مشهورترین لقب ایشان باقر است زیرا او علم و دانش را شکافت و اسرار آن را آشکار ساخت و پرده از روی آن برداشت.
رافع، شاکر و هادی از دیگر القاب آن حضرت است. آمدن امام مقدمهای بود برای اقدام به وظایف دگرگونسازی امت زیرا امت، او را فردی منحصر از فرزندان کسانی میشناخت که جان خود را فدا کردند تا موج انحراف که نزدیک بود معالم اسلام را از میان ببرد، متوقف گردد.
امام محمد باقر(ع) با فراغت آداب و سنن دین را عملا به مردم آموخت و در مکتب تربیتی خویش مکارم اخلاق و سجایای صفات را در زندگی به مردم تعلیم داد.
چون آن حضرت در محضر درس مینشست مانند دریای مواج و چشمه زاینده علم و دانش، از او چون قطرات باران بر مردم میبارید و هر کس به اندازه استعداد خود از آن بهرهمند میشد. اما در عصر خود، درخصوص علوم اسلامی ، مرجع یگانه جهان اسلام بود. حوزه او برای صدها دانشمند و محدث که تربیت کرده بود یک پایگاه بود.
جابربن جعفی گوید: «ابوجعفر 70 هزار حدیث برای من روایت کرد» و محمدبن مسلم گوید: «هر مساله که در نظرم دشوار مینمود از ابوجعفر میپرسیدم تا جایی که 30 هزار حدیث از او سوال کردم.»
در مناظرهای که امام با عالم نصرانی دارد، نصرانی میگوید مرا خبر ده از آنچه دعوی میکنید که میوههای بهشت برطرف نمیشود هر چند از آن تناول کنید باز به حال خود هست، آیا در دنیا نظیری دارد؟ حضرت فرمودند که بله نظیر آن در دنیا چراغ است که اگر صد هزار چراغ از آن بیفروزند، کم نمیشود و همیشه هست، امام شیعیان خود را با چنین سخنانی توصیف میکردند: همانا شیعه ما، شیعه علی، با دست و دل گشاده و از سرگشادهدستی و بیریایی از ما طرفداری میکنند و برای زنده نگهداشتن دین، متحد و پشتیبان ما هستند، اگر خشمگین گردند، ستم نمیکنند و اگر خرسند باشند از اندازه نمیگذرند.
برای آن کس که همسایه آنان باشد، برکت دارند و با هر کس که با آنان مخالف باشد، طریق مسالمت پیش میگیرند.
از بیانات آن حضرت است که میفرمایند: ارکان اسلام بر پنج پایه استوار شده؛ نماز، زکات، حج، روزه و ولایت. از پنجمین سوال میشود زیرا به ولایت، امور اجتماع باید منظم شود و ولایت منشاء و مبدا ارکان اربعه اولیه است.
منابع استفاده شده:
1 ــ قمی، عباس، منتهیآلامال
2 ــ ادیب، عادل، زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، ترجمه اسدالله مبشری
3 ــ عمادزاده، حسین، زندگانی چهارده معصوم (ع)
رضا محسنیپور