کمی برای به آب زدن بدن در آبهای سرد دریای مدیترانه آن هم در ماه ژوئن زود به نظر میرسید ،اما یکی از اولین روزهای ماه مارس سال 1966 میلادی بود که مانوئل فراتی ایریبادن، وزیر اطلاعات وقت اسپانیا و بیدل دوک، سفیر ایالاتمتحده در این کشور قدم به آبهای سرد مدیترانه در کاستاکالیدا گذاشتند.
روزنامهنگارانی از سراسر دنیا هم به دهکده ساحلی کوچک پالوماری در کاستاکالیدا آمده بودند تا شاهد این آبتنی باشند. اگر بمبی هیدروژن با قدرتی معادل هزار برابر بمبی که هیروشیما را با خاک یکی کرد در کف آبهای این منطقه نیارمیده بود این علاقه و توجه به شنایی صبحگاهی کمی عجیب و حتی غیر عادی به نظر میرسید.
تنها چند هفته پیشتر از آن بدترین حادثه هستهای تمامی دوران جنگ سرد در17 ژانویه در سواحل جنوب غرب اسپانیا به وقوع پیوسته بود. در جریان عملیات سوختگیری هوایی بر فراز آسمان این منطقه یک فروند52 B آمریکا و یک هواپیمای سوخت رسان531 kc در ارتفاع 9 هزار متری زمین با یکدیگر برخورد کردند و هر دو با شکلگیری توپی از آتش منفجر شدند.
هواپیمای52 B حامل 4 بمب هیدروژنی بود که یکی سالم در مزرعه گوجهای در حومه پالومارس به زمین نشست. فیوزهای انفجاری غیرهستهای دو بمب دیگر عمل کرد که موجب شد غبار پلوتونیم در سطح منطقه پخش شود و آخری جایی در نزدیکی خط ساحلی سقوط کرد و درون شنهای نرم کف دریا فرو رفت اما هیچکس محل دقیق سقوط این بمب را نمیدانست.
در هفتههای بعد از این حادثه چنین به نظر میرسید که فیلمی تخیلی در پالومارس ساخته میشود. مردانی با لباسهای سفید حفاظتی و ماسکهایی آبی رنگ روی صورتشان در مزارع حضور مییافتند و بااستفاده از ابزارهای سنجش تشعشع به دنبال منشا آلودگیهای رادیواکتیو بودند. مردم محل از کار در مزارع منع شده و تمامی محصولی که روی زمین مانده بود، جمعآوری و نابود شد.
با هزینه دولت ایالاتمتحده خاک تمامی منطقه زیرورو شده و 1400 تن خاک آلوده برای فرآوری و تشعشعزدایی با کشتی به آمریکا حمل شد. دهها ناو جنگی آمریکایی در آبهای منطقه و بویژه در اطراف جایی که یک ماهیگیر دیده بود بمب به آب افتاده است در حال گشتزنی بودند. 81 روز طول کشید تا شناورهای آمریکایی توانستند محل سقوط بمب را در عمق 800 متری کف دریا شناسایی کنند.
این حادثه چنان وحشتی در اسپانیا به وجود آورده بود که کمسابقه و شاید حتی بیسابقه بود. آب تنی صبحگاهی آن روز هم برای جلب اعتماد مردم محلی و اثبات برطرف شدن خطر بمب ترتیب داده شده بود.
بمب سرگردان در گرینلند
تصور این که بمب اتمی سرگردان و احتمالا آسیبدیدهای در زیر آبهای سرد اقیانوس رها شده است به حد کافی دلهرهآور به نظر میرسد. آمریکاییها برای سالها اطلاعات مربوط به سقوط یک فروند52 B در گرینلند را پنهان کرده بودند و همین اواخر بود که بنگاه خبرپراکنی بریتانیا (BBC) خبری را در این مورد منتشر ساخت.
وقتی این هواپیما در گرینلند سقوط کرد فیوزهای انفجاری متعارف آن عمل کردند و منطقهای وسیع را دچار آلودگی رادیواکتیویته کردند اما آنچه دولت آمریکا برای دههها مخفی کرده بود این بود که با جمعآوری قطعات بمب مشخص شد یکی از کلاهکهای هستهای آن مفقود شده است. به ظاهر این کلاهک به عمق یخهای قطبی در شمال استاربی فرو رفته بود و هرگز پیدا هم نشد.
فقدان کلاهکهای هستهای آنچنان که ممکن است در نگاه اول امری محال و حداقل نادر به نظر آید چندان هم حادثه منحصر به فرد نیست. اتفرید ناسائور، از کارشناسان جنگافزارهای هستهای و مدیر مرکز اطلاعات امنیت فراآتلانتیک در برلین، پایتخت آلمان میگوید: وزارت دفاع ایالاتمتحده تاکنون فقدان 11 بمب اتمی را تایید کرده است. او میافزاید: این در حالی است که گمان میرود در طول دوران جنگ سرد در مجموع حدود 50 بمب اتمی مفقود شده باشند.
بخش اعظم این سلاحهای خطرناک همچنان در کف آبهای اقیانوس سرگردان هستند. در آوریل سال 1989 وقوع آتشسوزی در زیردریایی هستهای کومسومولز روسیه موجب شد این زیردریایی به همراه دو اژدر هستهایاش در عمق 1700 متری آبهای اقیانوس اطلس به گل بنشیند. پیش از آن و در 22 می 1968 میلادی هم یک زیردریایی هستهای متعلق به ارتش آمریکا به نام یواساس اسکورپیون به فاصله 320 مایل دریایی تا جزایر آرزس در عمق 1800 متری غرق شد. این زیردریایی هم حامل دو موشک هستهای بود. به دلیل عمق زیاد هیچ اقدامی در جهت خنثیسازی کلاهک هستهای این دو زیردریایی صورت نگرفت.
کمان شکسته
تعداد به مراتب بیشتری از تسلیحات هستهای به دلیل سقوط هواپیماهای جنگی بر فراز آبهای اقیانوس مفقود شده و سرنوشتی نامعلوم دارند.
در روزهای آغازین پس از جنگ سرد هیچ هواپیمایی با اتکا به سوخت موجود در منابع ذخیرهاش قادر به عبور از اقیانوس اطلس نبود و همه هواپیماها ناچار به سوختگیری بر فراز این اقیانوس بودند. برخورد هواپیماهای در حال سوختگیری با هواپیمای سوخترسان یا ناممکن بودن سوخترسانی به دلیل شرایط بد جوی موجی شده بود تا سقوط هواپیماهای نظامی بر فراز آتلانتیک پدیدهای متعارف تلقی شود.
حدفاصل دهه 1950 تا اواسط دهه 1960 میلادی که مقارن با دوران اوج جنگ سرد بود، بمبافکنهای سنگین آمریکا حامل تسلیحات هستهای تقریبا 24 ساعت شبانهروز و 365 روز سال در حال انجام ماموریتهای استراتژیک برای رویارویی با تهدیدات پیشبینی نشده از سوی اتحاد جماهیر شوروی بودند.
4مسیر اصلی گشتزنی این بمبافکنها از فراز گرینلند، مدیترانه، آلاسکا و ژاپن میگذشت. تنها با تولید بمبافکنهایی دور پرواز بود که آمار سقوط هواپیماهای حامل تسلیحات هستهای در ماموریتهای طولانی رو به کاهش گذاشت.
شاید یکی از احمقانهترین موارد <کمان شکسته( >اسم رمزی که ارتش آمریکا برای اشاره به حوادث مرتبط با سلاحهای هستهای در نظر گرفته بود) روز 5 دسامبر 1965 به بر فراز ناو هواپیمابر تیکوندروگا به وقوع پیوست. این هواپیما از ویتنام عازم ژاپن بود که وقتی بالابرهای ویژه در حال انتقال جنگندهای از توقفگاههای زیر عرشه اصلی به روی عرشه بودند ، این هواپیما به همراه خلبان و بمب هستهای نصب شده روی آن به دریا سقوط کرد و به عمق 5 هزار متری اقیانوس فرو رفت و هرگز پیدا نشد. این حادثه هم برای ماهها پنهان نگاهداشته شده بود و وقتی هم در سال 1981 میلادی افشا شد از این واقعیت که آمریکاییها در ویتنام سلاح هستهای مستقر کرده بودند، پرده برداشت. بعلاوه این اقدام مغایر با توافق آمریکا با ژاپن مبنی بر اجتناب از آوردن تسلیحات هستهای به قلمرو ژاپن بود و به همین دلیل جنجالی سیاسی بهپا شد.
منبع: اشپیگل
ترجمه : شیما خیری