حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او هم این کار را کرده چون هر چقدر با خودش فکر کرده دیده با چنین مردی نمیتواند زندگی کند. حالا یک سالی هست که این اتفاق افتاده و در این میان خودش و خانوادهاش چه ضربه سنگینی از این اتفاق خوردهاند بماند، حالا مشکل این جاست که اعتماد به نفسش را از دست داده و فکر میکند، دیگر نمیتواند هیچ وقت ازدواج کند: «راستش دست خودم نیست، هر خواستگاری که میآید و با هر کس که آشنا میشوم به خودم میگویم از کجا معلوم که او مثل ایاز پسرخالهام نباشد. میترسم یک بار دیگر این کار را انجام دهم و باز شکست بخورم. میترسم نتوانم از پس مشکلات بربیایم. نمیتوانم به هیچ مردی اطمینان کنم. طی این یک سال موقعیتهای خیلی خوبی برایم پیش آمده ولی نتوانستم خودم را راضی کنم. چنان نفرت عمیقی در قلبم ریشه دوانده که بعید میدانم دیگر هیچ عشقی بتواند جای آن را بگیرد. آنقدر حساس شدهام که دیگر تحمل کوچکترین جفا و اشتباهی را از طرف مقابلم ندارم. از سوی دیگر خانوادهام هم از این وضعیت بسیار ناراحتند و گرچه به رویم نمیآورند ولی میدانم که دلشان میخواهد من سر و سامان بگیرم.»
نازنین یک مشکل دیگر هم دارد. این که پسرخالهاش تا میفهمد که برای نازنین خواستگاری آمده هر جور شده یا خودش را به مراسم خواستگاری میرساند و آن را به هم میزند یا بعدا برای خواستگار و خانوادهاش مشکل درست میکند. به همین دلیل وضعیت بسیار بدی در زندگی نازنین پیش آمده است. او از ما پرسیده که چه باید بکنم؟ راستش نازنین خانم به تو حق میدهم که نسبت به ازدواج و عشق اینقدر بدبین شده باشی، اما خواهر خوبم یادت باشد که در زندگی هیچ وقت نمیتوان حکم مطلقی صادر کرد. میدانم که اعتماد کردن برایت بسیار دشوار شده است. طبیعی هم هست ولی چاره کار کنار کشیدن نیست. تو نباید به نامزد سابقت اجازه بدهی این جور با زندگیات بازی کند. حتی اگر شده از طریق راههای قانونی باید اقدام کنی و دست او را زندگیات کوتاه کنی. مطمئن باش حتما کسی هست که حتی با وجود این وضعیت تو را همان جوری که هستی بپذیرد و پا به پای تو با مشکلات مبارزه کند. این معیار خوبی برای محک دوست داشتن آدمی است که در آینده انتخابش خواهی کرد. تو در این میان هیچ گناهی نداشتی و این را آدمهای دیگر خوب میفهمند و خوب میدانند. بهتر است به جای نشستن و غصه خوردن همراه خانوادهات به فکر راه چاره بیفتی. البته پیش از آن باید با خودت به این نتیجه برسی که آیا اصلا میخواهی ازدواج کنی یا نه؟ اگر به این نتیجه رسیدی که هدفت ازدواج کردن است تصمیم قطعیات را بگیر و برای عملی کردن اقدام کن. امیدوارم موفق باشی. مرا هم از حال خودت بیخبر نگذار. خب دیگر جا نیست. شترگاوپلنگیها تا هفته بعد درود و بدرود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....