ارتباطات نوزاد در بدو تولد به صورت یکطرفه و از طریق مادر است، اما بتدریج ارتباطات او دوطرفه میشود. مثلا کودک در بدو تولدش هیچ گونه اختیاری ندارد و هر کسی میتواند او را در آغوش بگیرد، اما کمی که بزرگتر میشود میتواند در آغوش کسی خندان و در آغوش دیگری گریان باشد، یعنی خودش افراد را انتخاب کند و این اولین قدم در دوطرفه شدن رابطه کودک با محیط اطرافش است.
کودکان از 5 4 ماهگی نسبت به تصویر خود در آینه و همسن و سالان خود توجه بیشتری نشان میدهند و متوجه شباهت خود با همسن و سالانشان میشوند. آنها بتدریج شروع به علاقهمند شدن به خانواده خود، اسباببازیها و وسایل خود و اطرافیانشان میکنند. ما در این مطلب به بررسی دوستیابی و ارتباطی که کودکان با دوستان خود برقرار میکنند پرداختیم، چراکه برقراری ارتباط یک رفتار تکاملی است که برای سالم زیستن کودکان لازم است و والدین باید اطلاعات کافی در این زمینه را داشته باشند.
دوستی با اسباببازیها
کودکان معمولا نسبت به وسایل خود حساسند و نسبت به آنها حس مالکیت دارند، اما دوستی با اسباببازیها چیزی فراتر از این حس مالکیت است. حتما کودکان را وقتی در حال بازی کردن هستند دیدهاید که چگونه با اشیا حرف میزنند و حتی در ذهن خود از آنها جواب میگیرند. وقتی کودک علاوه بر حس مالکیت به اسباببازی خاصی علاقه شدید پیدا کند، به طوری که مدت زیادی او را کنار خود نگه دارد، با او به گفتگو بپردازد و او را با خود به جاهای مختلف مثل حمام و مهمانیها ببرد، با آن اسباببازی ارتباط دوستانه برقرار کرده است. حال سوال پیش میآید که آیا این رفتار یک رفتار عادی و نرمال است یا بیمارگون؟ و آیا باید جلوی این رفتار را گرفت یا نه؟
وابستگی به اسباببازیها و گفتگو با آنها یک رفتار عادی در کودکان است که تقریبا همه کودکان آن را تجربه میکنند، اما اگر این ارتباط با اسباببازی خاصی به صورتی باشد که ارتباطات دیگر کودک را مختل کند، کودکتان با آن اسباببازی گوشهگیر و ساعات طولانی با آن تنها باشد و بدون آن اسباببازی آرامشش به هم بخورد، مثلا خوابش نرود یا بیتابی کند، این رابطه نرمال نیست و باید تعدیل شود. اگر کودکی دارید که به یک اسباببازی خاص بسیار وابسته است میتوانید با به کارگیری مواردی که در ادامه میآید، این وابستگی را کاهش دهید:
1 - کودک را در بازیها همراهی کنید و بتدریج غیر از آن اسباببازی خاص بقیه اسباببازیها را نیز داخل بازی کنید و آن اسباببازی را از بازی حذف کنید تا حساسیت کودک به آن کمتر شود.
2 - کودک را به بازی با همسالانش تشویق کنید و به بازیهایی که به اسباببازی احتیاجی ندارد، علاقهمند کنید مثل ورزشهای مختلف.
3 - اصلا به اقداماتی نظیر گم کردن اسباببازی یا شکستن و به زور گرفتن آن از کودک دست نزنید؛ چرا که او را دچار بحرانی در اثر از دست دادن آن اسباببازی میکنید که ممکن است تاثیرات جبرانناپذیر روانی بر کودک بگذارد.
4 - با کودک خود صحبت کنید و به او بفهمانید دوستانی که واقعا حرف میزنند و میتوانند حرکت کنند، تواناییهای بیشتری نسبت به اشیا دارند و میتوان با آنها بیشتر خوش گذراند.
5 - اگر کودکتان اظهاراتی نظیر اینکه عروسکم واقعا با من حرف میزند و یا راه میرود را مکررا تکرار کرد و شما نیز نتوانستید وابستگی او را به عروسکش کم کنید و ارتباطات او را گسترش دهید، حتما با روانشناس مشورت کنید، چون ممکن است این ارتباط غیرعادی از مشکلات روحی فرزندتان نشات بگیرد که احتیاج به رواندرمانی داشته باشد.
دوستی با همسن و سالان
کودکان از سن 5/2 سالگی به بعد توانایی بازی با همسن و سالان خود را دارند. طبیعی است که هر چه فرزندتان در جمع کودکان باشد، توانایی همبازی شدن را زودتر کسب میکند، مثلا دوستیابی کودکانی که به مهدکودک میروند، بیشتر از کودکانی است که به مهدکودک نمیروند. از همان سن کودکی مهم است که فرزندتان با چه کسی دوست است. حتما تاثیرات دوستهای کودک خود را در نحوه حرف زدن، حرکات بدن و بقیه رفتارها دیده یا خواهید دید. شما میتوانید با قرار دادن کودک خود در مقابل دوستهایی که خودتان میپسندید، این امر را کنترل کنید، اما تاثیرپذیری کودکان از هم امری اجتنابناپذیر است. لازم نیست اگر دیدید فرزندتان کار بدی از دوستش یاد گرفته او را تنبیه یا از وجود دوستش محروم کنید. همیشه در برابر رفتارهای بد فرزندتان بیتفاوت باشید و کارهای خوبش را تشویق کنید؛ چرا که با عکسالعمل تند در برابر کارهای بد، تنها فرزندتان را از حساسیت خود مطلع میکنید. مثلا اگر فرزندتان حرف زشتی زد، حرف او را نشنیده گرفته و اصلا عکسالعملی مانند خندیدن، اخم کردن و... نشان ندهید. بیتفاوتی باعث میشود که کودک به مرور زمان این حرف را از گفتارش حذف کند. شما در فرصتهایی که با کودک خود به گفتگو میپردازید، میتوانید وقتی را به بررسی رفتار او و دوستش اختصاص دهید. دقت کنید که هرگز از جملاتی نظیر اینکه رفتارت بسیار بد بود یا این حرف دوستت زشت بود و... استفاده نکنید و به جای آن از جملات اگر به جای آن کار این کار را میکردی یا بهتر بود به جای آن حرف این را میزدی یا اگر این حرف را نمیزدی خیلی بهتر بود یا هیچ کس از تو انتظار این رفتار را نداشت و میتوانستی اینچنین رفتار کنی، استفاده کنید تا تاثیر بیشتری روی کودک خود بگذارید. یادتان باشد هیچ دوستی صددرصد خوب یا صددرصد بد نمیشود. پس به کودک خود بیاموزید که از دوستانش تاثیر مثبت بگیرد و روی آنها تاثیر مثبت بگذارد و خودتان نیز همچون صافی برای رفتارهای بد کودکتان باشید و از رشد و گسترش رفتارهای بد در شخصیت کودکتان جلوگیری کنید.
حتما شاهد دعواهای کودکانه بودهاید. کودکان معمولا سر اسباببازیها، نقشهای بازی و... با هم اختلاف پیدا میکنند. والدین در این دعواها باید به چند نکته توجه کنند: هرگز به کودک خود نیاموزید که هر کسی تو را زد او را بزن؛ چرا که این امر تنها به دعواهای کودکان دامن میزند و حتی باعث میشود کودکتان بیشتر کتک بخورد. اصولا دست بزن داشتن در کودکان خوب نیست و ما باید هر چه بیشتر این رفتار را از رفتارهای کودکمان حذف کنیم. هرگز به خبرچینی کودکان از هم اهمیت ندهید و از آنها بخواهید خودشان مشکلشان را حل کنند. به آنها بگویید اگر نمیتوانند مشکلشان را حل کنند تنهایی به بازی ادامه دهند. همین باعث میشود که آنها به حل مشکل خود تحریک شوند. هرگز اسباببازی را از دست کودکی نگرفته و به دیگری بدهید، زیرا در دعواهایی که سر اسباببازی است، هر دو کودک مقصرند. اول صاحب اسباببازی که حاضر به گذشتن از اسباببازی خود نیست و نمیتواند آن را به اشتراک بگذارد و دوم کسی که میخواهد اسباببازی کودک دیگر را برای خود بردارد. در چنین مواقعی اگر کودکان به توافق نرسیدند و شما مجبور به دخالت شدید، بهترین کار گرفتن آن اسباببازی از هر دوی آنهاست و گفتن اینکه تا خودتان به یک راهحل درست نرسید و با هم موافق نباشید، از اسباببازی خبری نیست. با این کار هر دو متوجه اشتباه خود میشوند و در پی راهحلی میگردند که باز به اسباببازی برسند و آنگاه به توافق میرسند که با هم با آن بازی کنند.
یادتان باشد که دست بزن، فحش دادن و با هم نخواستن الگوهای رفتاری هستند که کودکان معمولا از والدین خود میآموزند، پس برای داشتن فرزندی با روابط دوستانه نرمال، اول روابط داخل خانه را نرمال کنید.
اگر کودک شما خجالتی است و نمیتواند با همسن و سالان خود ارتباط برقرار کند و شدیدا در روابطش به شما وابسته است، شما میتوانید به او کمک کنید تا بتواند روابط دوستانه و صمیمانهای برقرار کند. ابتدا باید بتدریج وابستگی کودکتان را به خود کنید.
در قدم بعدی باید ارتباطات او را گسترش دهید.البته به یاد داشته باشید که این کار باید بتدریج انجام شود.یعنی ابتدا با یک دوست او را در محیط بازی و دوستی قرار دهید و خودتان کنارش باشید.آرام آرام بروید و بگذارید او و دوستش تنها به بازی ادامه دهند و کمکم دایره روابط دوستانهاش را گسترش دهید، ممکن است این کار ماهها طول بکشد، اما در نهایت میتوانید موفق شوید. بعضی از والدین از اینکه کودکشان تنها به آنها وابسته است و هیچ دوستی ندارد، خوشحالند و میگویند در آینده هم تنها با ما در ارتباط است. در صورتی که کاملا در اشتباهند، چون کودکانی که در کودکی به پدر و مادر وابستهاند در نوجوانی و جوانی این وابستگی را به افرد دیگر در جوامع منتقل میکنند و چون ارتباطاتشان به تکامل نرسیده، هرگز نمیتوانند در روابط موفق باشند و همیشه به افراط و تفریط در روابط دچارند. بالعکس بعضی از والدین کودکان خود را دائما با دوستانشان رها میکنند و از روابط خود با فرزندشان غافل میشوند در صورتی که والدین باید اولین و صمیمیترین دوستان فرزند خود باشند، اما نه تنهاترین دوستان آنها.
نکته بعدی که باید به آن دقت کنید، این است که کودک شما در روابط نباید زورگو یا بالعکس مظلوم باشد، بلکه باید در عین حال که میتواند از حقش دفاع کند، با دوستانش هم مهربان باشد. یاد دادن چند مهارت به کودک در این زمینه میتواند مفید باشد:
1 - مهارت نه گفتن به خواستههای نابجا و وقتی کودک دوست ندارد کاری را انجام دهد.
2 - مهارت کمک به کوچکترها در مکانهای بازی یا جاهای دیگر
3 - دفاع از حق خود وقتی در برابر کودک زورگویی قرار میگیرد، البته نه با کتک زدن بلکه گاهی حتی با بازی نکردن با او.
4 - زور نگفتن و رعایت حقوق و نوبت در بازی.
5 - یادگیری اصول و قوانین بازی برای سالم بازی کردن و جلوگیری از خطرات احتمالی.
6 - تشخیص بازیهای مناسب بر اساس جنس و سن و....
دوستی با همسالان یکی از بهترین تفریحات در تمام سنین بخصوص در کودکی است. پس با کمک به فرزندتان برایش خاطرات بسیار خوشی از این دوستیها بگذارید و باعث رشد او در روابط دوستانه سالم و مفید شوید.
حدیث میرزایی