بلای جان قطبی

تعریف‌ و تمجید‌ها از دیکارمو زمانی آغاز شد که این مهاجم برزیلی در خانه‌اش در برزیل مطرح نشده بود و قطبی در تهران او را یک نابغه جوان می‌خواند. می‌گفتند او در باشگاهش در 20‌‌بازی 17 گل زده است و حالا تشنه این است که به لیگ ایران بیاید و دروازه حریفان را یکی پس از دیگری فتح کند. دیکارمو را نیامده آنقدر بزرگ کردند که حتی ابراهیم توره، مهاجم سنگالی پرسپولیس هم به حرف آمد و گفت: این برزیلی بیاید من نیمکت نشین خواهم شد!
کد خبر: ۲۱۷۹۰۸

با این همه بزرگ‌نمایی دیکارمو وارد ایران شد. قد و قامتش اولین چیزی بود که جلب توجه می‌کرد. برزیلی باشی و این استایل؟! این جوان سیه چرده بلند‌تر از تمام حاضرین در تمرین پرسپولیس بود و این خود بهترین دلیل برای تکنیکی بودنش بود. این را هواداران پرسپولیس بین هم زمزمه می‌کردند. آنها توقع داشتند مهاجم جدیدشان، چون برزیلی است حتما تکنیکی باشد، اما از علی کریمی‌ثانی خبری نبود.

دیکارمو 2 هفته‌ای در تمرینات پرسپولیس شرکت کرد، اما جنجالITC ، او را دیرتر از حد تصور روانه میدان کرد. در همان روزهایی که این مهاجم برزیلی فقط تمرین می‌کرد، تعریف و تمجیدهای قطبی همچنان ادامه داشت: «مهاجم گلزنی است و می‌تواند برای هر تیمی خطرناک باشد.» قطبی بدون آن‌که بداند این تعریف‌ کردن‌ها می‌تواند در روحیه دیگر مهاجمان تیمش اثر منفی بگذارد، آنقدر دیکارمو را بزرگ کرد تا نوبت به اولین نمایش این بازیکن با پیراهن پرسپولیس برسد؛ 20 دقیقه پایانی بازی با استقلال.

حضور او در زمین توام شد با گل طلایی علی کریمی در واپسین ثانیه‌های دربی. البته دیکارمو چیزی برای ارائه نداشت، اما همین که ناشناخته بود، کلی از حساب و کتاب‌های امیر قلعه‌نویی را به هم ریخت تا علی کریمی در فضایی آزاد گل تساوی پرسپولیس را بزند. پس برای بازی اول بد نبود.

«او مهاجمان استقلال را به خود مشغول کرد.» این را قطبی پس از دربی گفت تا به نوعی مهاجم برزیلی‌اش را در شکست نخوردن تیمش مقابل استقلال سهیم بداند. هواداران پرسپولیس هم که برایشان نباختن به استقلال به اندازه یک قهرمانی می‌ارزید، بعد از آن بازی با این توجیه که این اولین بازی دیکارمو بود، گفتند بد نبود، خوب بود!
خود دیکارمو هم برای اولین بار در پایان همان بازی با خبرنگاران صحبت کرد: «برخلاف برخی انتقادها عملکرد بدی نداشتم. من معجزه‌گر نیستم که بتوانم کارهای خارق‌العاده انجام دهم و فکر نمی‌کنم که مقابل استقلال اشتباه فاحشی انجام داده باشم»! پس از آن دیگر نه دیکارمو روی خوش دید و نه پرسپولیس. آنها در مشهد 4 3 به ابومسلم باختند و یک هفته بعد هم در اهواز 3 2 مغلوب فولاد شدند. در تمام آن روزها قطبی مجبور بود به 2 چیز پاسخ دهد؛ ناکامی پرسپولیس و ضعیف بودن دیکارمو!

دیکارمو در مقابل ابومسلم چند موقعیت خود را به بدترین شکل ممکن از دست داد و در اهواز هم با وجود آن‌که یک گل زد، چند توپ خود از جمله یک موقعیت مسلم در 6 قدم دروازه حریف را گل نکرد تا همچنان در نقطه سیاه سیبل منتقدان قرار داشته باشد. قطبی که بعد از گل بی‌فایده دیکارمو در اهواز به اندازه گلزنی کسی چون پسرش خوشحال شده بود، فکر می‌کرد با این گل همه چیز تمام شده و حالا همه باید بپذیرند که مهاجمی که به واسطه او به پرسپولیس آمده یک مهاجم کلاسیک و ایده‌آل است. اما شعار هواداران در اولین تمرین پرسپولیس پس از بازی با فولاد، بزرگ‌ترین نهیب برای قطبی بود؛ «دیکارمو... دیکارمو همین بود؟»!

دیکارمو حتی قادر به استپ یک توپ ساده هم نبود و قطبی چاره‌ای جز پافشاری بر اعتقادش نداشت. او پس از پیروزی 3‌بر یک پرسپولیس مقابل برق شیراز با وجود آن‌که باز هم از دیکارمو چیزی دیده نشد، گفت: «او فقط 21 سال سن دارد، توقعات و فشار بر روی او بسیار بالاست با 4 بازی نمی‌شود در مورد کیفیت یک بازیکن اظهارنظر کرد. من هنوز هم اعتقاد دارم که او 10 گل خواهد زد.»

بعد هم نوبت به بازی با سپاهان رسید. همان مسابقه‌ای که همه‌چیز را مثل آوار روی سر قطبی و دیکارمو خراب کرد. دیداری که قطبی و دیکارمو بارها پیش خود زمزمه کرده‌اند؛‌ ای‌کاش هیچ وقت برگزار نمی‌شد.

پرسپولیس این بازی را از سپاهان برد، اما دیکارمو در پایان آن در حضور 50 هزار هوادار قرمزپوش نقش بر زمین شد و شروع به گریه کرد. اتفاقات این بازی طوری رقم خورد که همه در پایان گفتند، او اصلا فوتبالیست نیست! دیکارمو حتی پس از عبور از دروازه‌بان سپاهان نتوانست توپ را وارد دروازه خالی حریف بکند و دقایقی پس از آن هم در شرایطی کاملا تک به تک باز هم توپ را به بیرون زد. فشارها به اوج خودش رسید. آنقدر بالا که باعث گریه این برزیلی شد. در پایان آن بازی چه باید به خبرنگاران می‌گفت. این تنها فکر قطبی در راهروی ورزشگاه آزادی بود: «دیکارمو مهاجم خوبی است، مگر ندیدید چگونه خود را در موقعیت گل قرار می‌دهد؟! تازه موقع به ثمر رسیدن گل‌های ما اگر او درگیر نمی شد، موقعیت برای سایر بازیکنان ما ایجاد نمی‌شد. مطمئن باشید دیکارمو هم ثمرش را نشان خواهد داد.»

از آن کنفرانس مطبوعاتی به بعد دیگر این دیکارمو نبود که سوژه اول مطبوعات و مردم بود، بلکه خود قطبی به سوژه داغ تبدیل شده بود. چرا باید قطبی تا این حد از یک بازیکن ضعیف حمایت کند؟! اینجا بود که جنجال رسانه‌ای دیکارمو به یک جنجال مدیریتی در پرسپولیس تبدیل شد و تخم آن را هم فرخزادی کاشت. عضو هیات مدیره پرسپولیس پس از شکست قرمزها در شیراز گفت: برای فسخ قرارداد دیکارمو آماده‌ایم و اگر قطبی بخواهد او را اخراج خواهیم کرد.

پس از آن مصطفوی هم ساکت نماند و گفت: «پس از مذاکره با قطبی تکلیف دیکارمو را مشخص می‌کنیم.» مدیرعامل پرسپولیس همانی بود که 2 هفته پیش در تمجید از مهاجم برزیلی قطبی گفته بود: «دیکارمو انگیزه زیادی برای گلزنی دارد، اما شما نیز باید توجه داشته باشید که او از یک فرهنگ مختلف، کشور مختلف و دین و آیین متفاوت به ایران آمده است. او هنوز جوان است و به طور کامل خودش را با فضای فرهنگی و ورزشی ایران وفق نداده است و این مساله نیاز به گذشت زمان دارد. او زبان انگلیسی را هم نمی‌فهمد و این مساله باعث تنهایی بیشترش شده است که امیدواریم به مرور روند بهتری پیدا کند.» اما ظاهرا صبر مصطفوی هم خیلی زود به سر آمد تا سرانجام قطبی با یک عکس‌العمل تند وارد عمل شود.

البته در این میان برنامه 90 و حرفهای  عادل فردوسی‌پور هم مثل نمکی بر روی زخم همه چیز را بدتر کرد. عادل به کمک دوستانش اطلاعاتی از این بازیکن برزیلی درآورد که قبل از آن هیچ کس حتی خود مصطفوی در موردش چیزی نمی‌دانست.

«دیکارمو بازیکنی که از دسته سوم برزیل به ایران آمده است و در تیم‌های آماتور بازی کرده است»! این افشاگری عادل باعث شد قطبی در پایان یکی از جلسات تمرینی پرسپولیس موضعش را به جدیت به زبان آورد تا حساب کار دست تمام کادر مدیریتی پرسپولیس بیاید: «تا زمانی که هستم هیچ بازیکنی از جمله دیکارمو از تیم جدا نمی‌شود و در غیراینصورت مرا نیز باید اخراج کنند.»

قطبی برای اینکه بفهماند حساسیت او فقط روی دیکارمو نیست، افزود: «به تمام بازیکنان تا لحظه‌ آخری که در ایران هستم نیاز دارم و به هیچ عنوان زیربار فشار نمی‌روم. بهتر است دوستان عجولانه تصمیم‌گیری نکرده و منتظر روزهای خوب آینده بمانند.»

پس از آن خود دیکارمو هم برای اینکه جواب منتقدانش را داده باشد، حرفی زد که اگر نمی‌زد سنگین‌تر بود: «من 3 سال در تیم دسته اولی واسکودوگاما با روماریو همبازی بودم. در تیم خود بهترین بازیکن بوده و کسی نمی‌تواند بگوید که من بازیکن حرفه‌ای نیستم. از 18 تا 20 سالگی عضو این تیم بوده‌ام، سپس با تیم سنه قرار داد بستم. این تیم نیز از تیم ‌های بزرگ و حرفه‌ای برزیل است و در دسته اول این کشور حضور دارد.»

تا این جا شد 2 دروغ. او نه در واسکودوگاما همبازی روماریو بود و نه «سنه» تیم دسته اولی برزیل بود. حرفهای دیکارمو در مورد بازی در تیم «سنه» درست بود، اما این تیم در پایین‌ترین سطح فوتبال برزیل بازی می‌کرد، نه در دسته اول.

لیگ منطقه‌ای یعنی 3 رده پائین‌تر از لیگ دسته سوم. این همان جایی بود که دیکارمو بازی می‌کرد، اما چون پیش خود گفته بود ایرانی‌ها از همه جا بی‌خبرند، نمی‌توانند حقایق را در مورد من متوجه شوند.

البته مشکل دیگر این بازیکن جوان این بود که او هیچ مدرکی هم برای اثبات حرف‌هایش نداشت و تنها می‌گفت: «چرا تصور می‌کنید یک بازیکن باید همه مدارک زندگیش را با خود حمل کند؟»!

به واقع دیکارمو تحفه دهان سوزی نبود که قطبی بخواهد بیشتر از این اعتبارش را خرج او کند. این را مشاوران قطبی به او گوشزد کردند و سرانجام پس از حضور ناموفق این بازیکن در دقایق پایانی بازی با صبای قم، دیکارمو طعمه‌ای شد برای رهایی موقت افشین قطبی از فشار منتقدانش. قطبی که باید در توجیه نتایج ضعیف تیمش کاری می‌کرد به اخراج دیکارمو رضایت داد تا با عقب‌نشینی از موضعش حداقل تا قبل از بازی با پیکان نفسی به راحتی کشیده باشد.

دیکارمو اخراج شد تا تمام شایعاتی که پیرامون این بازیکن در حال سرباز کردن بود، تا حدودی بسته شود. یکی از این شایعات دست داشتن زن قطبی در پرسپولیسی شدن دیکارمو بود. آخر وکیل این بازیکن جوان برزیلی یک کره‌ای بود و زن قطبی هم از بد ماجرا یک کره‌ای است. قطبی به خاطر همین ارتباط ساده به دلالی در این انتقال متهم شد که در ادامه با اخراج مارکو، دستیار برزیلی قطبی همه تقصیرها هم به گردن این برزیلی افتاد.

اما عجیب‌تر و جالب‌تر از تمام این ماجراها، خبری بود که چند روز پس از اخراج دیکارمو به گوشمان رسید. ناصر حجازی، سرمربی جدید ابومسلمی‌ها که این هفته برای اولین بار می‌خواهد روی نیمکت این تیم مشهدی بنشیند، عنوان کرده این دیکارموی پرسپولیسی‌ها را به هر قیمتی می‌خواهم!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها