خنده جام

متوهم باد نام تو

اصولا زبان فارسی کژتابی‌های خاص خودش را دارد، گاهی اوقات آدم می‌خواهد یک چیزی بگوید یک هو به خودش که می‌آید می‌بیند چیزهای دیگری گفته و مردم هم چیزهای دیگری شنیده‌اند. مثلا همین واژه توهّم را در نظر بگیرید ما چندین و چند ماه است که به جای خیلی چیز‌ها از این واژه توهم استفاده می‌کنیم و کارمان هم راه می‌افتد، حالا اگر بقال سر کوچه متوجه نمی‌شود و گاهی اوقات نگاه عاقل اندر سفیه به ما می‌اندازد این‌که دیگر تقصیر ما نیست.
کد خبر: ۲۲۶۳۱۳

همین پنجشنبه که آخر هفته بود رفتیم یک خرید آخر هفته‌ای بکنیم، چند قلم جنس برداشتیم و دست به جیب شدیم، وقتی در کمال نا باوری عدد 23000 تومان از دهان مبارک اصغرآقا بقال بیرون آمد. یک‌هو دهان ما باز شد و بعد که به خودمان آمدیم دیدیم زبان سرخ کار خودش را کرده است و این جمله از دهان مبارکمان خارج شده:

- عجب توهمی.

اصغرآقا بقال و سایر ساکنین مشتریان معزز طوری  تماشای ما کردند که ما خودمان هم به خودمان شک کردیم، تازه اگر دیر جلوی خودمان را گرفته بودیم، نزدیک بود زنگ بزنیم به 110 و خودمان را لو بدهیم. بگوییم آقا یک نفر اینجا به شکل مشکوکی پیدا شده و مدام در حال توهم زدن است. اما خدا را شکر جلوی خودمان را گرفتیم، اما به خانه نرسیده، عیال فرمودند که «نگفتم بچه سردیش کرده نبات حتما بگیر، چرا نبات نگرفتی؟.»

ما هم که کل ماجرا را یادمان رفته بود، برگشتیم مغازه اصغرآقا بقال نبات بخریم. وارد نشده یک هو همه سکوت کردند و اصغرآقا هم با همان نگاه عاقل اندر احمقش به ما خیره شد. گفتیم اصغر‌آقا نبات ردیف داری؟

دیدیم یک هو همه سر‌ها چرخید طرف ما. تا ما به خودمان بیاییم و بگوییم نه  از همین نبات‌های معمولی هم بود، بود.

دیدیم شاگرد اصغرآقا دست ما را گرفت برد گوشه مغازه یک کارتNA  گذاشت کف دست ما با یک بسته نبات. این زبان فارسی اصولا همین طوری است تازه یک بار که کوچک بودیم آمدیم به همسایه مان بگوییم:....

به خودمان که آمدیم، دیدیم گفته‌ایم:...

بعد هم هر کاری کردیم هیچ کس باور نکرد که ما گفته‌ایم:.. نگفته‌ایم:....

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها