داغدار مرگ عزیزترینم

«آلکسیس، دختر شیرین و بامزه‌ای بود. او گرچه تنها 3 ماه سن داشت، اما نگاه‌های بسیار عمیقی داشت که نشان می‌داد با وجود سن کمی که دارد خیلی خوب متوجه می‌شود که در اوضاع و احوال خانه چه می‌گذرد. آنچه من در مورد او بسیار دوست داشتم شباهت زیادی بود که به مادرش داشت. چشم‌های آلکسیس دقیقا شکل مادرش بود و آرامش خاصی داشت که مجذوب آن می‌شدم. روزی که او را به بیمارستان منتقل کردیم هرگز فکرش را نمی‌کردم که این آخرین باری است که دخترک کوچکم را خواهم دید. بعد از حدود نیم ساعت تلاش پزشکان برای برگرداندن تنفس فرزندم او جانش را از دست داد و ما برای همیشه آلکسیس را از دست دادیم. از دست دادن او غم بزرگی بود که تحملش برای من و همسرم بسیار سخت بود، اما ماجرای مرگ دخترم زمانی پیچیده‌تر شد که من به اتهام قتل او دستگیر شدم. به گفته پزشکان دخترم نه به خاطر حمله آسم بلکه به خاطر تکان‌های شدید دچار بحران در مغز شده و جان سپرده بود. من هم دخترم را از دست داده بودم و هم به اتهام قتل دستگیر شدم. واقعا روزی جهنمی برایم بود.»
کد خبر: ۲۲۹۹۱۰

آقای «دیوید واسی» پدر 38 ساله‌ای است که به اتهام به قتل رساندن نوزاد سه ماهه دخترش «آلکسیس»‌ دستگیر شده است. این پدر که سابقا در نیروی دریایی کار می‌کرده و به خاطر مشکلات عصبی استعفا داده بود، متهم است که با تکان دادن شدید نوزادش سبب سندرم «تکان‌های شدید» در فرزندش شده و مرگ وی را رقم زده است. اتهامی که همچون هر متهم دیگری آقای واسی زیر بار آن نمی‌رود و خود را گناهکار نمی‌داند. وکیل این مرد که قصد دارد به هر شکلی که هست موکلش را بی‌گناه جلوه دهد معتقد است دخترک بر اثر شوک آسم جان سپرده و مرگ او هیچ ربطی به پدرش نداشته است. ادعایی که با وجود چندین پزشک خبره که روی پرونده این دختر مشغول بررسی هستند هنوز ثابت نشده و پلیس هنوز معتقد است که این دختر بچه توسط پدرش به قتل رسیده است. اتهامی که آقای واسی براحتی نمی‌تواند از زیر آن شانه خالی کند. «من دخترم را دوست داشتم و هرگز هیچ عمل غیر عادی مرتکب نشده بودم که کوچک‌ترین آسیبی به او برسانم. من زمانی که همسرم در حیاط در حال آب دادن به گل‌ها بود متوجه شدم که آلکسیس نفس نمی‌کشد و رنگ صورتش تغییر کرده است. نمی‌دانستم باید چکار کنم این بود که فورا همسرم را خبر کردم او با دیدن دخترمان فورا لباس پوشید تا او را به بیمارستان ببریم. زمانی که به بیمارستان کودکان رسیدیم به پزشکان اطلاع دادیم که او به آسم خفیف دچار است که مشکلات جزئی تنگی نفس در اوایل تولدش برایش به وجود آورده‌اند.

مشکلی که او به خاطر نارسایی ریه داشت کم‌کم از بین رفته بود و ما هیچ وقت تصور نمی‌کردیم که روزی بازگردد، پزشکان با وجود اطلاعاتی که ما دادیم همه سعی خود را کردند تا با دادن داروهای درست او را به زندگی برگردانند اما به هر حال ما دخترکمان را از دست دادیم. دقایقی بعد پلیس در بیمارستان حاضر شد. ظاهرا پزشکان با آنها تماس گرفته و اعلام کرده بودند که مرگ کودک ما نه به خاطر تنگی نفس بلکه به خاطر سندرم تکان بچه که مرگبار است رخ داده و ما متهم هستیم. از آنجایی که هنگام وقوع حادثه من با دخترمان در خانه تنها بودم و شاهدی هم برای من وجود نداشت من دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفتم. هر چه سعی کردم اثبات کنم که من هیچ کاری نکرده‌ام که سبب مرگ فرزندم شود پلیس زیربار نمی‌رفت و مدام تکرار می کرد که اعتراف کنم که او را به شدت تکان داده‌‌ام. از دست دادن دخترم از یک سو و فشارهایی که پلیس به من وارد میکرد از سوی دیگر باعث شد که اعتراف کنم به علت گریه‌های شدیدی که آلکسیس می‌کرد او را چندین بار محکم تکان داده‌ام. این اعتراف غیرعادی و دروغ من باعث شد که پرونده قتل برای دخترمان تشکیل شود که من متهم آن بودم. پس از آن هر چه سعی کردم اثبات کنم که حرف‌هایی که زده‌ام از روی فشار عصبی بوده است هیچ فایده‌ای نداشت و در نهایت من به اتهام به قتل رساندن دخترکم راهی دادگاه شدم. دادگاهی که تاکنون نتوانسته‌ام بی‌گناهیم را در آن ثابت کنم.» آنچه که تحقیقات ماموران پلیس نشان داده آن است که آقای واسی از ماه‌ها قبل از مشکلات روحی و عصی رنج می‌برده است. شدت این مشکلات به حدی بوده است که او به ناچار از نیروی دریایی که سال‌ها در آن خدمت می‌کرد، بیرون آمده و در خانه مانده است. در عین حال همسر وی نیز که تنها دو سال قبل با او ازدواج کرده بود درگیری‌های زیادی با او داشت که سبب شده بود زمزمه جدایی آنان از یکدیگر در خانواده‌هایشان به گوش برسد. به گفته نزدیکان همسر آقای واسی، او رفتارهای بسیار غیرعادی و خشنی داشته که سبب شده بود همسرش به فکر جدایی از او بیفتد، اما از آنجایی که وی حاضر نبود به هیچ قیمتی همسرش را از دست بدهد ظاهرا وکیل خبره‌ای که پول زیادی هم می‌گرفت قرار بود تا این پرونده را به جریان بیندازد. با وجود مدارک معتبری که نشان می‌داد آقای واسی دچار مشکلات زیاد عصبی بوده و حتی همسرش نیز قصد ترک کردن او را داشت دیگر جای سوالی برای متهم شناخته شدن این مرد وجود نداشت. از سوی دیگر او خودش اقرار کرده بود که به علت گریه‌های بلند دخترش تحملش را از دست داده و چندین بار او را تکان داده است. آنچه که تحقیقات پزشکان نشان داده است زمانی که این دختربچه به بیمارستان رسانده شده تا مورد مداوا قرار بگیرد، حملات تنفسی در کار نبوده است. با وجود فریادهای مادر این دختر مبنی بر این که وی دچار مشکلات تنفسی بوده، پزشکان بلافاصله او را مورد مداوا برای این بیماری قرار دادند، اما متوجه شدند مشکلات تنفسی آلکسیس نه به خاطر آسم و ریه بلکه به علت تکان‌های شدیدی بوده که به او وارد شده و آسیب‌های جدی به وی وارد کرده است. با وجود مدارک کاملا روشن بر علیه آقای واسی، وی و وکیلش تلاش زیادی می‌کنند تا ثابت کنند از نظر پزشکی این دختربچه بر اثر مشکلاتی که مادرزادی داشته جان خود را از دست داده است. علتی که تا به حال چیزی از آن به اثبات نرسیده است.

«دخترک کوچکم ما را ترک کرد و من و مادرش را برای همیشه تنها گذاشت. او تنها امید من برای ادامه زندگی بود و می‌دانم که مادرش هم اوضاعی بهتر از من ندارد. دادگاه باید قبول کند که من داغدار مرگ عزیزترینم در زندگی هستم.»

مترجم : المیرا صدیقی
منبع : کورت‌نیوز

 

 

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها