جهانگیر الماسی:

نقش کوچک من در فیلم یک نوجوان آماتور

در سال‌های دور ما اصرار داشتیم که نشان دهیم بزرگ شده‌ایم و اوایل در فیلم‌ها و تئاتر با گچ و بعد‌ها با وسایل جدید گریم، موها و ریش‌هایمان را سفید می‌کردیم، ولی حالا کم‌کم با همان وسایل گریم، موها و ریش‌هایمان را سیاه می‌کنند.
کد خبر: ۲۲۳۶۶۵

این دو موضوع مرا به یاد این می‌اندازد که در هر دوره باید در همان سن زیست  که هستیم و آن دوران را جدی بگیریم.ما که برای رسیدن عجله کردیم و جذابیت‌ها را از دست دادیم، حالا به نوجوانان سفارش می‌کنم که موقعیت‌ها را از دست ندهید و این دوران را که دوران رشد است با نیروی نوجوانی بیامیزید.

از پاکی، شفافیت، بی‌پروایی و شجاعت نوجوانی که در سال‌های دیگر از دست می‌‌دهید استفاده کنید. یادم می‌آید سال‌های 66 یا 67 بود، یک روز که به خانه برمی‌گشتم، سرکوچه‌مان یک گروه نوجوان را دیدم که سرگرم تصویربرداری با دوربین 8 میلیمتری بودند.

حال و هوای کار گروه نوجوانان آنچنان شور و حرارتی داشت که مرا به وجد آورد.

آرام کنار کارگردان گروه رفتم و در گوشش گفتم: ببخشید!‌ می‌توانم در فیلم شما بازی کنم؟

او با تمام آن شور و حرارت کار برگشت و در حالی که مرا نشناخته بود، جواب داد: من دارم فیلم می‌سازم و نمی‌توانم هر کسی که از کنارم رد شد و گفت منو بازی بده، هنرپیشه‌اش کنم کار من جدی است آقا در همین موقع یکی از دوستانش که مرا شناخته بود به او گوشزد کرد که ایشان فلانی است. اما باز آن کارگردان جدی رو به من کرد و به من فهمانید که کارش جدی است و باز هم نمی‌تواند درخواست مرا قبول کند.

حالا که این خاطره را به یاد آوردم، یادم آمد صحنه‌ای که آن نوجوان فیلمبرداری می‌کرد مانند فیلم‌های «آندره وایدا» بود، چون در فیلم او دوربین نزدیک سطح زمین بود و دوچرخه‌ای از دور می‌آمد و جلوی دوربین به زمین می‌‌افتاد و چرخ آن در برابر لنز دوربین می‌چرخید.

به هر زحمتی که بود، آن کارگردان جدی به من اجازه داد که در این صحنه در مقابل دوربین 8 میلی‌متری او از خیابان عبور کنم و به این ترتیب من در یک فیلم آماتوری نقش کوچکی یافتم.

جهانگیر الماسی (کارگردان و بازیگر)‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها