حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بر پایه تعریفی که انجمن کتابداران آمریکا در اواخر دهه 80 میلادی ارایه کرده است، کسی صاحب سواد اطلاعاتی است که بتواند وضوح یک موضوع یا ناحیهای از دستورالعملهای مورد نیاز را بشناسد و اصطلاحات مناسبی را برای روشن شدن این مفهوم یا موضوع انتخاب کند و بتواند منابع اطلاعاتی را بهنحوی مشخص هم راستا کند. و یا در تعریفی دیگر که از گیلتن در سال 1994 نقل شده، سواد اطلاعاتی را هدفی برای پژوهشگران این عرصه بیان میکند و نه یک ابزار؛ چرا که سواد اطلاعاتی نوعی شناخت محیطی بر پایه عوامل تکنولوژیک است و نه مانند دانشهای کتابخانهای که علم استفاده از منابعی مشخص را در محدوده های خاص میدهند.
در سواد اطلاعاتی ارتباط بین دانشها نمودی گسستناپذیر دارد و برای پرداختن به چگونگیهای هر موضوع ناگزیر به چندین شاخه از علوم دیگر میرسیم که هر یک از این ارتباطات ممکن است در سواد رایانهای و یا کتابخانهای متناقض جلوه کند که این شاخصه دلیل اصلی انعطافپذیر بودن سواد و جامعه اطلاعاتی است. بیشک نمیتوان برای دانش اطلاعات تعدادی شاخصه و یا پارامتر در نظر گرفت تا بتوان با اعدادی خاص سواد اطلاعاتی افراد را سنجید و در حقیقت سواد اطلاعاتی دانشی است که محصول آن یک توانایی شامل خلاقیت فرد است در جستجو، ارزیابی، ساماندهی و بهره برداری از منابع مختلف.
در بسیاری از منابع که متاسفانه برخی از آنها نیز جزو منابع دانشگاهی هستند، سواد اطلاعاتی را در حد دانش کاربری رایانه تنزل بخشیده و تفاوت بین این دانش را با علوم دیگر در نظر نگرفتهاند که این کار باعث میشود تا ابزار علمی که برای ساختن جامعه اطلاعاتی در دست دارند، بسیار ناتوان و غیرقابل استفاده باشد. این کار مانند این است که برای حفر تونل در یک کوه بهجای انتخاب و استفاده از ماشین آلات مخصوص، یک بیلچه باغبانی را همراه برده باشیم.
در گذشتهای نهچندان دور، داشتن توانایی خواندن، نوشتن و انجام 4 عمل اصلی ریاضی مبنای با سوادی بود و با رشد سطح دانش و ارتقا سطح آموزش در اوایل قرن 21، یونسکو در تعریف خود شخص باسواد را فردی میدانست که دارای 3خصوصیت اصلی باشد: اول داشتن تحصیلات عالی، دوم تسلط بر یک زبان بینالمللی غیر از زبان مادری و سوم داشتن دانش برنامهریزی رایانه. اما تعریفی که امروزه برای شخص دارای سواد اطلاعاتی صادق است را اینگونه میتوان بیان کرد: «فردی که دانش و خلاقیت دریافت اطلاعات از منابع گوناگون را بهوسیله ابزار تکنولوژیک روز داشته باشد و بتواند اطلاعات دریافتی را دسته بندی و تحلیل کند و سپس نتایج تحلیل را به شکلی سازمانیافته در ساختاری منظم و منعطف با استفاده از ابزار تکنولوژیک مستند کرده و در اختیار دیگران قرار دهد، را می توان فرد با سواد اطلاعاتی نامید.»
جالب است بدانید که این تعریف طیف بسیار وسیعی از علوم شاخههای آن را شامل میشود که این خود یکی از نشانههای گستردگی سطح علوم فناوری اطلاعات است. فناوری اطلاعات محصول سواد اطلاعاتی است و بهنوعی این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند و با بروز ضعف در هر یک از این دو دیگری نیز دچار ضعف و توقف حرکت می گردد.
افزایش سرعت و حجم تولید اطلاعات دیگر جایی برای عرض اندام شیوه های قدیمی کسب علم باقی نمیگذارد. برخی از کارشناسان عرصه های مختلف علمی از آنجا که حضور فناوری اطلاعات را در کارهای خود احساس کردهاند دیدگاهها، تعریفات و نظرات مختلفی را در باره سواد اطلاعاتی بیان کرده و دیدگاه خود را مشرف بر تمامی جهات و جوانب دنیای اطلاعات می دانند که این کار باعث ایجاد نگرش های غیر متعارف درباره این موضوع و در نهایت اختلاف نظر میان کارشناسان عرصه های مختلف در این زمینه خواهد شد.
اگر از دیدگاه رایانه و الکترونیک به موضوع نگاه کنیم فرد دارای سواد اطلاعاتی را اینگونه تعریف خواهیم کرد: «فردی که بتواند بهعنوان شهروند الکترونیک کلیه نیازهای خود را بر آورده کند.»
و اگر از دیدگاه صرفا ارتباطی به موضوع نگاه کنیم، سواد اطلاعاتی را توانایی استفاده از رایانه و ابزارهای جانبی آن برای درک مطلب و محتوای رسانه ها در برآورده کردن نیاز رسانه ای فرد، در خواهیم یافت، اما این تعاریف نمیتواند تمام عرصه اطلاعات را در خود بگنجاند پس افراد صاحب نظر در این حوزه باید همیشه بر گستردگی موضوع وحدت نظر داشته باشند و دانشجویان این عرصه را از هر محدودیت ذهنی دور سازند.
آموزش سواد اطلاعاتی
یکی از خصلتهای فناوری اطلاعات مجازی است و بیشک بستر تبادل اطلاعات در دنیای فناوری اطلاعات نیز جهان مجازی است. سواد اطلاعاتی را نیز باید در همین بستر جستجو کرد چرا که سرعت تولید علم و اطلاعات در این عرصه آنقدر بالاست که هیچگاه فرصتی برای ایجاد یک مرکز فیزیکی که کتابها و مقالات و محصولات فیزیکی عرضه کند، نخواهد بود .
کاربرد این سواد اطلاعاتی
سواد اطلاعاتی پایه و اساس جامعه اطلاعاتی است که در آن همه بدون محدودیت های جغرافیایی، سیاسی، مالی و امثال آن میتوانند اطلاعات را دریافت کنند، تولید علم داشته باشند و آن علوم را در اختیار دیگران قرار دهند.
بزرگترین محصول این دانش از میان برداشتن محدودیتها است و به این وسیله کشورها و جوامع کمتر توسعه یافته میتوانند خساراتی که از سالهای دور بهوسیله استعمار یا فشارهای مختلف بر آنها تحمیل شده است، جبران کرده و جهشی بهسوی آینده بهتر داشته باشند. کشور هند نمونه بارز این نوع پیشرفت است.
سعید نوری آزاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....