حمایت‌های‌ بی‌مورد حوادث‌‌‌خونین‌‌ می‌سازد

«دعوا که شروع شد، جلو رفتم، او با دوستم گلاویز شده بود، من هم عصبانی شدم. چاقویی درآوردم، البته نمی‌خواستم بکشمش، فقط هدفم این بود که او را بترسانم. یکدفعه چاقو به بدنش برخورد کرد و خون فواره زد. ترسیدم و فرار کردم.» اینها را بهنود ــ ش می‌گوید. محمد ــ ف هم همین‌ها را تکرار می‌کند... مشابه این جملات را می‌توان در پرونده بسیاری از متهمان به قتل دیگر هم دید. این متهمان ناخواسته وارد دعوایی شدند که ربطی به آنها نداشت و بعد هم در یک لحظه عصبانیت دست به جنایت زدند. با مروری بر پرونده‌های جنایی این موضوع کاملا آشکار می‌شود که در درصد بالایی از نزاع‌های مرگبار قاتل به هواداری شخص دیگری وارد مهلکه شده است. علاوه بر این پرونده‌ها، جنایتی دیگر نیز وجود دارد که متهم با هدف حمایت از نزدیکان خود به تنهاییبهسوی ارتکاب قتل گام برمی‌دارد.
کد خبر: ۲۲۱۴۸۴

جواد، یکی از متهمان به قتل است که اخیرا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. او درباره انگیزه‌اش از آدم‌کشی می‌گوید: «برادرم معتاد بود. او دختر کوچکی داشت. هر وقت به چهره معصوم برادرزاده‌ام نگاه می کردم، دلم برایش می‌سوخت، برای همین اصرار داشتم برادرم مواد مخدر را کنار بگذارد. می‌دانستم یکی از دوستانش به نام حسن او را معتاد کرده است. حسن برادرم را بتدریج آلوده کرده و بعد هم به او مواد میفروخت. روز حادثه مشغول جر و بحث با برادرم بودم و از او می‌خواستم ترک کند که حسن از راه رسید و شروع به مشاجره با من کرد. او می‌گفت اعتیاد برادرم ربطی به من ندارد. از این مرد متنفر بودم، او زندگی برادرم را به آتش کشیده بود،به‌همین‌خاطر هم با وی درگیر شدم، او چاقویی درآورد. چاقو را از دستش گرفتم و ضربه‌ای به حسن زدم. بعد از این ماجرا فرار کردم، تا این که خانواده‌ام توانستند از اولیای دم مقتول رضایت بگیرند. پس از آن بود که خودم را معرفی کردم.»

جواد که برای حمایت از برادر معتادش مرتکب قتل شد، اکنون در زندان دوران مجازات خود را می‌گذراند و رضایت اولیای دم به معنای تبرئه کامل او نیست. نادر میرزایی ــ روان‌شناس ــ می‌گوید: «حمایت از اعضای خانواده و نزدیکان رفتاری کاملا طبیعی است اما این که کسی بخواهد به عنوان حمایت، مرتکب قتل شود، ریشه در رفتارهای پرخاشگرایانه دارد. به این معنی که در زمان قتل به نقطه اوج خشم می‌رسد و توان کنترل خود را از دست می‌دهد. بنابراین اگرچه حمایت از اطرافیان صفتی نیکو محسوب می‌شود، ارتکاب به قتل یا ضرب و جرح و رفتارهایی از این دست، امری ناپسند است که از نداشتن مهار‌ت‌های زندگی و کنترل هیجان ناشی می‌شود.»

وی می‌افزاید: «خشم یک احساس کاملا طبیعی است و همه انسان‌ها به آن دچار می‌شوند اما آنچه که اهمیت دارد چگونگی کنترل آن است. قاتلانی که در مورد آنها  بحث می‌کنیم از مقتول به آن سبب که او را عامل ضربه وارد کردن و آسیب رساندن به عضوی از خانواده‌شان میدانند، کینه به دل می‌گیرند و همین امر آنها  را به اوج عصبانیت می‌رساند، به گونه‌ای که پس از قتل بشدت دچار عذاب وجدان می‌شوند و گویی تازه به رفتار خود پی برده‌اند. حال این که در چنین شرایطی راه چاره چیست نیاز به بحث دارد. طبیعتا گفتگو و مذاکره منطقی‌ترین رفتار برای دور کردن فرد آسیب‌رسان از عضو خانواده است اما اگر شخص تحت شرایطی خاص دچار خشم شد باید بر خودش مسلط شود و به نتیجه رفتارهایش بیندیشد که البته این کار ممکن نیست مگر آن که شخص آن را در طول دوره رشد و کودکی خود و در محیط خانواده فرا گرفته باشد. روان‌ انسان‌ها به علائم خطر بسیار حساس است و همه به نوعی حس پرهیز از خطر را در خود دارند اما وقتی در یک شرایط بغرنج قرار می‌گیرند و احساس خطر می‌کنند ممکن است دو راه را پیش بگیرند؛ فرار یا درگیری. قطعا فرار از خطر به معنای فرار فیزیکی نیست؛ این که شخص چه راهکاری را اتخاذ ‌کند، بستگی به آموزش‌هایی دارد که در گذشته دیده است. بنابراین خانواده‌ها باید از کودکی به فرزندانشان 2 موضوع را توامان آموزش دهند؛ یکی روحیه حمایت از دیگران و دیگری پرهیز از رفتاری هیجانی و پرخطر. در این صورت است که هم حمایت انجام می‌شود و هم این که فرد مرتکب قتل نخواهد شد.»

حمایت‌های پوچ

در برخی پرونده‌های جنایی مشاهده می‌شود اگرچه قاتل در حمایت از شخصی دیگر مرتکب قتل شده است، این حمایت پایه و اساس منطقی ندارد و در واقع انگیزه جنایت، چیزی جز یک تصور اشتباه و باطل نیست. رضا، پسری است که در 16 سالگی مرتکب قتل شد. او می‌گوید: «من با دختری دوست بودم و رابطه ما چند ماه ادامه داشت تا این که او گفت دیگر نمی‌خواهد مرا ببیند. در همان دورانی که تلاش می‌کردم آن دختر را از تصمیمش منصرف کنم، یک روز او را در حالی که با یک پسر دیگر مشغول صحبت بود، دیدم. دختر جوان به من گفت آن پسر مزاحمش شده است، من هم به هواداری دختر، با مزاحم درگیر شدم که دعوا به قتل انجامید. بعدها فهمیدم مقتول اصلا مزاحم نبود.»

این نوع قتل‌ها غالبا در پی تصمیمی آنی و لحظه‌ای به وقوع می‌پیوندند و از عدم بلوغ فکری قاتل ناشی می‌شوند.
میرزایی می‌گوید: «نوجوانی دوره‌ای بسیار حساس است. در این دوره، فرد هنوز به بلوغ فکری نرسیده، تجربه کافی برای زندگی ندارد و اسیر هیجان‌هاست، بنابراین امکان دارد گاه به رفتارهای پرخطر نیز دست بزند. این که پسری نوجوان در حمایت از یک دختر قتل انجام می‌دهد، نمونه بارز این نوع قتل‌هاست و برخی خانواده‌ها سعی می‌کنند با اعمال محدودیت‌های بیش از حد، نوجوان خود را از قرار گرفتن در معرض این حوادث دور کنند، حال آن که محدودیت چاره کار نیست، بلکه باید با نوجوان صحبت کرد و به او آموزش داد. این وظیفه علاوه بر خانواده بر دوش سیستم آموزشی و رسانه‌هاست.»

قتل‌هایی که نوجوانان در حمایت از دیگران، بویژه دوستان خود انجام می‌دهند، در عوامل دیگری نیز ریشه دارد. حبیب منور، آسیب‌شناس اجتماعی می‌گوید: «انسان یک موجود اجتماعی است و عضویت در گروه‌های مختلف از جمله نیازهای اساسی اوست. همه آدم‌ها در طول زندگی خود به عضویت گروه‌های گوناگون درمی‌آیند. در این بین، گروه دوستان یا همپالکی‌ها، یکی از گروه‌هایی است که نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت نوجوان دارد.
نوجوان پس از عضویت در گروه دوستان سعی می‌کند مقام خودش را بالا ببرد و به جایگاهی ویژه برسد، به همین دلیل از رفتارهای گروه تقلید می‌کند و سعی دارد در کارهایی که مورد علاقه اعضاست، پیشقدم شود. حال اگر اعضای آن گروه، افرادی هنجارشکن و دارای شخصیت ضداجتماعی باشند، طبیعتا اعضای جدید هم رفتارهای پرخاشگرایانه آنان را تقلید می‌کنند. آنها برای این که شایستگی و لیاقت خود را ثابت کنند، گاه وارد دعواهایی می‌شوند که حتی از علت وقوع آن بی‌اطلاع هستند. در این بین به خاطر بی‌تجربگی و غلیان هیجانات مرتکب قتل نیز می‌شوند. در واقع انگیزه آنها حمایت از دوستان است، ولی از عواقب کاری که میکنند مطلع نیستند.»

نکته مهمی که باید به آن توجه داشت، نحوه نگاه قانون به قتل‌هایی است که به خاطر هواخواهی از فردی دیگر به وقوع می‌پیوندد. محمدحسین شهریاری، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران می‌گوید: «این دسته از قاتلان بعد از دستگیری از عمل خود پشیمان می‌شوند و با ادعای این که عمل آنها دفاع مشروع بوده، سعی می‌کنند خودشان را تبرئه کنند، حال آن که باید خاطرنشان کرد میانجیگری و حمایت از فردی دیگر باعث سلب مجازات قصاص نمی‌شود.»

وی می‌افزاید: «شهروندان باید توجه داشته باشند اگر می‌خواهند به دیگران برای حل مشکلاتشان کمک کنند، بهتر است به قانون و منطق متوسل شوند، ضمن این که در بسیاری از نزاع‌ها به دخالت بی‌مورد افراد نیازی نیست و کمک گرفتن از پلیس 110 می‌تواند بهترین کمک و راه چاره باشد.»

دفاع مشروع

برخی تصور می‌کنند قتل در حمایت از دیگران، نوعی دفاع مشروع است و این انگیزه می‌تواند آنها را از مجازات قصاص نجات دهد، حال آن که قانونگذار برای دفاع مشروع، شرایط خاص دیگری را در‌نظرگرفته است.

محمد مصطفایی، حقوقدان می‌گوید: «در ماده 627 قانون مجازات اسلامی، شرایط دفاع مشروع توضیح داده شده و آمده است: دفاع در مواقعی صادق است که اولا خوف برای نفس یا عرض یا ناموس یا مال مستند به قرائن معقول وجود داشته باشد. دوم این که دفاع متناسب با حمله باشد و سوم این که توسل به قوای دولتی یا هر نوع وسیله آسان‌تری برای نجات میسر نباشد. بنابراین اگر هریک از این شرایط وجود نداشته باشد، قتل دفاع مشروع تلقی نمی‌شود.»

 علیرضا رحیمی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها