بلا‌گ جام

ترانه دزد، شتر دزد می‌شود

یکی از مسائلی که این روزها در فضای وبلاگ‌نویسی فارسی به وفور دیده می‌شود، بی‌توجهی وبلاگ‌نویسان فارسی به حقوق مولف و مصنف است. در بسیاری از وبلاگ‌ها شعرهای شاعران جوان و پیشکسوت بدون ذکر نام شاعر درج می‌شود و امکان دانلود قطعات موسیقی بدون اجازه صاحب اثر وجود دارد. بد نیست که گاهی فکر کنیم هنرمندی که ما از آثارش به هر شکلی که دوست داریم استفاده می‌کنیم برای رسیدن به این مرتبت هنری زحمت کشیده است و باید به این زحمات احترام گذاشت.
کد خبر: ۲۱۹۹۶۸

شعر و زنجیر

مریم جعفری در «من شاعرم» غزلی منتشرنشده از محمدعلی بهمنی را با مطلع:

چشم‌هایم اگر نمی‌بیند ـ ولی از حالتان خبر دارد
دیر گفتی نگاهِ از نزدیک، روی بینایی‌ام اثر دارد

نوشته است که چند بیتی از این شعر را با هم مرور می‌کنیم:

من که در روستای خود بودم، شعر با شهر آشنایم کرد
خشک می‌خواست شاخه‌هایم را او که در دست خود تبر دارد
می‌تواند که مشت پنهانم باز دندان‌شکن شود ناگاه
می‌توانم که پاسخی باشم که از این شیوه دست بردارد
شعر آن روز سرنوشتم شد که به زنجیر فکر می‌کردم
حلقه‌ای سهم برده‌ام اما وای بر هر که بیشتر دارد

پول زور نمی‌دهم!

بهاره مکرم در «ب مثل بهاره» به موضوع ترانه دزدی و خواندن بدون اجازه آثار هنری پرداخته و نوشته است: در تاریخ 19 آذر سال 1383 من ترانه‌ای با نام نقش منفی در وبلاگم گذاشتم. (این ترانه مطمئنا مجوز وزارت ارشاد را داشته که من در وبلاگم گذاشتم.) چندی بعد متوجه شدم شخصی به نام آقای... این ترانه را اجرا کردند و حتی نام آلبومشان هم هست و البته دریغ از یک خبر به ترانه‌سرا با پیگیری از دوستان، شماره و نشانی ایمیل ا‌و  را پیدا کردم و به این آقای محترم! تذکر دادم که ترانه مال من است.

وی در ادامه می‌نویسد: جالب این‌که اول طرفدارهای!مجازی ایشان پیدا شدند با الفاظ رکیک گفتند این وظیفه من است که از یک هنرمند فقیر و بی‌پول حمایت کنم.باید به ایشان ترانه هدیه بدهم و ایشان باعث پیشرفت من خواهند بود!

در ادامه می‌خوانیم: حالا ایشان برای من میل زدند و گفتند پول زور نمی‌دهند! و گفتند ترانه‌ای که روی نت باشد، باید برداشته بشود و خوانده بشود!

زنده‌یاد میقان

شهرام صاحب‌الزمانی در وبلاگ «عکسام» درباره تالاب میقان یا دریاچه توزلی گل (به زبان محلی به معنی دریاچه مه گرفته) در شمال شرقی شهر اراک که در آنجا عکاسی کرده مطلبی نوشته است.

وی با بیان این‌که میقان بی‌تردید یکی از شگفت‌انگیزترین جلوه‌های طبیعی جهان است، می‌نویسد: در گذشته شکارچیان و مردم بومی به دلیل اعتقادات محلی یارای خیره شدن به جزیره میانی دریاچه  را نداشته‌اند و آن را قلعه ضحاک خطاب می‌کردند. شاید از همین روست که به‌رغم فاصله بسیار ناچیزش تا شهر اراک تا همین روزگار ما نیز زیبایی‌ها و شگفتی‌هایش برای بیشتر مردم این شهر و دیار پوشیده مانده است.

وی در ادامه با اشاره به این‌که در آغاز فصل سرما بیش از 40 هزار قطعه پرنده بخصوص درنای خاکستری به این دریاچه می‌آیند، نوشته است: مکان آشیانه‌سازی پرندگان به خاطر احداث جاده و برداشت سیری‌ناپذیر مواد معدنی در تهدید است. تغییرات سریع سیستم آبی دریاچه و احداث بند‌ها و سدهای خاکی در بالادست و همچنین ورود وحشتناک فاضلاب‌های صنعتی و شهری به این محیط و ده‌ها مساله دیگر، امروز آنچنان صحنه‌های رقت‌انگیزی را در محیط به وجود آورده که ما خود را در برابر روند قهقرایی آن ناتوان می‌بینیم.

آرش شفاعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها