ماه درک و الهام

در نمایشگاه کتاب مسکو با مرد میانسالی آشنا شدم که شاعر بود و می‌گفت؛ جزو شاعران بزرگ روسیه است و به رسم اروپائیان در معرفی خودش و اعتبارات ادبی‌اش آنچه را که باید می‌گفت، گفت و ما را بر آن داشت تا با او در شأن و اعتبارش سخن بگوییم و احترامش را داشته باشیم. او از ما خواست تا اگر تفسیر قرآن به زبان روسی داریم در اختیارش قرار بدهیم. البته گفتیم که هنوز هیچ کتاب تفسیری از ما به زبان روسی منتشر نشده است و قول دادیم خواهد شد. اما از او خواستیم بگوید تفسیر قرآن را می‌خواهد چه کند؟ چون معمولا روس‌های علاقه‌مند به ادیان الهی با مراجعه به ما، قرآن با ترجمه روسی را مطالبه می‌کردند و هنوز نه دیده و نه شنیده بودیم که روسی‌ای هر چند متفکر و اندیشمند و شاعر علاقه‌ای به تفسیر قرآن داشته باشد.
کد خبر: ۲۲۹۴۹۰

او گفت که دوستان مسلمان ازبک دارد. با آنها پیرامون مباحث مختلف گفتگو می‌کند و ازبک‌ها گاهی در تایید سخنان خود یا استدلال گفته‌هایشان اشاره و استناد به قرآن می‌کردند و می‌گفتند این مطلب و موضوع را قرآن می‌گوید.

برای من باورکردنی بود و می‌پرسیدم آیا شما خودتان قرآن را خوانده‌اید یا شنیده‌اید؟ می‌گفتند: نه، ما قرآن را نخوانده‌ایم، اما شنیده و یا در کتابهای دینی خوانده‌ایم. برای من جالب بود قومی که کتاب آسمانی‌اش را نخوانده چگونه به آن استناد می‌کند. لذا شک کردم که این سخنان نغز و جالب از قرآن باشد. به ناچار ترجمه روسی قرآن را خواندم و شگفت‌زده شدم و دانستم که دوستان مسلمان ازبکی من یک قطره از یک دریا را هم نچشیده‌اند. قرآن شما کتاب زندگی است و من احکام و دستورات زندگی را در کتابهای تورات و انجیل، چون قرآن ندیدم و حالا قصد دارم فرازهایی از قرآن را به زبان شعر درآورم و نیازمندم درباره برخی آیات نکات بیشتری بدانم و به من گفتند که شما در ایران قرآن را تفسیر می‌کنید و من می‌خواهم رابطه قرآن و نقش آن در زندگی را بدانم و...

شاید شنیدن چنین سخنانی در ایران امری عادی و متعارف باشد، اما در قلب کشوری که دهها سال دین افیون توده‌ها بوده از زبان یک مسیحی ارتدکس شنیدن این سخن معمول و عادی به نظر نمی‌رسد. نکته بسیار بااهمیت در این جمله ایشان نهفته بود که گفتند آیات قرآن درس زندگی است. ما این جمله را بارها در ایران نیز شنیده‌ایم اما همانند دانش‌آموزان تنبل و گریزپای از درس، همیشه دیکته آن را غلط نوشته‌ایم و یا هرگز ننوشته‌ایم.

بله. دین مقوله مجردی نیست. آمیختگی دین با ارکان زندگی انسانها، تفکیک‌ناپذیر است، بخصوص در دین اسلام این آمیختگی بین دین و زندگی بیشتر از سایر ادیان به چشم می‌خورد، لذا برآیند تفکر دینی در زندگی اجتماعی، روند کاری و تصمیماتی که می‌گیریم، و نوع زندگی ما تجلی می‌یابد. میزان و محک رفتار اجتماعی ما مولود اندیشه و تفکری است که به آن اعتقاد داریم و اندیشه و تفکر دینی بیشترین تاثیر را در کنش‌ها و واکنش‌های ما دارد. یک تاجر، یک کارگر، یک کارمند، یک هنرمند، یک روحانی و یک مسوول دولتی، که مقید به افکار دینی است و امور اجتماعی و کاری خود را بر مبنای دین و رضای خدا بنا می‌کند و به روز قیامت اعتقاد دارد، تلاش می‌کند از آمیزه‌های دینی بهره بگیرد و بر پایه اعتقادات دینی اعمال خود را بسازد و صدالبته بین چنین آدمی با کسی که این اعتقاد را ندارد و تنها تظاهر به دینداری می‌کند، تفاوتی فاحش است.

مساله تظاهر به دین و دروغها و نیرنگ‌های برخی افراد که به نام دین انجام می‌شود، مساله دیگری است که در این بحث نمی‌گنجد، مقصود ما از دین و افراد متدین، حقیقت کامل و محض آنهاست نه تظاهر و فریب بیرون آنها. لذا چون دین یک امر مجرد و صرفا اسباب عبادت و رابطه با خدا نیست، بلکه دستورالعمل زندگی است، باید رفتار و اعمال افراد و نسبت این افراد با دین را در نظر بگیریم. مثلا هنرمندی که ذاتا انسانی متعهد و متدینی است برآیند آثار او جدا از اندیشه و تفکرات دینی او نخواهد بود. مثال از کوزه همان تراود که در اوست. مصداق روشن این بحث ماست.

این ایام که در ماه مبارک رمضان به سر می‌بریم، فرصتی است که به مقوله دین و نقش سازنده آن در زندگی فردی و اجتماعی‌مان توجه بیشتری کنیم و اگر آن‌گونه که ما معتقدیم و آن شاعر روسی نیز بر آن تاکید می‌کرد قرآن ما درس زندگی است، ما تا چه حد از این کتاب درس زندگی آموخته‌ایم؟

مشکل اینجاست که زندگی ماشینی، بسیاری از ما و اعمال ما را بر حسب عادات و ساختارهای جبری یک ماشین تنظیم کرده است. به همین دلیل برخی از ما تلقی‌مان از ماه مبارک رمضان ماهی است که در آن از صبح تا شام غذا نمی‌خوریم. سفره‌های سحری و افطارش یک مجموعه عادات سالیانه را تداعی می‌کند و تکرار می‌شود مثل عید نوروز که آداب خودش را دارد و سفره هفت‌سین و رفتن به مسافرت جز رسوم آن است. لذا پس از پایان ماه، ایام طبق همین عادات پیش می‌رود و اگر پس از ماه مبارک رمضان تغییر و تحولی در ما رخ ندهد و ماه شوال چون ماه شعبان بگذرد قطعا ما نیز در گردونه این عادت گرفتار آمده‌ایم و هیچ بهره‌ای از تاثیر خاص ماه رمضان نبرده‌ایم. رمضان که ماه قرآن و ماه خداست، فرصتی است تا کوزه درون خودمان را پالایش دهیم، اگر در نوروز با یک تعطیلی جانانه و مسافرت لذت‌بخش به دنبال رفع خستگی یک سال کار و آغاز سال نو پر از انرژی هستیم، قطعا در پس از ماه رمضان باید امیدوار باشیم که بخشی از وجود و روح خود را پالایش داده‌ایم و باید به دنبال اصلاح امور و رفتار و اعمال خود باشیم و نیز باید تاثیر آن را در زندگی روزمره و ارتباطمان با سایرین جستجو کنیم.

برای یک هنرمند و نویسنده که نوآوری و خلاقیت و ایجاد ارتباط دائم و تاثیرگذار جزو ذات کار هنری او است، چه ماهی بهتر از رمضان که ماه خلاقیت و نوآوری و تاثیرگذاری است. هنرمند اگر مقید به اعمالی چون نماز و روزه و عبادات شرعی است، اگر از رهگذر این عبادات تاثیر می‌پذیرد چه انتظاری خواهیم داشت که اثرش، اثری نو، خلاق و تاثیرگذار باشد.

برای یک هنرمند و نویسنده که نوآوری و خلاقیت و ایجاد ارتباط دائم و تاثیرگذار جزو ذات کار هنری او است، چه ماهی بهتر از رمضان که ماه خلاقیت و نوآوری و تاثیرگذاری است.

اگر آیات قرآن درس زندگی است، تاثیر این آیات در آثار هنری ما کجاست؟ هنرمند باکرامت هنرمندی است که ماه رمضانش چون ماه فروردین، به یک گشت‌و‌گذار سطحی و زودگذر نینجامد. بلکه رمضان برای او ماه دریافت و درک و الهام باشد. چنین هنرمندی که الهامات قلبی و روحی خود را در ماه مبارک رمضان در قرآن و در اعمال عملی این ماه جستجو می‌کند، قطعا بازتاب این درک و الهام را در آثار خود منعکس می‌کند. به همین ترتیب یک مدیر دولتی، یک کاسب و یک کارمند هم اگر این ماه را آن‌گونه که قرآن و پیامبران گفته‌اند، به درستی درک کند، فعلش در ماه شوال فراتر و پاک‌تر و انسانی‌تر از افعالش در ماه شعبان است.

مشکل اصلی اینجاست که نگاه ما به ماههایی چون ماه رجب، ماه رمضان و ماه محرم که درون‌مایه‌هایی متفاوت با سایر ماهها دارند، یکسان است و به دنبال درک حقیقت‌های نهفته در ماههای خاص الهی نیستیم، لذا تاثیر زندگی‌آفرین این ماهها را چون درک نمی‌کنیم، شاهد تحول و تغییر در دیدگاه‌هایمان نیستیم و لاجرم آثار هنریمان فاقد هر نوع تغییر و تحول ناشی از این ایام هستند.

واقعیت تلخ موجود این است که آثار هنری ما نیاز بیشتری به ارتباط با مبانی قرآنی دارد. باید سوال کرد قرآن به عنوان یک منشاء و منبع الهامات زندگی، چه نقشی را در القاء مفاهیم هنری در آثار متعدد هنریمان اعم از سینما و تئاتر و تلویزیون و رمان و شعرهای ما دارد؟ چرا عنصر تکرار بیماری بزرگ آثار هنری ماست؟ چرا فقدان اندیشه‌های نو و تاثیرگذار در زندگی مردم، بخش اندکی از آثارمان را در بر می‌گیرد؟ چرا وقتی بزرگمردی چون امام‌خمینی(ره) از قرآن الهام می‌گیرد سبب یک انقلاب بزرگ در یک کشور بزرگ می‌شود، اما با این‌که هنرمندان مسلمان همین قرآن را می‌خوانند، پسامدش خلق آثار هنری انقلاب‌زا و تاثیرگذار در زندگی مردم نمی‌شود؟ قطعا عیب در نوع ارتباطی است که ما با قرآن و مبانی انسان‌ساز و زندگی آفرین آن داریم. عده‌ای در دل شب قرآن می‌خوانند و به خواب می‌روند، عده‌ای نیز با خواندن قرآن، خواب از سرشان می‌رود.

امسال نیز ماه مبارک رمضان چون گذشته پایان خواهد یافت و اگر عمری باقی باشد، سالهای آینده نیز شاهد این ماه خواهیم بود، اما چه وقت و کی به درک آن نایل خواهیم شد، سوالی است که جواب آن در دست خود ماست. بستگی به این دارد که چگونه و چه وقت اراده خواهیم کرد این ماه را درک کنیم، پیش از آن که مرگ ما را دریابد.

مرتضی اشتری ایوانکی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها