در هر دوی این کتابها آمده که سلینجر عاشق فیلم است و فیلمهای محبوب او گیگی، لیدی تنبیه میشود، 39 پله و کمدیهای لورل و هاردی و برادران مارکس است و سلینجر یک مجموعه کامل و بی نقص از همه فیلمهای کلاسیک دهه 40 را با نسخه 16 میلیمتری آنها جمعآوری کرده است.
همانطور که سلینجر خودش اشاره کرده، دوست دارد درباره شخصیتهای جوان بنویسد و برای همین هم از «هولدن» ناتور دشت تا فرنی و زویی که خواهر و برادری از خانواده گلس هستند، همگی جوانند. شخصیتهای داستانهای کوتاه او را هم جوانها تشکیل میدهند. با وجود این که برخی از منتقدان آن زمان گفته بودند که او برای این به سراغ جوانها میرود تا بتواند در میان جوانها مخاطبان بیشتری بیابد، اما واقعیت این است که او با وجود این که از تحلیلهای روانشناختانه متنفر است، اما به خوبی میتواند روح جوانها را بکاود و حرف دلشان را بزند. او میتواند خیلی عمیق از زاویه چشم آنها مسائل را تجزیه و تحلیل کند و نشان دهد که یک جوان چگونه به زندگی نگاه میکند و چه احساسی دارد و همه این توانایی را با استفاده از زبان جوانانه اما بدون درغلتیدن به ابتذال و مفاهیم پیش پا افتاده و خالهزنکانه مطرح میکند.
جوانهای سلینجر همانطور که با تغییر جامعه پس از جنگ دوم جهانی رخ داد، جوانهای حساس و فهمیدهای هستند که در هر سطحی از شعور اجتماعی که باشند، در همان سطح میتوانند واقعیتها را تحلیل کنند و با آنها روبهرو شوند. درباره همین توانایی سلینجر، «جان آپدایک» نویسنده برنده جایزه پولیتزر و یکی از جهانیترین چهرههای ادبیات امریکا گفته است: داستانهای کوتاه سلینجر بود که چشم مرا به این واقعیت باز کرد که چگونه میتوان از دل واقعیتهایی که به نظر بیارتباط میرسند به ارتباطی دست یافت که بسیار واقعی و بدیهی است... درباره فیلیپ راث نیز منتقدی به این نتیجه رسیده بود که داستانهای دوره جوانی او بسیار از داستانهای سلینجر تاثیر پذیرفته است.