مدینه منوره - ابراهیم زاهدیمطلق: چه قبر بزرگی دارد امالبنین در سرزمینی که پارهای از مردمانش گمان میکنند پس از مردن، کاری از مرده برنمیآید و هر خفتهای را مرده میپندارند.
در کنار دیوار غربی بقیع، شاید در نزدیکترین قطعه از قبرها به مزار پنهان شده از چشمان رسولالله، شیرزنی خفته است همسر شیر.
کد خبر: ۲۱۸۳۱۵
در گوری بزرگ که گویی دست تاریخ نتوانسته او را در گور عادی جای دهد. سنگچینهایی بزرگ و جدا از همه اهل بقیع.
این سنگچینهای بزرگ و این گور وسیع رازی را بر زائران بقیع میگشایند، رازی به عظمت یک شیرزن همچون امالبنین؛ زنی که وقتی سرنوشت پسرش را از کاروانیان بازگشته از کربلا میپرسد و میشنود که: عباس و عون و جعفر و... کشته شدند، پاسخ میدهد: آنها فدای حسین. بگویید حسینم چه شد؟
مگر میتوان چنین زن عظیمی را در یک گور عادی به فراموشی سپرد و گفت: بر مردگان زاری نکنید که از آنها کاری برنمیآید. مگر زنی به دلاوری امالبنین در کنار سایر مردگان قرار میگیرد؟ نه...! نه...! او باید جدا باشد از همه صحابه و نزدیکتر از همه اهل بقیع به آرامگاه رسولالله و کمی آنطرفتر از فاطمهاش.
امالبنین در این گور بزرگ هنوز هم سوال میکند از پسرش؛ پسری که همه پسرانش را فدای او کرده است. او حقالیقینی است بر همه زائران بقیع که آنان نمردهاند و مصداقش زنانی که 14 قرن بعد از واقعه کربلا پسرانشان را میدهند به فدای حسین و گواهش جانبازانی که شرم حضورشان اجازه نمیدهد بر مزار او حاضر شوند و روضه عباس(ع) بخوانند.آری؛ چه قبر بزرگی دارد امالبنین و چه سوال بزرگی است این قبر بقیع.