نگاهی به پدیده مسافرکشی میان سالمندان

یک و دو تا آخر عمر

کد خبر: ۲۳۲۵۹۸

او خیلی از پدرم هم پیرتر است. او اندازه پدربزرگی که همسن و سالم نوه داشته باشد، بهار و پاییز همراه موهای سپید ریخته‌اش دیده است. پوست چروکیده‌اش بر استخوان‌های نحیف، هیکلش را مثل موهایش تنک نشان می‌دهد. هر چه پیکرش آب و رنگ داشته، چروک‌های چهره‌اش شده بویژه حالا که می‌خندد.

انگشت‌های کشیده و پهنی که حالا هیچ گوشتی به استخوان ندارد، دنده را به 2 می‌کشاند. خوشحال است که هنوز روی پای خودش ایستاده است. نه مانند برادرش در کهریزک ادامه می‌دهد نه مانند دوستان و اقوام همسالش پشت در درمانگاه‌ها و دواخانه‌ها منتظر نوبت می‌ماند. می‌گوید:«خدا آدم‌رو تا آخر عمر رو پای خودش نگه داره. ما را هم مثل درخت‌ها ایستاده ببره.»

دنده را به یک می‌کشاند و در پاسخ لبخندم، سینه‌اش را همان پشت فرمان جلو می‌دهد: «قدیم‌ها می‌گفتن؛ خواننده و صداش، مرد و نگاش، شوفر و یکاش.» پشت چراغ قرمز می‌رسیم و او با دست‌هایی لرزان دوباره دنده را به یک هل می‌برد جلو. با صدای بلند چند بار خدای را سپاس می‌گوید. چراغ سبز می‌شود. جوانی از پشت سر صدایش را میان شکر پیرمرد می‌اندازد: «داداش چراغ سبز شد.» انگار نمی‌تواند از پشت صندلی یک‌تکه زنجیرشده تلاش دست‌ راست پیر و لرزان راننده را برای جابه‌جایی دنده ببیند. پیکان فرتوت، چهارراه را از زیر چرخ در می‌کند. جوان دنبال حرفش را می‌گیرد: «شما کارت همینه و الان سر کارت هستی، ما تازه داریم می‌ریم سر کار. دیرمون می‌شه عمو.»

پیرمرد باز لبخند می‌زند و سبحان و حمد می‌گوید. هنگام کرایه‌ گرفتن، چشمانش را میان چروک پلک‌هایش تنگ می‌کند و انگار از ته دل می‌گوید: « قدر جوانیت را بدان. خیلی زود تمام می‌شود.» با تعارفی از سر ادب و احترام می‌گویم: « پدرجان، ان شاءالله سایه‌تان تا 100 سال بالای سر خانواده‌تان باشد. بلکه خدا بخواد و بیشتر اما سلامت.» دستش را دراز می‌کند و هنوز دست‌های لرزان با چروک‌های پیر و خسته گرم بودن و دوست‌داشتن است وقتی می‌گوید: «فقط دعا کن، هیچ کس از پا نیفته و سربار بچه‌هاش نشه.»

هر روز یا هر از چندی سوار تاکسی یا شخصی مسافرکشی می‌شویم که راننده‌اش سال‌ها از بازنشستگی‌اش گذشته است. این روزها در کلانشهرها بویژه تهران که حالا با افتخار جزو گران‌ترین شهرهای دنیا برای زندگی به حساب می‌آید، پیرمردان بسیاری برای داشتن منبع درآمد اول یا دوم به مسافرکشی روی آورده‌اند. مرد جوان پیش از عذرخواهی از راننده راهی میدان امام حسین(ع) به میدان هفتم تیر پرسیده بود، چرا تاکسیرانی به شما مجوز می‌ده تا کار حمل و نقل مردم رو به عهده بگیرید؟ پیرمرد از توی آینه وسط نگاهش کرده بود و با لبخند گفته بود: «اونوقت باید آخر عمری شوفر مردم می‌شدم. پسرم، یه عمر تو بیابون روندم و نذاشتم خون از دماغ کسی بیاد. من که قابل نیستم، خدا نخواست. دعای مادرم بوده که عاقبت بخیرم و سربار دیگران نیستم.»

آسیب‌دیدگانی که از پا نمی‌نشینند

مهدی سپهری جامعه شناس درباره مشکلاتی که سالمندان حین کار با آن مواجهند می‌گوید: «رانندگان مسافرکشی که سالخورده به حساب می‌آیند در معرض تهدید بیماری‌هایی مانند کم‌شنوایی و کم‌بینایی قرار دارند. از این‌رو علاوه بر افزایش اضطرابی که تحمل می‌کنند، در شغل پر دردسری هم فعالند. در حقیقت هر جامعه‌ای با توجه به میانگین سلامت و شاخص امید به زندگی آن سالمندان سن بازنشستگی را تعریف می‌کند.»

این آسیب‌شناس اجتماعی از ناهنجاری‌های شغل رانندگی و تحمل انواع آلودگی‌ها می‌گوید و ادامه می‌دهد: «کسی که به سن بازنشستگی می‌رسد باید از تمهیداتی برخوردار باشد که بتواند با سلامت بیشتر کنار خانواده دوام بیاورد؛ اما در کشور ما بازنشستگی به شکل مرسوم کشورهای پیشرفته وجود ندارد و جز عده معدودی که از تمکن مالی برخوردارند، بقیه باید تا زمانی که زنده هستند کار و فعالیت کنند که البته این ماجرا طرح تکریم سالمندان را زیر سوال می‌برد.»

سپهری سالمندانی را که به مسافرکشی اهتمام دارند در گروه افراد در معرض خطر دسته‌بندی می‌کند: «البته برخی از این افراد کار می‌کنند که از داشتن بهره برای جامعه لذت ببرند و این کار به آنان احساس شعف می‌دهد؛ اما رانندگی جزو مشاغل دشوار به حساب می‌آید و تاثیر بدی بر مغز و اعصاب آنان دارد. از این‌رو در هوای آلوده کلانشهرها علاوه بر بیماری‌های تنفسی اختلال در حرکت و حواس‌پرتی نیز آنان را تهدید می‌کند. خستگی مفرط با توجه به شرایط فیزیکی مشکل دیگری است که برای این دسته از سالمندان به وجود می‌آید.»

بخشی از رانندگان مسافرکش کسانی هستند که سال‌های سال پشت رل ماشین سبک و سنگین رانده‌اند. عده دیگر در جوانی شغلی دیگر داشته‌اند و به دلایلی نظیر ورشکستگی به این کار روی آورده‌اند. عده بسیار دیگری از رانندگان کارمندان دولت یا بخش خصوصی بوده‌اند که پس از بازنشستگی برای داشتن توان در ادامه امرار معاش در تهران به مسافرکشی روی آورده‌اند. این عده نیز تنها حرفه‌ای که آموخته‌اند همین کار است.

به گزارش روابط عمومی سازمان تاکسیرانی تهران در این شهر 6 هزار و 130 نفر از رانندگان تاکسی‌های دایم بیش از 60 سال عمر دارند. علیرضا صفری، مدیر روابط عمومی سازمان تاکسیرانی درباره این افراد می‌گوید: «اگر به آنان سالمند گفته شود ناراحت می‌شوند. آنان تا زمان که سراپا هستند و کار می‌کنند خود را نیروی کاری مفید می‌پندارند و از شنیدن واژه سالمند دلخور می‌شوند.»

این در حالی است که مهدی سپهری نظر دیگری دارد: «سالمندان دوست دارند مفید فایده باشند و از این‌که کارشان به عهده دیگری بیفتد دچار افسردگی می‌شوند. در حقیقت خانه‌نشین کردن سالمندان اشتباه است. منظور از بازنشستگی استراحت و تفریح آنان است. سالمندان به مسافرت بروند و از تماشای دنیا و آدم‌هایش لذت ببرند، اما سالمندان بسیاری تا آخرین روز و آخرین ساعات زندگی‌شان کار می‌کنند. این عده خود را خوشبخت می‌پندارند که تا آخر عمر سربار کسی نمی‌شوند. این مهم به مشکلات اقتصادی بر‌می‌گردد. به هر حال خانه سالمندان از جوانان پررفت و آمدتر و پرهزینه‌تر است. آنان علاقه زیادی به دیدن فرزندان، نوه‌ها و جوانان دوست و همسایه و اقوام دارند. پس خیلی بیشتر از جوانان به رفت و آمد و صله‌رحم اهمیت می‌دهند. همین نکته هزینه‌هایشان را افزایش می‌دهد که مجبور می‌شوند به فراخور هزینه‌ها کار کنند که در این صورت استهلاک فیزیکی بیشتری پیدا می‌کنند.»

باج دادن برای کار کردن

مهدی سپهری درباره قانون برای سالمندان مسافرکش می‌گوید: «برابر قوانین مصوبه سازمان تاکسیرانی رانندگان تاکسی‌های سبز و ون نباید بیش از 50 و رانندگان مسافرکش‌ها نباید بیش از 70 سال داشته باشند،‌ اما به رغم این مصوبه بیشتر اعطای مجوز براساس ارتباطات انجام می‌شود. میان رانندگان تاکسی‌های سبز و ون می‌توان مسن‌تر از 50 سال را دید و میان رانندگان مسافرکش معمولی بیش از 70‌ ساله‌ها نیز به کار مشغولند.»

علیرضا صفری، مدیر روابط عمومی سازمان تاکسیرانی تهران نیز همین نکته را تایید کرده و می‌گوید: «ما حتی راننده 82 ساله‌ای داریم به نام حاجی یخچالی تهرانی که اتفاقا از این‌که در تمدید گواهینامه‌اش پایه یک را نداده و پایه دو داده‌اند، گله‌مند است. این آدم‌های مسن خیلی هم خوش‌مشرب هستند.»

مدیرعامل ایمان تاکسی اما از سازمان تاکسیرانی بابت اخذ پول به عناوین مختلف از سالمندان گلایه دارد: «با احمد توکلی، رئیس پژوهش‌های مجلس هم درباره مشکلات صنف تاکسی‌داران صحبت کرده‌ایم. متاسفانه برخی‌ها در این زمینه از رانندگان پول‌هایی می‌گیرند که جزو هیچ مصوبه‌ای نیست. برای مثال برای فروش امتیاز خط راهی از راننده‌ای 600 هزار تومان مطالبه کرده‌اند که کار به شکایت و بازرسی رسیده است. در همین اثنا نامه‌ها و گزارش‌های برخی شرکت‌های تاکسیرانی خصوصی را امحا می‌کنند و به این ترتیب هرج و مرجی حاکم است که تاوانش را زحمتکش‌ترین افراد یعنی رانندگان تاکسی می‌دهند.»

او از رانندگان سالخورده‌ای حرف می‌زند که برای اجازه حضور در عرصه مسافرکشی مجبور به فروش طلاهای همسرانشان شده‌اند. او ادامه می‌دهد: «برخی شرکت‌ها با اجازه تاکسیرانی از راننده بابت فروش خط و خدمات مبلغ 5/1 میلیون تومان پول گرفته‌اند. از سوی دیگر کارت سوختشان دوماه دیر می‌رسد یا در بروکراسی تاکسیرانی می‌ماند. این عده اگر اعتراضی به وضع موجود داشته باشند مورد تهدید قرار می‌گیرند که به دلیل سن بالایشان مجوز تاکسی باطل می‌شود.» سپهری از شکایت عده‌ای از رانندگان به شعبه 22 تعزیرات حکومتی و بازرسی سخن می‌گوید: «برای صدور تصدیق مبلغ 40 هزار تومان از هر راننده دریافت می‌شود و جالب این‌که سازمان ادعا می‌کند این پول را شرکت‌های بخش خصوصی از رانندگان می‌گیرند.»

پس از نزاعی که بین شرکت‌های خصوصی و سازمان تاکسیرانی وجود دارد مهم وجود پربرکت سالمندان است که در شرایط نابسامان اقتصادی مجبورند تا پایان عمر دنده‌های خودروشان را در خیابان‌های دودزده تهران از یک به 2 ببرند و باز برگردانند.

سالمندان تهرانی اگر دارای تخصص نرم‌افزاری نباشند و از پشتوانه‌های مالی بهره‌ای نداشته باشند به ناچار سال‌های آخر عمر را پشت فرمان خودرو سپری می‌کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها