال رمق چندانی نداشت البته ما اصلا نمیخواهیم با بزرگنمایی مشکل خدای ناکرده به جنگ سینمای ایران برویم اما نمیتوان قابلیتهای سینمای ایران را نادیده گرفت و دید که این سینما چگونه دچار سرگیجه شده است، البته شاید بهتر باشد بگوییم جشنواره فیلم فجر بعد از بیست و شش دوره برگزاری دچار سرگیجه شده است و بدون برنامهریزی درست فقط به برگزار شدن و به اصطلاح بیلانکاری دادن رضایت داده است.
باز هم برگردیم به مناسبتی که در سیامین سالگرد پیروزی انقلاب جشنواره فیلم فجر آن را از دست داد. همه میدانند که یکی از افتخارات سینمای ایران در بعد از انقلاب آن است که زنان توانستند همپای مردان در فضایی سالم به سینما بپردازند، فیلم بسازند، بازی کنند و... جشن سیامین سالگرد پیروزی انقلاب میتوانست بهانه خوبی باشد تا بخشی از جشنواره به حضور زنان فعال و حرفهای که در سینمای ایران فعالیت میکنند اختصاص یابد اما زنان امسال در جشنواره فیلم فجر حضور چندانی ندارند. از فیلمسازان مطرح زن فقط تهمینه میلانی با فیلم سوپراستار در جشنواره حاضر است و فیلمسازان دیگری چون رخشان بنیاعتماد و پوران درخشنده جزو غایبان جشنواره هستند همانگونه که فریال بهزاد سالهاست از سینمای ایران غایب شده است و کسی سراغ او را نمیگیرد. حتی میتوان بازتر فکر کرد و در میان سینماگران زن ایران مهری شیرازی را دید که سالهاست برای شخصیتهای سینمایی طرح گریم میزند یا مهین نویدی که یکی از بهترینها در زمینه گریم است. هایده صفییاری هم هست که سالهاست به زیباترین شکل پلانهای فیلمها را به هم میچسباند و تاکنون چندین بار سیمرغ فجر را به خانه برده است. نازنین مفخم هم هست و خیلیهای دیگر که پا به پای مردان درسینما کارکردهاند و گاهی بسیار خوب درخشیدهاند اما انگار هرگز قرار نیست دیده شوند. همین دیده نشدن باعث میشود که مدیران جشنواره فیلم فجر در بخش تجلیلها به تکرار بیفتند و نفر جدیدی را پیدا نکنند تا از او تجلیل کنند.
حذف و اضافههای قابل پیشبینی
امسال هم مثل سال گذشته تنور حذف فیلمهایی که فرم درخواست شرکت در جشنواره را پر کرده بودند داغ بود. برخی از این حذفیات خیلی جالب بود مثلا هیچکس فکر نمیکرد فیلم پاداش به کارگردانی کمال تبریزی به جشنواره راه پیدا نکند و یا فیلم کتاب قانون ساخته مازیار میری بعد از چند بار بازبینی و حذف برخی از پلانها نتواند راهی به جشنواره باز کند. سامان مقدم هرچند سال گذشته راضی نشد که فیلم خود را برای نمایش در جشنواره به دم قیچی بسپارد اما امسال اینکار را انجام داد و فیلم صد سال به این سالها را با مونتاژ جدید به جشنواره داد اما بر اساس قول مشهور حرف مرد یکی است، باز هم جشنواره از پذیرفتن فیلم وی خودداری کرد. البته با این حساب پرویز پرستویی امسال تنها با فیلم بیست به کارگردانی عبدالرضا کاهانی در جشنواره حضور دارد چون فیلمهای کتاب قانون و صد سال به این سالها که پرستویی در آنها نقش اصلی را بازی میکند در جشنواره پذیرفته نشدهاند.
البته با نگاهی به این اتفاقات میتوان باز هم فهمید چرا کارگردانان و بازیگران مطرح سینما این روزها علاقهمند حضور در تلویزیون هستند. سامان مقدم و مازیار میری بعد از ساخت چند تله فیلم قرار است سریال راهشیری را برای شبکه 2 سیما کارگردانی کنند،کمال تبریزی مشغول کارگردانی سریال کاسههای سفالین است، پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا هم مشغول بازی در سریال آشپزباشی هستند و... .
اما آنچه در میان حذف و اضافههای امسال بیشتر از بقیه به چشم میآید راه نیافتن فیلم اخراجیهای 2 به بخش سودای سیمرغ جشنواره است آن هم به یک دلیل اصلی؛ طبق شنیدهها و آنچه روی خروجی خبرگزاریها آمده است، فحشهای رکیک در اخراجیهای 2 آنقدر زیاد است که نمیتوان از آنها براحتی گذشت! اما اگر این گفتهها درست باشد باید این سوال را مطرح کرد پس چگونه این فیلم قابلیت نمایش در جشنواره را آن هم در بخش مسابقه فیلمهای اول و دوم پیدا کرده است. البته بد نیست به این نکته هم اشاره کرد که اخراجیهای 2 تنها فیلمی است که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمان فیلمبرداری از پشت صحنه آن بازدید کرد. در این میان برخی معتقدند که اگر دو سال پیش در زمان ساخت و نمایش اخراجیها مسوولان سینمایی از کنار شوخیها و فحشهای این فیلم به سادگی عبور نمیکردند اکنون مسعود دهنمکی،کارگردان این فیلم بهسادگی نمیگفت اخراجیها فیلم طنز است و فیلم طنز بدون شوخی معنی ندارد! وی در ادامه گفته است امیدوار بودم هیات انتخاب به جای پیش کشیدن بحث ارزشها و مسائل فرعی، فرم و تکنیک این فیلم را ملاک قرار میدادند. حالا دیگر باید گفت جلالخالق! زمانی نه چندان دور بحث برسر ارزشها بود و اکنون در نگاه کارگردان تکنیک بر ارزش ارجحیت پیدا کرده است.
غنیمتهای جشنواره امسال
با همه اینها و با همه کاستیهایی که جشنواره امسال را در برگرفته است اما باز هم باید خدا را شکر کرد که فیلمهایی مانند وقتی همه خواب بودیم (بهرام بیضایی)، زاد و بوم (ابوالحسن داودی)، عیار 14(پرویز شهبازی)، سوپراستار(تهمینه میلانی)، تردید(واروژکریم مسیحی) و چند فیلم دیگربه جشنواره راه پیدا کردند. هرچند وقتی فیلمی مانند فرزند صبح از نمایش در جشنواره بازمی ماند هزاران سوال در ذهن علاقهمندان به سینما شکل میگیرد، فیلمی که بهروز افخمی با مشورت بیت امام درباره کودکی حضرت امام ساخته است.
سارا بختیاری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....