ازدواج اجباری

دختر جوانی که نمی‌خواست با پسرعمویش ازدواج کند، توسط پدر و پسرعمویش به آتش کشیده شد و جان باخت. به گزارش خبرنگار ما، چندی پیش یکی از شهروندان استان فارس با پلیس تماس گرفت و گفت یک جسد سوخته در بیابان‌های اطراف رها شده است. بلافاصله کارآگاهان جنایی استان فارس و بازپرس کشیک ویژه قتل در محل حاضر شدند.
کد خبر: ۲۳۱۴۱۸

 از آنجایی که جسد کاملا سوخته بود تشخیص هویت وی امکان نداشت، اما از تکه لباس‌های باقیمانده مشخص شد جسد متعلق به یک زن یا دختر جوان است. به دستور بازپرس جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات برای مشخص شدن هویت قربانی و علت و انگیزه قتل وی آغاز شد، چند روز بعد کارآگاهان متوجه شدند دختر 17 ساله‌ای به نام سوسن گم شده است و خانواده‌اش موضوع را به پلیس خبر نداده‌اند. رفتار مشکوک خانواده این دختر باعث شد، پلیس به آنها ظنین و این احتمال مطرح شود که جنازه متعلق به سوسن است. بنابراین خانواده سوسن به پزشکی قانونی دعوت شدند و تایید کردند جسد متعلق به فرزندشان است، اما آنها هیچ شکایتی به پلیس ارائه ندادند.

تحقیقات بعدی نشان داد، سوسن قرار بوده با پسرعمویش ازدواج کند، اما از آنجایی که به پسر دیگری علاقه داشت با این ازدواج مخالفت کرده ولی خانواده‌اش او را وادار به پذیرش این ازدواج کرده بودند.

با توجه به این یافته‌ها، پدر سوسن برای بازجویی احضار شد و این مرد در تحقیقات به قتل دخترش اعتراف کرد و گفت: مدتی قبل دخترم عاشق پسر جوانی شد و آنها تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند. اما از آنجایی که من آن پسر را مناسب نمی‌دانستم مخالفت کردم و قرار شد دخترم به عقد پسر عمویش که از کودکی برای هم در نظر گرفته شده بودند درآید، اما سوسن مخالفت می‌کرد. من خیر و صلاح دخترم را می‌خواستم به همین خاطر هم اصرار کردم آنها با هم ازدواج کنند و به مخالفت‌های دخترم هیچ توجهی نکردم.

وی ادامه داد: من و برادرم قرار عقد فرزندانمان را گذاشتیم. چند روز قبل از حادثه برای انجام آزمایشات قبل از عقد با دخترم و خانواده برادرم بیرون رفتیم و یکدفعه من متوجه شدم که دخترم نیست. سوسن فرار کرده و به خانه پسر مورد علاقه‌اش رفته بود. از آنجایی که می‌دانستم بدون کمک پلیس نمی‌توانم کاری بکنم شکایت کردم و با حکم ورود به خانه به اتفاق ماموران به خانه پسر جوان رفتم و دخترم را پس گرفتم.

پدر سوسن ادامه داد: وقتی دخترم را به خانه آوردم از او خواستم به این رفتارهایش پایان دهد، او آبروی مرا میان آشنایان برده بود و نمی‌توانستم در چشم برادرم نگاه کنم. سوسن راضی به ازدواج با پسر عمویش نمی‌شد و می‌گفت اگر او را وادار به ازدواج بکنم از خانه شوهرش فرار خواهد کرد. همین رفتارهای دخترم باعث شد تا به اتفاق برادرزاده‌ام که نامزدش بود نقشه قتلش را طراحی کنیم. روز حادثه به بهانه انجام کارهای عقد، سوسن را سوار ماشین کردیم. بعد به بیابان‌های اطراف بردیم و در فرصتی مناسب چادری که بر سر داشت دور گردنش پیچیدیم و از 2 طرف کشیدیم آنقدر فشار دادیم که جان باخت.200 متر او را روی زمین کشیدیم تا مطمئن شویم مرده است و در آخر بنزین روی بدنش ریختیم و سوزاندیم.

پس از اعترافات این مرد برادرزاده‌اش هم که در قتل سوسن نقش داشته نیز بازداشت شد. وی نیز به همدستی با عمویش اعتراف کرد و هم‌اکنون این دو نفر برای تحقیقات بیشتر در بازداشت هستند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها