در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمیتوانستی با لباس آستین کوتاه و احیانا عرقگیر در خانه زندگی کنی. زمستان برای خودش ابهتی داشت؛ اما داستان کرسی از این قرار بود که بعضیها در کنار هر یک از این وسایل گرمازا یا شاید به جای آنها از کرسی برای گرم کردن خود، نه گرم کردن خانه استفاده میکردند. کرسی چهارپایهای چوبی بود که روی آن لحاف بزرگی میانداختند. ظاهرا چند سال دیگر باید لحاف را نیز برای بچهها ترجمه کرد و زیر آن در این اواخر که زندگیها مدرنتر شده بود منقل برقی و تا پیش از آن منقل زغالی میگذاشتند و همه اعضای خانه تا گردن زیر لحاف فرو میرفتند تا خود را گرم کنند.
برگردیم به ماجرای شب چله. اواخر پاییز وقتی صدای پای ننهسرما کمکم به گوش میرسید، مادربزرگ به فکر تهیه سور و سات شب چله یا همان شب یلدا میافتاد. شب چله و یلدا یعنی چه؟ صبر کنید میگویم؛ اما پیش از آن، بقیه ماجرا: گردو و برگه زردآلو، نخودچی و کشمش، البته نه از این نخودچیهای گرد و تپلی امروزی، نخودچیهای ریز و زرد رنگی که مادربزرگ قبلا پوست آنها را جدا کرده و برای همین شب کنار گذاشته بود و شاید بتوان نمونه آن را در بازارهای قدیمی، مثل بازار امامزاده صالح پیدا کرد، انجیر خشک و اگر کمی چشم میگردانیدی، در لابهلای آن کمی هم مغز بادام. این که آجیل چه داشته باشد مهم نبود. اینها همه بهانهای بود برای جمع شدن اعضای خانواده در کنار هم.
هندوانه را مادربزرگ از خیلی وقت پیش و از تابستان در گوشهای از انبار خانه نگه داشته بود، نه به این خاطر که در زمستان هندوانه گران بود، بلکه به این دلیل که هر میوهای تنها در فصل خودش پیدا میشد، در زمستان اثری از هندوانه در میوهفروشیها نبود. مقداری هم انگور به نخ آویزان کرده و تا آن وقت به سلامت نگه داشته بود. مادربزرگ با آماده کردن این خوراکیها خیالش آسوده میشد. شب چله همه اینها را روی کرسی میچید. حافظ و شاهنامه را هم میآورد و منتظر بچهها میشد.
نبرد اهریمن و امشاسپندان
در ایران باستان، در دی ماه 4 جشن وجود داشت که شامل روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم این ماه بود؛ اما امروزه، ایرانیان تنها درازترین شب سال، یعنی شب اول زمستان را جشن میگیرند. در اصطلاح قدیم، شب اول زمستان را شب چله میگویند. مردم، زمستان را در حقیقت 2 ماه یا 2 بخش میدانستند که 40 روز اول را چله بزرگ و 40 روز آخر را که مصادف با جشن سده است، چله کوچک مینامیدند. پیشینیان براین باور بودند که در این شب، فرشته بدیها (اهریمن) با فرشته خوبیها (امشاسپندان) به جنگ میپردازند و در این نبرد طولانی که برابر درازترین شب سال است، بالاخره فرشته خوبیها، اهریمن را شکست داده و تاریکی از روشنایی شکست میخورد و صبح بعد زاده شدن مجدد خورشید، آغاز میشود. زایش خورشید و آغاز دی را، آیینها و فرهنگهای بسیاری از سرزمین کهن، آغاز سال قرار دادهاند و به شگون روزی که خورشید از چنگ شبهای اهریمنی نجات مییافت، جشن میگرفتند.
مردم سراسر ایران زمین روز پس از شب چله، یکم دی ماه را خور روز و دی گان میخواندند و به استراحت میپرداختند. در این روز عمدتا به این لحاظ از کار دست میکشیدند که نمیخواستند احیانا مرتکب کار بدی شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد.
خور روز (دی گان) در ایران باستان در عین حال روز برابری انسانها بود. در این روز همگان ازجمله شاه لباس ساده میپوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام میگرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان میدانستند و در جبههها رعایت میکردند و خونریزی موقت قطع میشد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.
جشن شب چله، پس از نوروز تنها جشنی است که تاکنون در میان ایرانیان پایدار مانده است.
میلاد دوباره نور
اما قصه این که شب چله را شب یلدا نیز مینامند چیست؟ شب یلدا را شب تولد خورشید و آغاز خلقت میدانند. در باور ایرانیان، یلدا، شب تولد خورشید است. طولانیترین شب سال سپری میشود و تاریکی که تا دیروز در روزهای سرد و تاریک بر نور غلبه یافته بود، جای خود را به نور میدهد. از این پس روز طولانیتر و شب کوتاهتر میشود و نور بر تاریکی غلبه میکند و دوره سیاهی، ظلمت و تباهی پایان میگیرد. همه چیز در حال منقلب شدن است و این آغاز انقلاب زمستانی است، در برابر انقلاب تابستانی که از اول تیر آغاز میشود. به همین دلیل در باور ایرانیان، شب یلدا شب تولد روشناییهاست که باید برای آن جشن گرفت.
یلدا ریشه در تاریخ جهان دارد. شب یلدا زادروز مهر یا میتراست. خدای پیمان و عهد و ایزدی تویی. میترائیسم یکی از تاثیرگذارترین مذاهبی است که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دین مسیحیت ردپای بسیاری از خود به جای گذاشت. این شب را از دیرباز نزد مردم جهان شبی مقدس میدانستند. یلدا از نظر معنی معادل با کلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلداست. پس از مسیحی شدن رومیان، 300 سال پس از تولد عیسی مسیح (ع) کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عیسی (ع) پذیرفت، زیرا زمان تولد او دقیقا معلوم نبود.در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. وقتی میترائیسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت، در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد، ولی پس از قرن چهارم میلادی به دنبال اشتباهات محاسباتی این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و در آن زمان مسیحیان روز 6 ژانویه را به عنوان روز تولد مسیح جشن گرفتند؛ اما با گسترش مسیحیت در آن زمان به دلیل این که نمی توانستند مردم را از برپا داشتن این جشن منع کنند، روز کریسمس را با روز 25 دسامبر جابهجا کردند. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه درباره یلدا مینویسد: «این شب در مذهب رومیان عید یلداست و آن میلاد مسیح است.» یلدای ایرانی با کریسمس از یک مایه سرچشمه گرفتهاند. در گاهشماری ایران باستان، سال با فصل سرد شروع میشد و خود واژه سال که از آن زمان به یادگار مانده است از واژه سرده گرفته شده است. اول سال مسیحی که در فصل سرد و از اول ژانویه شروع میشود، یادگاری از همان دوران است. اما آنچه مسلم است یلدا جشنی ایرانی است که ایرانیان پس از رهایی از بیدادگری و ستم، به شکرانه بازیافتن آزادی برپا میکردند و پیروزی نیکی بر بدی و روشنایی بر تاریکی و داد بر ستم را گرامی میداشتند. فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (کیانیان که از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه ازجمله گفته است:
که ما را ز دین بهی ننگ نیست
به گیتی، به از دین هوشنگ نیست
همه راه داد است و آیین مهر
نظر کردن اندر شمار سپهر
آیین درازترین شب سال
یکی از مهمترین آیینهای شب چله، شبنشینی اعضای خانواده است. نیاکان ما در این شب تا صبح بیدار میماندند تا طلوع خورشید تازه متولد شده را ببینند. لازمه برپایی جشن شب یلدا حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نشانه کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است و همچنین خوراکیهای فراوان تهیه میشد تا این شب بیداری را آسانتر کند. خوراکیهایی همچون انار و هندوانه و سنجد، به نشانه رنگ سرخ خورشید انتخاب میشدند.
اکنون آنچه از مراسم شب یلدا باقی مانده، مراسم شب نشینی است. شاهنامهخوانی و فال حافظ نیز دیر زمانی است که پای ثابت جشنهای شب یلدا شدهاند. مردم دیوان اشعار لسانالغیب را با نیت بهروزی و شادکامی میگشایند و فال دل خویش را از او طلب میکنند. در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامهخوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصهگویی پدربزرگها و مادربزرگها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر میکند. در میان ایرانیان در این شب، جایی را نمییابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. ایرانیان در هر کجای دنیا که باشند، بنا به امکانات خود خوراکیهایی فراهم میکنند، اما هندوانه میوهای است که هیچ گاه از قلم نمیافتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند، در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند، سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد. امیدوارم این موضوع باعث نشود قیمت هندوانه از این که هست گرانتر شود؛ اما اگر هم شد، مطمئن باشید میتوان بدون هندوانه هم شب چله را گذراند، هیچ آبی از آب تکان نمیخورد. بهتر است به فکر اصل ماجرا باشید و از بودن در کنار یکدیگر لذت ببرید. اینها همه ترفندهایی است که بتوانید خانواده پراکنده امروزی را که هر یک از اعضای آن سر در کار خود دارد، گرد هم آورید و شبی را با صفا و صمیمیت در کنار یکدیگر سحر کنید.
سفری به گوشه و کنار ایران در شب چله
مردم ایران در شهرها و روستاهای مختلف با توجه به فرهنگ، آداب و رسوم ویژه خود شب چله را جشن میگیرند. خراسانیها معتقدند در شب چله باید از میوههایی که دارای خواص ویژهای هستند خورد تا سال آینده خواص آنها در بدن باقی بماند. این میوهها شامل هویج، گلابی، انار، زیتون سبز، خربزه و هندوانه است که در میان میوهها، هندوانه از میوههای اصلی است که باید در شب چله خورده شود. چراکه میگویند هندوانه گرمی مغز و سوزندگی جگر را دفع میکند. همچنین معتقدند هر کس در شب چله هندوانه بخورد، جگرش لک برنمیدارد. البته پس از خوردن هندوانه، رسم براین است که پوست هندوانه را به پشتبام همسایه میاندازند تا اگر استطاعت خرید این میوه را ندارد، پوست آن را بتراشد و بخورد و این عمل تا بام همسایه هفتم ادامه دارد. از مراسم دیگر این شب فرستادن خوانچه میوه است که از طرف داماد و برای خانواده عروس فرستاده میشود. این خوانچه پر از میوه با هدایای مناسب از قبیل قواره پارچه، دستبند یا گردن بند برای عروس است. در این خوانچه باید لااقل 7 رنگ میوه (انار، انگور، پرتقال، سیب، گلابی و هندوانه) وجود داشته باشد.
رسم جالبی که در شهر کرمان از قدیم رواج داشت، این بود که مردم در این شب تا صبح بیدار میماندند به امید این که قارون در لباس هیزم شکن ( ثروتمند افسانهای) به خانه آنان وارد شود و برای خانوادههای فقیر تکههای چوب آورد. این چوبها به طلا تبدیل میشوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه میآورند. این رسم یاد آور بابا نوئل در مراسم کریسمس است.
در شیراز بیشتر خانوادهها از دوستان و آشنایان خود دعوت میکنند و برای پذیرایی میهمانان سفرهای میگسترند که بیشباهت به سفره هفت سین نوروز نیست. در این سفره آینه، قاب عکس حضرت علی، دولاله و چند شمع روشن، اسفند و انواع تنقلات شامل نخودچی، کشمش، حلوای ارده و آجیل مشکل گشا، رنگینک، ارده شیره، خرما، انجیر، به همراه چند شاخه گل قرار میگیرد. غذای ویژه شیرازیها در این شب هویج پلو به همراه کشمش، مغز گردو و رب است. در این شب، همه افراد خانواده تا دیر وقت به شوخی، گفتگو، خاطرهگویی و مشاعره میپردازند و گرفتن فال حافظ بخصوص در این شب رواج فراوان دارد.
در نقاط مختلف مازندران 2 روز مانده به شب چله مردم به تهیه مقدمات این شب میپردازند و پس از غروب آفتاب دور کرسی مینشینند و سالمندان حاضر در مجلس به تعریف از سردی زمستان و دورههای یخبندان گذشته، داستانها و افسانهها میپردازند. آنها بعد از صرف شام و چای، روی کرسی، سفرهای پهن میکنند که در آن سفره، خوراکیهایی از قبیل: پرتقال، نخود برشته و کشمش و هندوانه که شاه میوه این مجلس است، به اضافه انواع تنقلات و شیرینیهای محلی وجود دارد. افراد خانوادهها به شوخی، بذلهگویی و گفت و شنود و تفال به دیوان حافظ میپردازند. در پایان جشن هر نفر با چشمهای بسته تعدادی گردو برداشته و هنگام خواب زیر تشک خود گذاشته و صبح گردوها را میشکند؛ اگر مغز آن سفید و خوب بود، نیتش برآورده میشود. همچنین در این شب داماد خوانچهای شامل تمام چیزهایی که برای شب چله لازم است، به اضافه ماهی و مرغ به خانه همسر آینده خود میفرستد. مردم مازندران معتقدند که اگر در این شب ننه سرما گریه کند، هوا بارانی و اگر پنبههای توی لحاف را بریزد بیرون، برف و اگر گردنبند خود را پاره کند، تگرگ میبارد.
در گیلان و شهرها و روستاهای آن هرکس بنا به توانایی مالی خود میوه و آجیل تهیه میکند. مردم گیلان، خوردن هندوانه را واجب و مفید میدانند. آنها هندوانههایی که محصول بوستان خودشان بوده را برای شب چله در ساقههای برنج بافته شده نگه میدارند. افراد خانواده با چند خانواده که خویش و قوم هستند، در یک جا برگرد سفرهای جمع میشوند و به گفتگو و ترانه خوانی و بزن و بکوب میپردازند. کسانی که نامزد دارند، برای همسر آینده خود شب چله گر میفرستند که اگر این کار را نکنند، به علت ترک رسم، مورد سرزنش خانواده عروس قرار میگیرند. مردم لرستان شب چله با گوسفند یا بوقلمونی که برای شب چله، پروار و چاق کردهاند غذا تهیه میکنند. افراد خانوادهها به همراه بزرگان خانوادهها دور هم جمع میشوند و به گرفتن فال و تعریف داستان و خاطره میپردازند. آنها برای این شب مانند دیگر شهرهای ایران انواع تنقلات و میوهها، خربزه و هندوانه تهیه میکنند. شب چله نیز نوجوانان و جوانان محلههای مختلف در لرستان به گروههای 2 یا 4 نفری تقسیم میشوند و به پشت بام خانهها میروند و از مسیر دودکش بخاریهای خاموش خانههای قدیمی یا جلو پنجرهها شال میفرستند و با خواندن ترانههای مخصوص این شب تقاضای آجیل و تنقلات میکنند و صاحبخانه نیز مقداری از مواد خوراکی آن شب را به پرشال میبندد و با تکان دادن شال اشاره میکند که بالا بکشند.
درشب یلدا چکار کنیم؟
یلدا جشن خانوادگی است و شاید یکی از دلایل ماندگاریاش همین است. میتوانید در این شب با اقوام نزدیک و درجه اول دور هم جمع شوید. این بهانهای است که غیر از مراسم ختم و عروسی و شب عید، دور هم باشید. اگر با کسی کدورتی دارید، میتوانید براحتی با او آشتی کنید. اگر تازه ازدواج کردهاید، شب را بین اقوام هر دو طرف تقسیم کنید. خاطر جمع باشید که وقت کم نمیآورید، چون یلدا طولانیترین شب سال است. فال حافظ بگیرید، این کار باعث میشود سر همه گرم شود و به جای پرخوری، به فرهنگ و ادب هم بپردازند. از کسانی که شب چله سال گذشته در کنارتان بودند و حالا نیستند یاد کنید و فاتحهای برایشان بخوانید. اگر جایی مهمان هستید، حتما در پذیرایی از میهمانان به صاحبخانه کمک کنید. تا صور اسرافیل بدمد بیدار نمانید! به فکر بچهها و مدرسهشان هم باشید. ضمنا یادتان باشد همسایهها گناهی ندارند که لشگر فامیلهای شما هوس کردهاند در خانه شما دور هم باشند. حالا که پس از قرنی به هم رسیدهاید، بدون این که از کسی غیبت کنید، از کنار هم بودن لذت ببرید.
بعد از همه اینها باز هم میگوییم، یلدا بهانهای است برای این که فراموش نکنیم خانواده رکن اصلی جامعه است. اگر قرار است در خانه خود بمانید، کار روزانه خود را زودتر تعطیل کنید و طوری برنامهریزی کنید که ترافیک سنگین خیابانها مانع حضور بموقع شما در جمع خانواده نشود، در این شب حداقل برای مدتی تلویزیون را خاموش کنید، فرزندانتان را از پای کامپیوتر بلند کنید. اگر آجیل و شیرینی و هندوانه نیست، بگذارید نباشد. با اندکی تنقلات هم میتوان شاد بود و از بودن در کنار یکدیگر لذت برد. مطمئن باشید بچهها از شنیدن خاطرات کودکی شما خسته نمیشوند، آنها را سرگرم کنید. از آنها بخواهید از وقایع تلخ و شیرینی که در مدرسه و کوچه و خیابان برای آنها اتفاق افتاده است، تعریف کنند. حتما شب خاطرهانگیزی خواهد بود.
سعیده کافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: