حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در این مجال اندک، فهرستوار به حوادثی که هریک همچون پنجرهای رو به جهان غرب گشوده شدند اشاره میکنیم و سپس به نتایج این حوادث و مصادیق و مظاهر آن نتایج خواهیم پرداخت.
جنگهای ایران و روس باعث شد نخبگان این سرزمین متوجه شوند که با تمدنی پیشرو و قوی رودررو شدهاند، برخی از ضعفها در همان مواجهه آشکار شد و اندیشه اصلاح از همان زمان جوانه زد.
سخن عباس میرزا به ژوبر فرستاده ناپلئون بسیار مشهور است: «دلایل پیشرفت شما و ضعف ما کدام است؟ آیا قابلیت سکونت و باروری خاک و توانگری مشرق زمین از اروپای شما کمتر است؟ شعاعهای آفتاب که پیش از شما بر ما میتابد، آیا نسبت به شما نیکوکارتر از ماست؟»
از این پس حوادثی رخ داد که برخی به اراده اصلاحطلبان و بعضی دور از توانمندی و اراده آنها یا بر اثر حوادث دیگر، هریک تاثر جامعه ایرانی را از فرهنگ غربی تشدید کرد. فهرستوار از این حوادث یاد میکنیم و از آنها میگذریم و به این نکته توجه میدهیم که این رخدادها از جنگهای ایران و روس تا مشروطیت طی دورهای حدودا 100ساله روی دادهاند:
1 - ترجمه آثار فرنگی : این حرکت را میتوان در سه دوره پیگیری کرد؛ عصر عباس میرزا که با علاقه ترجمه آثار غربی بخصوص آثار تاریخی را دنبال میکرد. مقالههایی از دایرهالمعارف بریتانیا، تاریخ انحطاط روم، تاریخ پطر کبیر و شارل دوازدهم، تاریخ اسکندر و چند کتاب از احوال ناپلئون نمونههایی از این تلاش هستند.
دوره دوم، دوره صدارت اعظمی میرزا تقی خان امیرکبیر است. امیرکبیر، هیات مترجمانی تشکیل داد و کتابهایی همچون «حقوق ملل»، «فضلای فرانسه»، «جمهوری ینگه دنیا» و بسیاری کتابهای دیگر به فارسی ترجمه شدند.
دوره سوم، سالهایی است که بالاخره به عصر سپهسالار منجر شدند.
در این سالها کتابهایی همچون «گفتار در روش به کار بردن عقل» و «اصل انواع» داروین به فارسی ترجمه شدند. درباره این کتابها در اشاره به «تحول ذهنی» صحبت خواهیم کرد.
صد البته سالهای پایانی عصر ناصری و سپس سالهای اوجگیری نهضت مشروطیت را نباید از یاد برد؛ ترجمههای بسیاری در این سالها صورت گرفت که به برخی از آنها در بخش «قالبهای جدید ادبی» اشاره خواهیم کرد.
2 - اعزام دانشجویان ایرانی به فرنگ: این اقدام از دوره عباس میرزا آغاز شد، محمدشاه هم به آن بیرغبت نبود. در عصر ناصری، شاه در آغاز مایل به اعزام دانشجویان بود و در سالهای پایانی، سخت با آن مخالفت میورزید.
3 - دیپلماتهای ایرانی: گروهی که به ماموریتهای سیاسی میرفتند در بازگشت به ایران عموما منادی اصلاح و مروج اندیشههای غربی میشدند. برخی از مشهورترین اصلاحطلبان همچون میرزایوسفخان مستشارالدوله، میرزا ملکم خان و میرزا حسینخان سپهسالار دیپلماتهای ایران در کشورهای اروپایی یا روسیه و یا هند تحت تسلط انگلستان بودند.
4 - دیپلماتهای غربی: این افراد نیز بعضا با اصرار سعی در آشنا کردن ایرانیان با فرهنگ غربی داشتند. به عنوان نمونه، کنت دوگوبینو، سفیر فرانسه در ایران، با پیگیری فراوان، کتاب دکارت را به فارسی ترجمه و منتشر کرد.
5 - سفرنامهنویسان ایرانی: انتشار سفرنامه ایرانیهایی که راهی فرنگ میشدند در آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غربی تاثیر زیادی داشت. سفرنامه میرزاصالح نمونهای از این گروه است که از مظاهر تمدن غربی به خصوص ساختار سیاسی انگلستان با مخاطبان فارسی زبانش صحبت میکند.
6 - میسیونرها: مبلغان مذهبی از زمان صفویه در ایران حاضر بودند اما از دوران محمدشاه، دوره جدید حضور ایشان را مشاهده میکنیم.
به عنوان نمونه «هنری مارتین» از چهرههای برجسته این گروه است که در زمان فتحعلیشاه به ایران آمد. این گروه، مبلغ مسیحیت به عنوان بخش قابل توجه از تمدن غربی، در میان ایرانیان بودند.
7 - مهاجرت ایرانیان به قفقاز: ایرانیهایی که به خاطر مسائل و مشکلات اقتصادی بهخصوص در سالهای پایانی عصر ناصری به قفقاز مهاجرت میکردند در آنجا با اندیشههای غربی، بهخصوص سوسیالیسم آشنا شده این افکار را با خود به ایران میآوردند؛ نقش سوسیالدموکراتهای قفقاز در نهضت مشروطیت قابل انکار نیست.
8 - مهاجرت یا مسافرت ایرانیان به هند: هند، زیر سلطه انگلستان بود. ایرانیهایی که به هند میرفتند با شیوه حکومت غربیان آشنا میشدند.
عبداللطیف شوشتری و آقا احمد کرمانشاهی از این گروهاند که شاید نخستین کسانی باشند که به پارلمانتاریزم در غرب اشاره کردند. به نوشتههای آنها اشاره خواهیم کرد.
9 - مستشاران: از دوره عباس میرزا تا پایان قاجارها، تقریبا در تمام دورهها مستشاران فرنگی در ایران حضور داشتند، مراوده این افراد با ایرانیان، آشنایی این مردم را با تمدن غربی در پی داشت.
آنچه برشمردیم رویدادهایی بودند که موجب آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غرب شدند. این آشنایی به تحول عمیقی در این سرزمین منجر شد.
شاید بتوان نتایج این تاثیر را در چهار حوزه تحول ذهنی، تفکر سیاسی و اجتماعی، پیدایش نهادهای تمدنی و ادبیات و هنر طبقهبندی کرد.
1 - تحول ذهنی
تحول ذهنی و به بیانی دیگر تحول در «چگونه اندیشیدن» و نوع نگاه به هستی، بنیادیترین تحولی بود که میبایست رخ دهد تا لایههای بعدی اندیشه همچون تفکر اجتماعی و سیاسی از آن متاثر شود. شاید بتوان چنین تحولی را تحول در مغز استخوان یک جامعه دانست.
در دارالفنون با نشر علوم جدید و شیوههای جدید فهم و کشف موضوعات علمی همچون مشاهده و آزمایش، نقص تعالیم پیشینیان آشکار شد و معلوم شد که بخش بزرگی از آموزههای گذشتگان پایهاش بر آب است.
از سویی، پس از پایان صدارت 7 ساله میرزا آقاخان نوری و نیازی که به اصلاحات احساس میشد، گروهی که دلمشغول تغییر و تحول جامعه بودند، جان دوبارهای گرفتهاند.
کتاب دکارت «گفتار در روش به کار بردن عقل» با نام «حکمت ناصریه» یا «کتاب دیاکرت» به فارسی ترجمه شد.
شیوه تعقل علمی درونمایه اصلی کتاب بود که بنیاد آراء گذشتگان را لرزان میساخت. پرهیز از قبول مطالب از سر عادت و استمرار و تقلید و شکیبایی نسبت به عقاید مخالفان از آموزههای اصلی اثر بود که مترجمان انتظار داشتند ذهن مخاطبان خود را نسبت به آنها هوشیار کنند. همزمان با انتشار این اثر، علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه، وزیر علوم که در نشر آن دخالت داشت، خود کتابی به نام «فلکالسعاده» را تالیف کرد. در این کتاب به آرای نیوتن تکیه داشت و احکام منجمین را یکسره باطل دانست. میگوید: «احکام منجمان جز اقاویل کاذبین و اساطیر الاولین نیست ... این احکام نجوم و اخبار رمال و جفار، کذب محض و محض کذب است.»
سپس به تمام ممالک محروسه ایران، حکم محکم شد که «منجمین، خرافات قدیم را از حواشی تقاویم برداشته، حواس ناس را در اغتشاش و اضطراب نگذارند.»
آراء داروین نیز 11 سال پس از انتشارش در اروپا، در ایران توسط میرزاتقیخان انصاری کاشانی، طبیب و معلم دارالفنون، با نام «جانورنامه» منتشر شد.
اسدالله بن محمد کاظم کتاب «نمونه سیمونه در علم سیاست مدن» را نوشت و چنین آورد که «علم حقیقی آن است که قواعدش مطلق باشد، چون قانون ریاضی. چه، قانون ریاضی تخلف بردار نیست... علم حکمت و کلام که مردم آن را فلسفه پنداشتهاند، علم غیرحقیقی بلکه جهل محض و وهمیات صرفاند. همچنین ادله اثبات هیولا و نفی هیولا، ارباب انواع و غیره هیچیک از این مهملات، داخل در علوم نیستند.»
2 - تفکر سیاسی و اجتماعی
الف) در تحول تفکر سیاسی و اجتماعی نیز از نخستین سالهای حکومت قاجارها شیوه حکومتی «پارلمانتاریزم» در نوشتههای کسانی که به غرب یا هندوستان سفر کردند، دیده میشود.
عبداللطیف شوشتری در نخستین سالهای حکومت فتحعلیشاه، «تحفهالعالم» را مینویسد و در آن، هنگامی که از حکومت انگلستان یاد میکند از مسلوب الاختیار بودن پادشاه و همچنین خانه بسیار عالی به نام شوری و خانه مشورت مینویسد.
آقا احمد کرمانشاهی هم در همان سالها در «مرآتالاحوال جهاننما» از این که «پادشاهی و لوازم آن موقوف بر یک شخص نباشد و اختیارات پادشاه میان او، وزیران و پارلمنت تقسیم شده» مینویسد.
میرزا صالح شیرازی هم در سفرنامهاش، مجلس عوام را «مشورتخانه» و نمایندگان آن را «وکیلالرعایا» مینامد.
چنین حکومتی در آغاز میان روشنفکران به «حکومت معتدله» مشهور شد؛ در برابر حکومت مستقله یا همان مطلقه. بعدها میرزا حسینخان مشیرالدوله (سپهسالار بعدی) گویا نخستین کسی بود که در نامهای از سفارت ایران در اسلامبول از لفظ مشروطه برای توصیف این شیوه حکومتی بهره برد.
ب) سیاست عقلی و عرفی و تفکیک سیاست از دیانت
«سیاست عرفی» نیز نکتهای بود که بسیاری از روشنفکران به آن آگاهی داشتند؛ اما حسب ملاحظاتی به عیان از آن سخن نمیگفتند. ایشان هنگامی که از حکومت معتدله و قانون و آزادی صحبت میکردند، تلاش میکردند نوشته خود را با آیات و احادیث تزیین کنند و با استشهاد به این نمونهها، اسلامی بودن آراء خود را به اثبات برسانند. تنها برخی همانند میرزا فتحعلی آخوندزاده شاید به علت آن که در خارج از ایران زندگی میکرد در این مورد از صراحت لهجه برخوردار بودند. آخوندزاده تناقض فلسفه سیاست غربی و شریعت اسلامی را آشکارا اعلام کرد.
ج) پیدایش مفاهیم جدید همچون قانون، سانسور، آزادی و...
همراه با این تحولات، ذهن نخبگان جامعه با مفاهیمی همچون «آزادی» و «قانون» نیز آشنا میشد و این واژهها وارد ادبیات سیاسی آن روزگاران ایران میشدند.
میرزا صالح در عصر فتحعلیشاه، در سفرنامهاش انگلستان را «ولایت آزادی» نامید. در همان سالها، عبداللطیف شوشتری از آزادی مطبوعات نوشت و در سالهای پس از آن آخوندزاده، حریت را از حقوق طبیعی انسان دانست. (توجه به حقوق طبیعی نیز یکی از پایههای تحول فکری در عصر قاجار بود. گویا آخوندزاده نخستین کسی است که با صراحت از آن سخن گفته است. او مینویسد: هر فرد آدمی که قدم به عالم هستی نهاد، باید به حکم عقل سلیم، از نعمت حریت کامله بهرهمند شود.)
میرزا ملکمخان نیز قطعاتی از کتاب جان استوارت میل با عنوان «در آزادی» را ترجمه کرد.
عبدالرحیم طالبوف هم انواع آزادی را از آزادی اجتماعات تا آزادی مطبوعات برشمرد. این مفهوم با اوجگیری مشروطیت، به یکی از واژههای اصلی ادبیات انقلاب تبدیل شد.
همچنین است «قانون.» این مفهوم را میتوان از «تحفهالعالم» شوشتری تا «یک کلمه» مستشارالدوله و رسالات ملکمخان ردیابی کرد که با اوجگیری مشروطیت، به یکی از اصلیترین مطالبات مشروطهخواهان تبدیل شد.
مفاهیمی همچون سانسور نیز از عصر ناصری وارد ادبیات سیاسی ایرانمیشوند. اعتمادالسلطنه از ناصرالدین شاه تقاضا میکند که مسوولیت سانسور را به او بسپارد.
د) حقوق زنان
«حقوق زنان، آزادی روابط زنان و مردان و رفع حجاب» نیز از مواردی است که گاه هر سه آنها و گاه یک یا دو مورد آن مورد تاکید روشنفکران عصر قاجار قرار گرفته است.
میرزا ابوالحسن ایلچی در «حیرتنامه» هنگامی که از آزادی روابط زن و مرد در انگلستان یاد میکند، مینویسد: ای کاش این شیوه اعیان و اشراف انگریز در مملکت ما نیز متداول میگشت.
آخوندزاده سالها بعد نوشت: کسانی که بعد از این از اخلاف ما در دین اسلام، بانی مذهب پورتستانتیزم خواهند شد... آیه حجاب را منسوخ خواهند کرد... تزویج را منحصر به وحدت زوجه بکنند و زنان را در جمیع حقوق بشریت و آزادیت با مردان شریک بشمرند.
و سالها پس از آخوندزاده، پس از مشروطیت شاعرانی چون ایرج میرزا، عارف قزوینی و عشقی با صراحت به مخالفت با حجاب پرداختند.
ه) تصریح بر ناسیونالیسم ایرانی
«تصریح بر ناسیونالیسم ایرانی از جریانهایی بود که در دوره قاجار قوت گرفت. ناسیونالیسم را به معنای خودآگاهی ملی با تکیه بر یک جغرافیای سیاسی واحد در برابر و مواجهه با پیکرههایی این چنین در خارج
از رحدات، تعریف میکنیم. (تعبیری ظریفتر از ناسیونالیسم عنوان میشود که از حکومت ملی (مردمی) نشاِت میگیرد؛ اگر این تعبیر را بپذیریم آن گاه میتوانیم ناسیونالیسم ایرانی را امری متاخر و وارداتی از غرب به شمار آوریم.)
اما به جای «تدوین» از واژه «تصریح» بهره بردیم؛ چه، به رغم بسیاری از گویندگان و نویسندگان معتقدیم خودآگاهی ملی با تاکید بر نام «ایران» سابقهای دیرینه در این مرزوبوم دارد. اما در عصر قاجار روشنفکرانی همچون جلالالدین میرزا قاجار (نوه فتحعلی شاه) با تالیف «نامهخسروان»، میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا آقاخان کرمانی و میرزا عبدالرحیم طالبوف بر این مفهوم تاکید و تصریح کردند؛ به گونهای که در مشروطیت، یکی از درونمایههای اصلی اشعار مشروطه را مفهوم «وطن ایرانی» تشکیل میداد.
و) اصلاح خط
«اصلاح خط» از دغدغههای روشنفکران عصر قاجار بود که در قیاس با جدانویسی حروف لاتینی، بر تغییر خط فارسی اصرار میکردند. این فکر، نخستین بار توسط آخوندزاده مطرح شد و بعدها ملکم آن را پیگیری کرد و «گلستان سعدی» را با الفبای اختراعی خودش نوشت.
3 - پیدایش نهادهای تمدنی
الف)مدارس جدیدشاید نخستین بار، میرزامصطفیخان افشار، منشی هیات اعزامی دربار به پطرزبورگ پس از عقد قرارداد ترکمانچای، به مدارس جدید و لزوم تاسیس آنها در ایران اشاره میکند.
او این «دارالعلمها» را در روسیه مشاهده کرده و مینویسد: بنای این مدارس در ممالک ایران، بینهایت سهل و آسان است.
بعدها «دارالفنون» توسط میرزا تقیخان امیر کبیر تاسیس شد.
سالها بعد، میرزا حسن رشدیه به تاسیس مدارس جدید همت گماشت و میرزاعلی خان امینالدوله نیز در دوره کوتاه صدارت اعظمی خود توجه ویژهای به تاسیس مدارس جدید داشت.
ب) مطبوعات از نخستین مظاهر تمدن غرب بود که توجه نخبگان و سفرای ایران را به خود جلب کرد.
ایلچی در «حیرت نامه» و عبداللطیف شوشتری در «تحفه العالم» از مطبوعات انگلیس یاد کردند و میرزاصالح شیرازی در عصر محمدشاه، نخستین روزنامه را در ایران منتشر کرد. پیش از آن نخستین روزنامه فارسی زبان در هند توسط «رام مهان روی» منتشر شده بود.
به هر روی تا سالهای مشروطه که مطبوعات با تنوع در خور توجهی منتشر شدند، تنها در سالهای صدراعظمی سپهسالار بر تنوع روزنامهها افزوده شد.
ج) بانکها میرزا ملکم خان در رسالات خود بر تاسیس این نهاد اقتصادی پافشاری میکرد. در عصر سپهسالار، اندیشه تاسیس بانک جدی شد. مذاکراتی با برخی اروپاییان برای ایجاد بانک در ایران انجام شد اما به نتیجهای نرسید. از دو بانک روسی و انگلیسی که بگذریم ، نمایندگان مجلس اول نیز کوششی سخت را برای تاسیس یک بانک ملی به کار بردند.
د) فراموشخانهها، احزاب، انجمنها از نهادهای مدنی بودند که اولی در 1275 به کوشش میرزا ملکم خان با الگوبرداری از شبکههای فراماسونری مغرب زمین تاسیس شد. این جمعیت، 3 سال بعد به دستور شاه برچیده شد. بعدها جامعه آدمیت از جمعیتهای سیاسی فعال در نهضت مشروطیت شد.
در جریان مشروطیت، انجمنهای متعددی شکل گرفت که مرکز فعالیت سیاسی بودند. از مجلس دوم نیز، احزاب برای نخستینبار در تاریخ ایران تاسیس شدند.
ه) شرکتهای بازرگانی ارتباط بیشتر با قدرت های اقتصادی غرب و رونق تجارت خارجی، باعث شد تا برای نخستینبار در تاریخ ایران تجار بزرگ با مشارکت یکدیگر شرکتهای بازرگانی را تاسیس کنند. کمپانی «تریاک اصفهان» نمونهای از این شرکتها بود که برای بستهبندی و صدور تریاک به هنگکنگ تشکیل شد. (برای انگلستان به صرفه بود که تریاک در ایران کشت شود و در چین به مصرف برسد.) پیش از این، برخی از روشنفکران با مشاهده پیشرفتهای اقتصادی غرب از لزوم تاسیس «کامپانی خانگی» سخن گفته بودند.
4 - ادبیات و هنر
قصهنویسی جدید با جزییپردازیها و روایت آن بعضا توسط یکی از شخصیتهای قصه و رعایت زاویه دید داستانی در دوران قاجار از غرب به ایران رسید؛ هر چند میتوان هر یک از این ویژگیها را در برخی متون ادبی کهن فارسی پیدا کرد.
گویا نخستین «قصه کوتاه» را به شیوه جدید ناصرالدینشاه نوشت، اما در حوزه رمان هم میتوان از «سیاحت نامه ابراهیم بیگ» به عنوان پیشگام در این عرصه یاد کرد.
این قالبهای جدید داستانی تحت تاثیر ادبیات غرب در ایران پدید آمدند.
سرگذشت تلماک جوان، منطقالوحوش و بوسه عذرا از رمانهایی بودند که در دهه پایانی عصر ناصری به فارسی ترجمه شدند.
همچنین رمانهایی مانند 3 تفنگدار، کنت دومونت کریستو و لارن مارگو در این دوره ترجمه شدند.
بیشک این ترجمهها نویسندگان ایرانی را به تجربه این قالبهای جدید ادبی تحریک میکرد.
نمایشنامهنویسی هم با «تمثیلات» آخوندزاده آغاز شد. میرزا آقاتبریزی هم پس از او به نوشتن نمایشنامههایی دست زد.حادثهای که در شعر مشروطه رخ داد و سبکی را به سبکهای شعر فارسی افزود مدیون قابلیتهای زبان فارسی است اما پس از مشروطه، شاعرانی همچون «نیما» از ادبیات غرب، به خصوص ادبیات فرانسه متاثر بودند.
تحول نثر نیز تابع شرایط داخلی و تواناییهای زبان فارسی، بخصوص ادبیات عامیانه بود.
مرتضی اشتری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....