باید‌ تغییر‌ کنیم

توسعه‌ فناوری‌ و رشد امکانات‌ ارتباطی‌ در جهان‌ امروز تاثیری‌ شگرف‌ بر مبادلات‌ فرهنگی‌ جوامع‌ گذاشته‌ است. در این‌ کـارزار هـر مـلتی‌ سودای‌ آن‌ دارد تا با بـسـتـرسـازی‌ و حـضـور در عرصه‌های‌ بین‌المللی‌ داشته‌های‌ خویش‌ را هرچه‌ بهتر نمایان‌ سازد و راه‌ را بر گفتگو و تعامل‌ با دیـگـر تـمـدنـهـا بگشاید. ادبیات‌ و علوم‌ انسانی‌ نیز هیچگاه‌ از این‌ قاعده‌ مستثنی‌ نبوده‌ و با بهره‌مندی‌ از امکانات‌ خویش‌ در ایجاد و ساماندهی‌ تعاملات‌ فرهنگی‌ از جایگاه‌ ویژه‌ای‌ برخوردار بوده‌ است.‌
کد خبر: ۲۱۷۶۷۲

 اما نکته‌ای‌ که‌ در کشور ما به‌ عنوان‌ سدی‌ نفوذناپذیر امکان‌ ساماندهی‌ به‌ چنین‌ ارتباطاتی‌ را کور  کرده، نپیوستن‌ به‌ قانون‌ حقوق‌ مولفین‌ و مصنفین‌ (کپی‌رایت) است‌ که‌ علاوه‌ بر تمامی‌ مشکلات‌ و  مصائب‌ موجود در ارتباط‌ ایران‌ با دنیای‌ شرق‌ و غرب‌ هر نوع‌ پیشروی‌ در این‌ زمینه‌ را با مـشـکـلات‌  جـدی‌ مـواجـه‌ کرده‌ است. بــه‌ رسـمـیــت‌ نـشـنــاخـتـن‌ حـقـوق‌ اولـیـه‌ بین‌المللی‌ در زمینه‌ نشر و بهره‌برداری‌  از دسترنج‌ دیگران، آن‌ هم‌ در زمانی‌ که‌ بیش‌ از یک‌ قرن‌ از تصویب‌ چنین‌ قوانینی‌ در خارج‌ از  مرزهای‌ ایران‌ می‌گذرد، ایران‌ را حتی‌ در عرضه‌ آثار و تولیدات‌ فرهنگی‌ خـویـش‌ با مشکل‌ مواجه‌  کرده‌ است. سالهاست‌ که‌ ناشران‌ ایرانی‌ به‌ این‌ روند نادرست‌ خو کرده‌اند و حتی‌ کوچک‌ترین‌  کوششی‌ از جانب‌ آنها برای‌ اصلاح‌ و سلامت‌ صنعت‌ نشر صورت‌ نگرفته‌ است.‌

 یکی‌ از تمهیداتی‌ که‌ می‌توانست‌ به‌ رویکردی‌ مطلوب‌ در این‌ عرصه‌ تبدیل‌ گردد، اخذ اجازه‌ از  نویسنده‌ و بازماندگان‌ وی‌ بود که‌ آن‌ هم‌ به‌ جز در مواردی‌ معدود به‌ دست‌ فراموشی‌ سپرده‌ شد و  حتی‌ مورد ریشخند برخی‌ از اصحاب‌ صنعت‌ نشر قرار گرفت. کسب‌ اجازه‌ از همسر ریموند کارور  برای‌ انتشار آثارش‌ در ایران، مجوز انتشارات‌ نیلا برای‌ انتشار نمایشنامه‌های‌ یون‌ فوسه،  نمایشنامه‌نویس‌ نروژی‌ و نیز قرارداد انتشارات‌ کاروان‌ برای‌ انتشار آثار پائولو کوئیلو در ایران،  اگرچه‌ قطره‌ای‌ است‌ در این‌ دریای‌ مواج‌ و بی‌قانون، اما می‌تواند به‌ عنوان‌ حرکتی‌ موثر در جهت‌  فرهنگ‌سازی‌ باشد.‌

 اگر ما می‌خواهیم‌ از ظرفیت‌های‌ آثار نـویـسـنـدگـان‌ خـویـش‌ برای‌ حضور در عرصه‌های‌ بین‌المللی‌  بهره‌مند شویم، می‌بایست‌ رویکردی‌ صادقانه‌ و معقول‌ را در این‌ مورد در پیش‌ بگیریم‌ و تنها در  هنگام‌ انتشار آثار نویسندگان‌ خودمان‌ در آن‌ طرف‌ آبها فریادمان‌ بلند نشود که‌ چرا حقوق‌ ما  رعایت‌ نشده‌ است. گرچه‌ تا آنجا که‌ در ذهن‌ دارم، هیچگاه‌ چنین‌ اتفاقی‌ برای‌ اثری‌ ایرانی‌ رخ‌  نداده‌ است، اما آثار آن‌ طرفی‌ها حتی‌ خیلی‌ وقتها زودتر از توزیع‌ جهانی‌شان‌ در کشور ما و از  راههای‌ غیرقانونی‌ ترجمه‌ و انتشار یافته‌ است.‌

 واقعیت‌ آن‌ است‌ که‌ تا دیر نشده‌ باید به‌ رونـــد تــغــیـیــر قــوانـیــن‌ و پـیــوسـتــن‌ بــه‌ کـنـوانـسـیون‌های‌ جهانی‌ در  این‌ زمینه‌ سـرعـت‌ دهـیـم. ادبـیـات‌ مـا بـا امـکانات‌ بالقوه‌ای‌ که‌ دارد می‌تواند از این‌ محاق‌ درآمـده‌ و در  عـرصـه‌ جـهـانـی‌ قـربـانـی‌ قانون‌گریزی‌ صنعت‌ نشر ایران‌ نباشد. باید تغییر کنیم‌ تا بتوانیم‌ در عصری‌ که‌  همه‌ بر مرکب‌ جهانی‌سازی، شالوده‌های‌ فرهنگی‌ کـشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ را از ریشه‌ مـی‌زنـنـد،  بـرای‌ خودمان‌ تخته‌ پاره‌ای‌ دست‌وپا کنیم‌ که‌ از سیلی‌ یکسان‌کننده‌ که‌ در راه‌ است‌ در امان‌ بمانیم.‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها