در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان اگر نمایشگاهی بزرگ هم برپا شود، باز هم گردشگران روز تعطیل خوشحال میشوند که سری به آنجا بزنند و از نزدیک هم دستاوردهای جدید موضوع نمایشگاه را ببینند و هم تفریح و گردش کنند.
فرق نمیکند نمایشگاه در چه زمینهای باشد؛ الکترونیک، لوازم خانگی، کتاب، صنایع سنگین یا هر حوزه تخصصی. از این قرار روز جمعه 15 آذر محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی در تهران پذیرای دهها هزار نفر بود.
اما وقتی نمایشگاهی برگزار میشود و خیلیها به تماشایش میروند و البته برگزارکنندگان خوشحال میشوند، دردسرهایی برای خیلیهای دیگر به وجود میآید.
از این قرار، بزرگراه چمران و خیابانهای کوچک و پیچ در پیچ شمال نمایشگاه روز جمعه پر از خودروی در حال حرکت و پارک شده بود و میخواستی از هر خیابانی خود را از دست ترافیک سنگین و آزاردهنده آزاد کنی، نمیشد و تنها باید صبر میکردی و حرص میخوردی تا از آن محدوده دور شوی.
عده زیادی هم که صبح به کوه در درکه رفته بودند، بعدازظهر هنگام بازگشت به دستانداز ترافیک نمایشگاه برخورد کردند و آنقدر پشت خودروهایی که لاکپشتوار جلو میرفتند، دود خوردند که صدای بوق و موتور خودروها را شنیدند که ذهن و روحشان در طبیعت هرچه رشته بود، پنبه شد.
یکی میگفت: ای کاش تا شب در کوه مانده بودم یا دستکم از درکه پیاده راهم را میگرفتم و 10 - 15کیلومتر دیگر را هم همینطوری راه میرفتم تا به خانه برسم و دیگری میگفت: ما آخر نفهمیدیم این نمایشگاه از اینجا میرود یا نه ؛ بوستان میشود، یا نه ؛ گویی تنها چیزی که مثل کوه بر جای خود ایستاده و تکان نمیخورد و خم به ابرو نمیآورد، همین نمایشگاه است. حالا حالاها باید اسیر راهبندانهای خیابانهای اطراف نمایشگاه باشیم.
جهانگیر چراتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: