در انتظار خلاقیت‌های آگاهی‌بخش و لذت آفرین

«بیگناهان» با سکانس طولانی دادگاه آغاز می‌شود. با رسمیت یافتن جلسه، فرد زندانی، به نقل وقایعی می‌پردازد که براساس آن، به تدریج مبانی و اسکلت‌بندی اصلی روایت و طرح، برای ما آشکار می‌شود. سه دوست، تصمیم به سرقت از بانک می‌گیرند، با وجود این‌که یکی از آنها به هنگام فرار، مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد، لیکن، موفق به فرار از صحنه می‌شوند. مفقود شدن پول‌های به سرقت گرفته شده باعث درگیری بین آنها گردیده که نتیجه‌ای، جز کشته‌ شدن یک نفر، دستگیری مجروح و فرار فرد دیگر، ندارد.
کد خبر: ۲۲۲۱۰۳

سارق مجروح، پس از گذراندن دوران زندان (که با تخفیف و بخشودگی‌هایی همراه بوده است)‌ آزاد می‌گردد. پس از گذشت 25 سال، صحنه‌های آغازین فصل بعدی روایت را، در حالی نظاره می‌کنیم که فرزند آن فرد، قصد ازدواج با جلال (سارق فراری)‌ را دارد. جلال، از خارج به داخل کشور بازگشته بدین طریق، داستان می‌رود تا پرده از ابهامات و سوالاتی را برگیرد که آن هنگام، روشن نبود.

در «بیگناهان»‌ به نوعی از تولید نمایشی روبه‌روییم که رویکردی، اجتماعی دارند. اقدام غیر اخلاقی و قانونی، سه دوست با یکدیگر، پس از گذشت بیش از دو دهه، بازتاباننده، انحطاط و انحرافاتی در بخشی از حوزه جامعه‌ای بوده که این سریال می‌خواهد، به ما بنمایاند. قسمت‌‌های چهارم و پنجم، تا حدودی، بعضی از این نمودها را بازنمایی می‌کند. نظیر تردید و موضع پسر کیایی (سارق آزاد شده)‌ با پدرش یا آشکار شدن خلاف‌های غیرقانونی و قاچاقی شرکت، توسط حسابدار.

روی آنتن رفتن حداقل 5 قسمت سریال، باید حداقل روشنگر موضوع و زمینه اصلی محتوای روایت، می‌بود.
«بیگناهان» هنوز به چنین مرحله‌ای نزدیک نشده است. این معضل، هنگامی بیشتر رخ می‌نماید که هرگونه گمانه‌زنی درباره موضوع، زمانی که در تقابل با نام سریال (بیگناهان)‌ قرار می‌گیرد، با چنان ابهاماتی آمیخته می‌گردد که استنباط یا حدس تا حدودی قابل اعتماد را، پیش‌رویمان نمی‌گذارد.

سوال این است که بین نام بیگناهان، با درونمایه اثر چه نسبتی، وجود دارد؟ با توجه به لحن نسبتا ایجابی و تاثیر‌آمیز عنوان، آیا سریال، می‌خواهد بگوید سه دوست با وجود جرمی که مرتکب شده‌اند، بی‌گناه بوده‌اند و یا به دنبال آن است، به بی‌گناهی کسانی اشاره کند که ناگزیرند بار گناه دیگران را، بردوش گیرند؟

در سکانس دادگاه و چند قسمت پس از آن، با کدهایی که در حیطه موضوع و مضمون داده شده، این نکته،‌ مبرهن است که داستان، مجال  و امکان پرداختن بیشتر به مشکلات اجتماعی‌ای را دارد که بزه،‌ جرم یا هر اقدام نابهنجار می‌تواند، در جامعه ما به وجود آورد.

سریال، اگر این مقوله را به همین گونه و از این منظر، مورد پرداخت قرار دهد، خواهد توانست، به غنای اثر و تعمیق فرهنگ عمومی مخاطب،‌ پیرامون پیامدهای منفی هرگونه حرکت مجرمانه و غیراخلاقی، کمک شایانی بنماید.

اگر پیش بینی در این باره که توجه به شعاع اثرات منفی جرم، در حوزه اجتماع بخشی از موضوع سریال است، صورتی واقعی به خود گیرد، باید به انتظار نشست، تا بنگریم، اثر به این درونمایه، از چه منظری پرداخته است. به بیانی واضح‌تر، از کدامیک از گزینه‌های الف)‌ گزینشی ب)‌ محدود به کادر‌بندی شده ج) تک صدایی (یعنی برخوردار از یک موقعیت)‌ و د)‌ نتیجه پردازش یا بازسازی مکانیکی که تمامی نمایش‌ها خارج از این گزینه‌ها نیستند،  را انتخاب خواهد کرد.

در این چارچوب و در ارتباط با این موضوع یا سوژه احتمالی دیگری که ممکن است بعد از پخش قسمت‌های دیگر،‌ موقعیت اصلی‌تری یابد، شیوه تاکید و پرداخت این مولفه‌ها، خواهد توانست، روی جذابیت یا طرد آن از سوی مخاطب، موثر واقع گردد.

تاکید روی شخصیت را باید ویژگی‌ای دانست که ماهیت روایت، طلب می‌کند. وقوع واقعه‌ای مهم در گذشته‌ای دور و سپس بازکاوی آن زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که روی انگیزه اعمال و اهداف افراد (شخصیت‌پردازی)‌ تامل و کاوش عمیق‌تری صورت پذیرد.

در پیش گرفتن این شیوه، برای شخصیت‌های اصلی، نظیر کیایی یا جلال و به موازات آن، افرادی دیگر، نظیر پسر کیایی یا دختر جلال و مادرش نیز که در هیات شخصیت طراحی شده‌اند، به اثر از نظر مضمونی، باریک‌بینی عمیق‌تر و از جهت نمایشی، جلوه جذاب‌تری خواهد بخشید.

از عواملی که به اثرگذارتر شدن پردازش شخصیت‌ها، مدد خواهد رساند، تنوع و وسعت تضادهایی است که در میان شخصیت‌های سریال به چشم می‌آید. در کنار درگیری‌هایی که مربوط به روابط آن سه دوست سارق وجود دارد، شاهد تضادهایی در میان خانواده کیایی هستیم، از یک سو، نظاره‌گر درگیری همسر و پسر کیایی با شوهر و پدرشان یا در شرکت بین کیایی و مسوول مالی و از طرفی دیگر همسر جلال نیز علاوه بر پیشینه خود، درگیر تضادهایی در حوزه زندگی شخصی‌اش، است. در این میان، پرواضح است که بازگشت جلال به کشور و حضور تدریجی‌اش در میان خانواده، می‌رود تا تنش‌های بیشتری را برای داستان به ارمغان آورد.

تاکید روی شخصیت، فواید و ثمراتی را نیز به همراه خواهد داشت. به عنوان مثال، در چنین موقعیتی، این امکان فراهم خواهد شد که سوژه به گونه جزیی و عینی‌تری بازکاوی شود. مخاطب درگیری عمیق‌تری با اثر پیدا کند و پیام و مضمون ایشان تاثیر ماناتر و تعالی‌بخش‌تری گذارد.

اگرچه برای داوری درباره جنبه‌های هنری دیگر بیگناهان باید در انتظار تماشای قسمت‌های بیشتر نشست، اما نحوه چینش و فضاسازی قسمت اول، جلوه‌هایی از خلاقیت را در برخی از موارد، مانند تدوین در معرض دیدمان قرار داده است.

در سکانس دادگاه، فلاش‌بک‌های شاهدان و مجرم در مورد چگونگی سرقت به گونه مطلوبی انجام گرفته است. هر یک از نگاه خود به روایت این واقعه پرداخته تا در پایان نیز مخاطب این حادثه را از آغاز تا پایان، نظاره می‌کند. در این میان، با اغماض از آمیختگی برخی تصاویر رنگی، در میان تصاویر سیاه و سفید، ریتم مونتاژی طراحی شده برای آن صحنه‌ها، به همراه حرکت‌های مناسب دوربین، توانسته فضا و حس مورد نظر را به مخاطب، القا کند.

«بیگناهان» حاشیه‌هایی هم دارد که مهم‌ترین آن، حضور 3 بازیگری است که بیشتر به عنوان کارگردان، شناخته شده‌اند. واقعه‌ای که می‌تواند برای کسانی که تماشاگر حرفه‌ای آثار نمایشی تلویزیونی‌‌اند، از جنبه‌های مختلف جذاب باشد.

تماشای این اثر نمایشی را با این امید ادامه خواهیم داد که هر بار دیدنش برای ما از جهت مضمون و خلاقیت‌های هنری، آگاهی‌بخش و لذت‌آفرین باشد.

محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها