خیلیها توی مصاحبهها و حرفهایشان از این قمپزها زیاد در میکنند. ما هم دیگر یاد گرفتهایم کدامش را باید جدی بگیریم و کدامش را نه. ولی وقتی خبر میرسد یکی مثل بیژن بیرنگ با سابقه آن همه کار تلویزیونی میخواهد یک سریال 300 قسمتی بسازد، خب معلوم است که باید کمی بیشتر رویش مکث کرد. اسم موقت این سریال که به گفته رسام یک سال است 6 نفر رویش کار کردهاند و تازه به یک طرح حدود 70 صفحهای رسیدهاند، «بلندیهای بادگیر» است و از قرار معلوم هنوز خود تلویزیون خیلی در جریان نیست و کارها به صورت مستقل پیش رفته؛ اما بعید است از این ماجرا استقبال نکند. مخصوصا با تجربه استقبال شورانگیز ملت از نود شبیهای طنز و غیرطنز مثل «نرگس» و «ترانه مادری.»
نمونههای آنور آبیاش هم هست که خود بیرنگ در گفتگویش به همین مناسبت با سایت خبر آنلاین، صاف و پوست کنده به آنها اشاره کرده. نمونههایی مثل «دوستان» و «فرار از زندان» و «24» و ....
بیرنگ مشغول یک کار دیگر هم هست که خودش اسمش را گذاشته «سینمای مثبتاندیشانه» به این معنا که درصدد است 10 تلهفیلم را با موضوع مثبتاندیشی و اینجور چیزها بسازد که تهیهکننده آنها هم همین جناب رسام است.
کار دیگرش تولید سری بعدی تاک شوی «باز هم زندگی» است که 2 سال پیش با تهیهکنندگی و اجرای خودش از شبکه 4 پخش شد و مورد استقبال هم قرار گرفت. حرف اصلی و اساسی این برنامه، جور دیگر دیدن و دیوانگی و همین مثبتاندیشی بود و میخواست بگوید آدمها در هر شرایطی میتوانند متفاوت و موفق باشند و هر کس میتواند قهرمان زندگی خودش باشد.
یک بار دیگر فکرش را بکنید؛ وقتی سریالهای 13 قسمتی ما هم کشش ندارد، واقعا میشود یک سریال 300 قسمتی ساخت که هر بار مخاطب را با اشتیاق پای تلویزیون بنشاند؟ خود بیرنگ به این سوال اینطور جواب میدهد: «من یک مثبتاندیشم. هیچوقت نمیگویم این اتفاق نمیتواند بیفتد. من یک جمله اینجوری دارم: جهان همان چیزی را به تو هدیه میدهد که باور داری میتوانی به دستش بیاوری.»
جابر تواضعی