مشهورترین استادان وی را میتوان شیخ مفید و سید مرتضی علمالهدی دانست. همچنین از شیخ ابوجعفر طوسی، کتابهای متعددی در حوزههای فقه و حدیث باقیمانده است که عبارتند از: النهایه، المبسوط، الخلاف، تهذیب الاحکام، استبصار، الشافی، تمهید الاصول و رسائل العشر.
وی در آثار خود میکوشد تا اصول و مبانی اسلام را ارائه کند. به این منظور یکی از مولفههای اساسی در اندیشه سیاسی وی توجه به رابطه میان دین و سیاست است. تلاش شیخ طوسی در آثار خود، مبتنی بر این است که کارایی دین را در عرصههای سیاسی به تصویر بکشد؛ بنابراین وی نسبت میان دین و سیاست را ضروری میداند و بر این ارتباط تاکید میکند.
ابوعلی مسکویه. وی که به معلم ثالث معروف است و در زمانه آلبویه و نیز دوره شکوفایی فلسفه سیاسی اسلامی میزیست، در سال 320 هــ . ق در شهر ری به دنیا آمد.
تالیفات وی عبارتند از: تهذیبالاخلاق، ترتیبالسعادات و فوز الاکبر و الاصغر. وی که از بنیانگذاران اخلاق سیاسی محسوب میشود، در ارتباط با رابطه میان دین و سیاست قائل به این است که باید در سیاست به مسائل اخلاقی توجه کرد و بنابراین میگفت باید به اصول و ارزشهای مورد تاکید اسلام بازگشت.
در نتیجه میتوان در کتاب ارزشمند وی تهذیبالاخلاق به اینباره از دیدگاه مسکویه پی برد؛ چرا که وی در این کتاب، از منظر اخلاق به سیاست نگاه میکند و بنابراین نسبت میان دین و سیاست را در این رابطه با تاکید بر موضوع اخلاق سیاسی دنبال مینماید.
صدرالمتالهین. صدرالدین محمد شیرازی معروف به ملاصدرا و صدرالمتالهین در سال 979 ه.ق در شیراز به دنیا آمد. وی که در زمانه صفویه میزیست ، دارای آثار و تالیفات زیادی است که عبارتند از: الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، مفاتیح الغیب، الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه العقلیه، شرح اصول کافی، حدوث العالم، اتصاف الماهیه بالوجود، اتحاد العاقل و المعقول. ملاصدرا در رابطه با نسبت میان دین و سیاست در کتاب خود، شواهد الربوبیه، بحثی دارد که در آن بحث رابطه دین و سیاست را به رابطه جسم و روح، تشبیه کرده و سیاست بدون دین و شریعت را جسدی میداند که فاقد روح است.
سید نعمتالله جزایری. وی که در زمانه صفویه میزیست در سال 1050 هــ . ق در خوزستان به دنیا آمد و از وی آثار متنوعی در زمینههای فقه، کلام، تاریخ و حدیث بر جای مانده است که میتوان از آن جمله به الانوار النعمانیه، کشفالاسرار و زهر الربیع اشاره کرد.
جزایری در ارتباط با نسبت میان دین و سیاست قائل به این است که دین، دخالت در سیاست را در هر مقطع زمانی و در هر سطحی که مصلحت آور باشد ، به صلاح میداند و در نتیجه رویکرد دین به سیاست به زمان و دوره خاصی محدود نمیشود. وی از فقیهانی که در شرایط غیر ایدهآل، به سیاست روی آورده و آن را وسیلهای برای خدمت به مردم و خلق قرار میدهند، تمجید و ستایش کرده است.
سید جواد میرخلیلی