حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما بیایید در حیطه نرمافزارهای کاربردی، نگاهی به نرمافزارهای منبعباز سازمانی بیاندازیم.
سیستمهای مدیریت محتوای بزرگی چون آلفرسکو (Alfresco)، سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری مانند SugarCRM و سیستمهای مدیریت منابع سازمانیای همچون Compire هیچگاه نتوانستند رقبای تجاری خود را کنار بزنند یا دستکم خود را به آنان برسانند. بهعنوان نمونه نگاهی به اوپنآفیس بیاندازیم؛ نرمافزار آفیس، تنها نرمافزاری است که میتوان بهکمک آن، تقریبا تمام امور اداری و خانگی را (دستکم در پایهایترین سطح خود) انجام داد. اما اگر به این موضوع توجه کنیم که امروزه 99 درصد فایلهای آفیس، به فرمت مایکروسافتی وجود دارند، متاسفانه باز کردن اینگونه فایلها در اوپنآفیس موجب بههمریختگی حروفچینی میشود و دوباره بایستی آن را مرتب کرد و همین اتلاف وقت باعث میشود تا هزینهبر بودن مایکروسافت آفیس به رایگان بودن این ابزار چربش داشته باشد.
این تفاوت در موفقیت از کجا ناشی میشود؟ به گمان من شناسایی کاربر در دنیای منبعباز با مشکل مواجه است، چطور ممکن است که در سطوح زیرساخت و هنگامی که کاربران نرمافزار، توسعهدهندگان و برنامهنویسان هستند، نرمافزارهای منبعباز انتخاب اول آنان باشد، اما مشتریان برنامههای کاربردی نرمافزارهای تجاری را ترجیح دهند؟ پاسخ شاید در این نکته پنهان باشد که توسعهدهندگان نرمافزارهای آزاد بیشتر برای خودشان مینویسند و زبان خودشان را خوب میفهمند.
در این هنگام، نرمافزارهای منبعباز که به جامعه کاربران علاقهمند (متعصب) خود متکیاند و استفاده بهینه از نرمافزار را وابسته به دانش فرد از آن نرمافزار میدانند (که مستلزم یادگیری و تلاش برای گسترش نرمافزار است)، در هدفگیری کاربران تجاری با مشکل مواجهاند و هرگز به جاده موفقیت نخواهند رسید.
شاید یکی دو نرمافزار کاربردی موفق منبعباز که تا به امروز شناخته شدهاند، لینوکس و فایرفاکس باشند. اولی قلمرو مراکز داده و دومی کامپیوترهای کاربران هدف را فتح کرده است. اما لینوکس در رقابت با مایکروسافت، در جایی که بحث کاربر عادی بهمیان میآید، ناموفق عمل کرده است و از طرف دیگر، بسیاری از کاربران برایشان مهم نیست که از چه مرورگری استفاده کنند و فقط یک پنجره میبینند که درونش صفحههای وب نشان داده میشود.
پس باید برای حل این موضوع، چارهای اساسیتر اندیشید. وقتی تالارهای گفتگوی نرمافزارهای منبعباز را بررسی میکنید، بسیاری از موضوعات را میبینید که حول محور کار نکردن فلان قسمت است. و بیشتر مواقع، یک پاسخ میان آنها یافت میشود که اشاره به تعمیر کردن آن قسمت توسط خود کاربر است.
بنابراین نباید فقط کارکردن بخشی از نرمافزار ملاک باشد، فهمیدن نیازهای کاربر سازمانی یکی از سختترین مراحل طراحی نرمافزار است. بیشتر مواقع نیز تفکر آنان از اجرای سیستم با تفکر برنامهنویس متفاوت است. از اینرو آنان مطمئن نیستند که چیز در بستره فناوری ممکن و چه چیز ناممکن است، به این ترتیب نرمافزارهای تجاری که مرحلهای آزمایشی را درسازمان طی میکنند، نتیجه بهتری کسب میکنند؛ چرا که خود را با نیازهای سازمان وفق میدهند. نکتهای که نرمافزارنویسان منبعباز باید به آن توجه داشته باشند، تطبیق نغرمافزار با نیازهای مشتری است. آنان باید بدانند که مشتری سازمانی بهندرت در تالارهای گفتگوی نرمافزارشان چرخ میزند تا پاسخی برای مشکل خود بیابد. در عوض شماره تلفن یک شرکت تولیدکننده نرمافزارهای تجاری را مییابد و نتیجه سریعتری میگیرد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....