حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس یونسی گفت: چندی قبل قصد داشتم یک قطعه موسیقی را کپی کنم که متوجه شدم، رایانهام خراب است.
بنابراین، همراه مادرم به یکی از مغازههای خدمات رایانهای در غرب تهران رفتیم و با ارائه یک دستگاه فلش به صاحب این مرکز، از وی خواستم قطعه موسیقیای را که در آن ثبت شده است، روی یک حلقه سیدی انتقال دهد.
10 دقیقه بعد، صاحب مغازه دستگاه فلش را همراه حلقه سیدی موسیقی به من تحویل داد و با پرداخت مبلغی به وی، مرکز خدمات رایانهای را به همراه مادرم ترک کردم و به منزل بازگشتم.
شاکی ادامه داد: چند روز قبل، شوهرخواهرم با حالتی نگران و مضطرب به منزلمان آمد و گفت: در خیابان یکی از پسران محله را دیدم و او یک دستگاه فلش کامپیوتری را به من تحویل داد و ادعا کرد که داخل آن 200 قطعه از عکسهای خانوادگی شماست و این عکسها را دوستش که در یک مرکز خدمات رایانهای کار میکند، در محل کارش نگهداری میکند.
با شنیدن این حرفها بشدت شوکه شدم و فلشی را که وی به همراه آورده بود، در دستگاه رایانهام، مورد بررسی قرار دادم و متوجه شدم عکسهای داخل آن، عکسهای خانوادگیامان است که از مجلس نامزدی برادرم تهیه شده و تعدادی از عکسها هم، مربوط به خودم است.
دختر جوان افزود: پس از بررسی عکسها متوجه شدم این تصاویر چند ماه قبل در دستگاه فلش کامپیوتریام بود که برای انتقال یک قطعه موسیقی از داخل آن به یک مرکز خدمات کامپیوتری برده بودم.
به آن مغازه مراجعه و با داد و فریاد از صاحب آن مرکز خدمات رایانهای خواستم تا سیستم رایانهاش را بررسی کنم که موفق نشدم، بنابراین به دادسرا مراجعه و از وی شکایت کردم. پس از شکایت این دختر جوان، صاحب مغازه خدمات رایانهای که در غرب تهران فعالیت میکرد، چند روز قبل شناسایی و همراه یکی از دوستانش دستگیر شد و برای ادامه تحقیقات به شعبه ششم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 5 تهران انتقال یافت و مورد تحقیق قرار گرفت.
انکار در دادسرا
وحید یکی از متهمان در اظهاراتش به بازپرس یونسی گفت: چند هفته قبل وقتی برای ملاقات با دوستم محسن به مغازهاش رفته بودم، هنگام بررسی کامپیوتر وی متوجه شدم، عکسهای بسیاری در سیستم وی ثبت شده است، وقتی عکسها را چند بار نگاه کردم، متوجه شدم 200 قطعه از عکسها مربوط به جشن نامزدی یکی از اهالی محله است.
متهم ادامه داد: با دیدن این عکسها، از ترس این که مورد سوءاستفاده قرار بگیرد، آنها را در یک فلش حافظه کپی کردم و آن را از کامپیوتر دوستم پاک کردم و پس از خداحافظی با وی، به سمت منزلم رفتم.
در میانه راه، تصمیم گرفتم ماجرا را به داماد مرد همسایه که با وی آشنا بودم، بگویم بنابراین پس از جستجوی فراوان او را پیدا کرده و ماجرا را به او گفتم و دستگاه فلش کامپیوتری را به او دادم و به منزلم بازگشتم تا این که دوستم دستگیر و من هم از سوی پلیس بازداشت شدم، باور کنید، من با دوستم هیچ نوع همکاری در سرقت این عکسهای خانوادگی نداشتهام.
به دنبال اظهارات این متهم، محسن، صاحب مغازه خدمات رایانهای مورد بازجویی قرار گرفت و ادعا کرد: وقتی شاکی به مغازهام آمد، وسوسه شدم عکسهای خانوادگی وی را سرقت و در کامپیوترم کپی کنم. بعد هم فراموش کردم آن را از دستگاه کامپیوتر پاک کنم که عاقبت دچار دردسر شدم.
بنا بر این گزارش ، متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند و تحقیقات تکمیلی برای افشای ابعاد مختلف پرونده در حالی ادامه دارد که تاکنون پلیس در بررسی از فروشگاه متهم محسن موفق به کشف عکسهای خانوادگی مسروقه نشده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....